برگردان به زبان ساده
آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
در دل چگونه آید از راه بیقیاسی
هوش مصنوعی: وقتی آن ماه در دل انسان حضور پیدا میکند، انسان به شگفتی میافتد که چگونه میتوان او را شناخت و درک کرد بدون اینکه از مقیاسهای معمولی استفاده کنیم.
گر گویی میشناسم لاف بزرگ و دعوی
ور گویی من چه دانم کفر است و ناسپاسی
هوش مصنوعی: اگر بگویی که میشناسم، به این معنی است که خود را بزرگ و سرشناس میدانم و ادعای بزرگی میکنم. ولی اگر بگویی من چه میدانم، این نشاندهنده کفر و ناسپاسی است.
بردانم و ندانم گردان شدهست خلقی
گردان و چشم بسته چون استر خراسی
هوش مصنوعی: مردم به گونهای دچار چرخش و تغییر شدهاند که به مانند یک الاغ کور، فقط به دنبال راهی میگردند و نمیدانند به کدام سمت میروند.
میگرد چون خراسی خواهی و گر نخواهی
گردن مپیچ زیرا دربند احتباسی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند خر دور خود بچرخی و اگر نمیخواهی، گردن خود را نپیچان زیرا در بند و زنجیر هستی.
یوسف خرید کوری با هیجده قلب آری
از کوری خرنده وز حاسدی نخاسی
هوش مصنوعی: یوسف با هیجده دل به خاطر کوری خریداری شد. این کار به خاطر کوری کسی است که حسد میورزد و به او ضرر میزند.
تو هم ز یوسفانی در چاه تن فتاده
اینک رسن برون آ تا در زمین نتاسی
هوش مصنوعی: تو نیز مانند یوسفانی هستی که در چاه گرفتار شدهاند، اکنون زمان آن رسیده که به کمک یک طناب بیرون بیایی و به زمین نرسی.
ای نفس مطمئنه اندر صفات حق رو
اینک قبای اطلس تا کی در این پلاسی
هوش مصنوعی: ای نفس آرام، در صفات خداوند دور بگرد و ببین که این پوشاک مجلل تا کی همراه تو خواهد بود.
گر من غزل نخوانم بشکافد او دهانم
گوید طرب بیفزا آخر حریف کاسی
هوش مصنوعی: اگر من غزل نخوانم، او به من میگوید صحبت کن و شادی را بیشتر کن، زیرا دوست من نیز در این جمع است.
از بانگ طاس ماه بگرفته میگشاید
ماهت منم گرفته بانگی زن ار تو طاسی
هوش مصنوعی: از صدای طاس (همان طاس به معنی ظرف) ماه، من هم دچار حالتی شدهام. اگر تو ظرفی را به صدا درآوری، من هم در این حالت خواهم بود.
آدم ز سنبلی خورد کان عاقبت بریزد
تو سنبل وصالی ایمن ز زخم داسی
هوش مصنوعی: انسان به خاطر لذتهای زودگذر و پنهان، ممکن است در نهایت دچار آسیب شود. اما کسی که به عشق و وصال واقعی دست یابد، از آسیبها و رنجها در امان است.