برگردان به زبان ساده
با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی
رنجور و ناتوانم نایی مرا ببینی
هوش مصنوعی: من از تو دلخورم، ای محبوب، چرا اینقدر ضعیف و رنجور شدهام؟ آیا نمیتوانی حال مرا ببینی؟
دیدی که سخت زردم پنداشتی که مردم
آخر چگونه میرد آنک تواش قرینی
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوان انکار کرد که تو من را در حالتی میبینی که به شدت در حال زردی و زوال هستم. حالا خودت تصور کن که در چنین وضعیتی چطور باید آخرین لحظات زندگیام را بگذرانم، در حالی که تو هم به نوعی با من مرتبطی.
یا سیدی و روحی حمت فلم تعدنی
یا صحتی شفایی لم تستمع حنینی
هوش مصنوعی: ای آقا، جانم فدای تو، پس چرا به من توجه نمیکنی؟ ای عزیزم، چرا دردم را نمیشنوی؟
بس احتراز کردم صبر دراز کردم
امروز ناز کردم با اصل نازنینی
هوش مصنوعی: امروز بعد از مدتها صبر و تحمل، خودم را لوس و ناز نمودم و با کسی که ذاتاً ناز دارد، رفتار کردم.
امشب چو مه برآید داوود جان بیاید
ای رنج موم گردی گر برج آهنینی
هوش مصنوعی: امشب که ماه میتابد، جان داوود به سوی ما خواهد آمد. ای رنج و درد، مانند موم نرم شو، اگرچه به ظاهر سخت و محکم هستی.
شب بنده را بپرسد وز بیگهی نترسد
شب نیز مست گردد بینقل و ساتکینی
هوش مصنوعی: در شب، بنده با خیال آسوده و بدون ترس از بیخبری، شب را میپرسد و در این حالت شب هم به نوعی مست و سرمست میشود، بدون اینکه نیاز به دلخوشی یا تکیهگاهی داشته باشد.
ای ناله چند ناله افزونتری ز ژاله
بر بنده کمینه تو نیز در کمینی
هوش مصنوعی: ای ناله، چرا به جای بندهی کمینه، بیشتر از باران ناله میکنی؟