برگردان به زبان ساده
هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
که براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
هوش مصنوعی: ای برترین موجودات عالم، زینجا نروید و آرام نگیرید، زیرا امشب فرصت ویژهای است که درخشانتری از موجودات به اینجا آمده است. پس وقتی کارهایتان تمام شد، به کار و کوشش بپردازید.
چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست
تو برآ بر آسمانها بگشا طریق و مذهب
هوش مصنوعی: زمانی که همه راهها بسته و امید به دست آوردن چیزی از بین رفته، تو باید تلاش کنی و در آسمانها راهی تازه برای خودت باز کنی و دینی نو پیدا کنی.
نفسی فلک نیاید دو هزار در گشاید
چو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن لب
هوش مصنوعی: اگر دو هزار بار در زندگی به من نفس نرسد، ولی وقتی امیر خاص با دعا دست به دعا بردارد، در آن لحظه هر در بستهای به روی من گشوده خواهد شد.
سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهی
چو بگوید او چه خواهی تو بگو الیک ارغب
هوش مصنوعی: به دریا برو مانند ماهی که به دام شاهی افتاده است، وقتی از تو بپرسد چه میخواهی، تو بگو که به سمت من بیا.
چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم
چو به قلب تو رسیدم چه کنم صداع قالب
هوش مصنوعی: وقتی صدای تو را شنیدم، مانند قلمی که بر روی کاغذ میدود، به سمت تو حرکت کردم. اما وقتی به قلبت رسیدم، نمیدانم چه باید بکنم که سرم به درد آمد.
ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان
که شدهست از سلامت دل و جان ما مطیب
هوش مصنوعی: من از سلام خوشرویان پرهیز میکنم، زیرا که از سلامت روح و جان ما بسیار دور است.
ز کف چنین شرابی ز دم چنین خطابی
عجبست اگر بماند به جهان دلی مودب
هوش مصنوعی: اگر کسی از چنین نوشیدنی لذیذی بنوشد و از چنین پیامی شنیده باشد، عجیب است که دلش در این دنیا از ادب و نزاکت خالی بماند.
ز غنای حق برسته ز نیاز خود برسته
به مشاغل اناالحق شده فانی ملهب
هوش مصنوعی: با برخورداری از نعمتهای الهی، از نیازهای خود آزاد شده و به مقام والایی رسیده است، به گونهای که خود را در حقیقتی عمیق محو کرده است.
بکش آب را از این گل که تو جان آفتابی
که نماند روح صافی چو شد او به گل مرکب
هوش مصنوعی: آب را از این گل بکشید، چون تو همانند آفتابی هستی که اگر در گل بماند، روح پاکش از بین میرود.
صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت
که به قرب کل گردد همه جزوها مقرب
هوش مصنوعی: برای تو درود میفرستم تا نزدیکیات بیشتر شود و همه اجزاء به سوی کمال نزدیکتر گردند.
دو جهان ز نفخ صورت چو قیامتست پیشم
سوی جان مزلزلست و سوی جسمیان مرتب
هوش مصنوعی: دو دنیا به خاطر تأثیر روحی که دارم، مانند قیامت در برابر من است. روح من به سوی دنیای معنوی و آرامش میرود، در حالی که جسمم به سمت دنیای مادی و مرتب پیش میرود.
به سخن مکوش کاین فر ز دلست نی ز گفتن
که هنر ز پای یابید و ز دم دید ثعلب
هوش مصنوعی: سخن را زیاد نگو، زیرا فرزند دل است و نه چیزی که از زبان بیرون میآید. هنر از تلاش به دست میآید و نه از سخن گفتن.