برگردان به زبان ساده
ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی
شادی هر مسلمان کوری هر فسوسی
هوش مصنوعی: برای ما روشن است که هم خوشی و جشن عروسی، نشانه شادی هر مسلمان است و هر کسی که در این شادی شرکت نکند، دلی بیخبر و کوری دارد.
هر روز خطبهای نو هر شام گردکی نو
هر دم نثار گوهر نی قبضه فلوسی
هوش مصنوعی: هر روز سخنی تازه و هر شب داستانی جدید، و در هر لحظه گوهری ارزشمند به یادگار میگذارم.
عشقی است سخت زیبا فقری است پای برجا
بر آسمان نهی پا گر دست این دو بوسی
هوش مصنوعی: این عشق به قدری زیباست که غم فقر را از بین میبرد. اگر به آسمان قدم بگذاری و این دو را در آغوش بگیری، به اوج میرسی.
جانی است چون چراغی در زیر طشت قالب
کرد به پیش نورش خورشید چاپلوسی
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که روح یا جان انسان مانند یک چراغی است که در زیر ظرفی پنهان شده و باید نور آن را از میان موانع و محدودیتها به نمایش بگذارد. این نور حتی میتواند با وجود سایهها و موانع، فراتر از نور خورشید و ستایشها قرار بگیرد. به نوعی میتوان فهمید که وجود واقعی و ارزشهای انسان باید دیده شوند، حتی اگر در شرایط دشوار پنهان شده باشند.
صد گونه رخت دارد صد تخت و بخت دارد
تختش ز رفعت آمد نی تخت آبنوسی
هوش مصنوعی: او چهرهای دارد که به هزار روش و شکل جلوه میکند و در زندگیاش خوشبختی و مقام دارد. جایگاه او به خاطر بلندی و عظمتش است و نه به خاطر ظاهرش.
رختش ز نور مطلق در تخته جامه حق
نی بارگیر سیسی نی جامههای سوسی
هوش مصنوعی: لباس او از نور بینهایت ساخته شده است، در حالی که لباس حق بر دوش او قرار دارد. نه از سنگینی و وزنی رنج میبرد و نه درگیر لباسهای ظاهری و دنیوی است.
از ذوق آتش دل وز سوزش خوش دل
آتش پرست گشتم اما نیم مجوسی
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و هیجان آتش در دلم و درد دل خوشجوشی که دارم، جذب آتش شدم، اما باز هم به دین زرتشتیها (مجوس) گرایشی ندارم.
روزی دو همره آمد جان غریب با تن
چون مرغزی و رازی چون مغربی و طوسی
هوش مصنوعی: روزی دو همسفر وارد شدند، یکی با روحی غریب و دیگری با بدنی ظریف مانند پرنده و رازی در دلش مثل رنگهای مغربی و طوسی.
پرویزن است عالم ما همچو آرد در وی
گر بگذری تو صافی ور نگذری سبوسی
هوش مصنوعی: زندگی ما مانند آرد است؛ اگر از آن بگذری و وارد دنیای پاک و خالص شو، به صفا و روشنی خواهی رسید، اما اگر از آن عبور نکنی، تنها دانهای تیره و ناپاک خواهی ماند.
هر روز بر دکانها بازار این خسان بین
ای خام پیش ما آ کتان ماست روسی
هوش مصنوعی: هر روز در بازار ببیند که افراد نادان چقدر به کارهای بیهوده مشغولاند، ای نادان! بیا و ببین تو هم چطور در دام این مسایل گرفتار میشوی.
بشکن سبوی قالب ساغر ستان لبالب
تا چند کاسه لیسی تا کی زبون لوسی
هوش مصنوعی: شکستن سبوی حاوی شراب را توصیه میکند تا از آن پرکنید و دیگر به لیساندن کاسهها ادامه ندهید و از صحبتهای بیمعنا و پوچ خسته نشوید.
دستور میدهی تا گویم تمام این را
تا شرق و غرب گیرد اقبال بینحوسی
هوش مصنوعی: تو میخواهی بگویم که اگر این کار را انجام دهم، موفقیت و شادکامی به شرق و غرب خواهد رسید و هرگونه بدشگونی از بین خواهد رفت.