برگردان به زبان ساده
صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
صنما به حق لطفت که میان ما درآیی
هوش مصنوعی: ای زیبای عزیز، تو آنقدر لطیف و نازک هستی که میتوانی به دل ما نفوذ کنی. همچنین به خاطر مهربانیات، میتوانی در میان زندگیهای ما حضور پیدا کنی.
تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داری
چه شود اگر زمانی به جهان ما درآیی
هوش مصنوعی: شما دنیای پاک و زیبایی دارید و به جای تعلق خاطر به خاک و وطن، احساس نزدیکی به آن دارید. اگر روزی به دنیای ما بیایید، چه چیزی تغییر خواهد کرد؟
تو لطیف و بینشانی ز نهانها نهانی
بفروزد این نهانم چو نهان ما درآیی
هوش مصنوعی: تو بسیار لطیف و نامشخص هستی و از رازها آگاه هستی. وقتی که تو به دل من بیایی، این راز درونم همچون راز خودت شعلهور میشود.
چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغان
تو به لب چه شهد بخشی چو زبان ما درآیی
هوش مصنوعی: ای سلیمان، وقتی تو در صلاح و درستی باشی، همه پرندگان به زبان تو صحبت میکنند. پس وقتی که تو بیایی، چه نعمتهایی به ما میدهی که زبان ما نیز به آن زیبایی و خوشی خواهد بود؟
به جهان ملک توی بس نکشد کمان تو کس
بپرم چو تیر اگر تو به کمان ما درآیی
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ کسی به دقت و زیبایی تیر تو نمیتواند پرواز کند، اما اگر تو به کمان ما بپیوندی، من همچون تیر با شتاب و قدرت بیشتری حرکت خواهم کرد.
بخرام شمس تبریز که تو کیمیای حقی
همه مس ما شود زر چو به کان ما درآیی
هوش مصنوعی: ای خورشید تبریز، با زیباییات درخش کن، زیرا تو مانند کیمیا هستی که تمام مس ما را طلا میکند، وقتی به وجود ما وارد شوی.