برگردان به زبان ساده
سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
سوی یار ما گذر کن بنگر نگار باری
هوش مصنوعی: به باغ ما بیا و زیبایی بهار را تماشا کن، سپس به سوی معشوق ما برو و زیبایی او را مشاهده کن.
نرسی به باز پران پی سایهاش همی دو
به شکارگاه غیب آ بنگر شکار باری
هوش مصنوعی: اگر به جستجوی پرندهای نروی و تنها به سایهاش فکر کنی، هیچگاه به شکار عظیم و پنهان نمیرسی. بهتر است به دنبال هدف واقعیات بروی و در مکانهای ناشناخته به جستجو بپردازی.
به نظاره و تماشا به سواحل آ و دریا
بِسِتان ز اوجِ موجش دُرِ شاهوار باری
هوش مصنوعی: به ساحل دریا نگاه کن و زیباییهای آن را تماشا کن. از بلندیهای موج، زیبایی و شکوه دریا را بگیر و بهرهمند شو.
چو شکار گشت باید، به کمند شاه اولی
چو برهنه گشت باید، به چنین قمار باری
هوش مصنوعی: وقتی شکار به دام میافتد، باید در چنگال حاکم گرفتار شود. وقتی فردی از هرگونه زینت و آرایشی بینصیب میگردد، باید به چنین قمار پرخطری تن بدهد.
بکشان تو لنگ لنگان ز بدن به عالم جان
بنگر ترنج و ریحان گل و سبزه زار باری
هوش مصنوعی: به آرامی و نرمی، تو را از دنیای مادی به دنیای روحانی ببرم، جایی که میتوانی زیباییهای خاصی مانند میوه ترنج و ریحان، گلها و چمنزارها را ببینی.
هله چنگیان بالا ز برای سیم و کالا
به سماع زهرهٔ ما بزنید تار باری
هوش مصنوعی: بیایید به خاطر زیبایی و لذت موسیقی دست به ساز بزنیم و لحظاتی شاد و خوش بگذرانیم. بیخیال مسائل مادی باشید و فقط به سرور و نشاط بپردازید.
به میان این ظریفان به سماع این حریفان
ره بوسه گر نباشد برسد کنار باری
هوش مصنوعی: در میان این انسانهای بافرهنگ و عاشق، اگر کسی نتواند محبت و احترام را به دیگران ابراز کند، هرگز نمیتواند به جایی نزدیک شود و ارتباط واقعی برقرار کند.
به چنین شراب ارزد ز خمار خسته بودن
پی این قرار برگو دل بیقرار باری
هوش مصنوعی: به چنین شرابی ارزش دارد که من از خمار و بیتابی رنج ببرم. بنابراین، برای رسیدن به این آرامش، ای دل ناآرام، آماده باش.
ز سبو فغان برآمد که ز تَفِّ مِی شکستم
هله ای قدح به پیش آ بِسِتان عقار باری
هوش مصنوعی: از سبو صدایی بلند شد که من به خاطر غم و اندوه میشکنم. پس بیا، جام را به جلو بیاور تا به باغ شراب خوش بپردازیم.
پی خسروان شیرین هنر است شور کردن
به چنین حیات جانها دل و جان سپار باری
هوش مصنوعی: ای کسانی که از هنر شیرین خسروان الهام میگیرید، با شور و شوق زندگی کنید و دل و جان خود را به دست بیاورید.
به دکان عشق روزی ز قضا گذار کردم
دل من رمید کلی ز دکان و کار باری
هوش مصنوعی: یک روز به دکان عشق رفتم و در آن جا دلم از محبت و وابستگی دلسرد شد.
من از آن درج گذشتم که مرا تو چاره سازی
دل و جان به باد دادم تو نگاه دار باری
هوش مصنوعی: من از مرحلهای عبور کردم که تو برای من راهحلی نداری و دل و جانم را به باد دادهای، پس دستکم مرا نگهدار.
هله بس کنم که شرحش شه خوش بیان بگوید
هله مطرب معانی غزلی بیار باری
هوش مصنوعی: بگذارید دیگر توضیح ندهم، چون شاعر به طرز زیبا و دلنشینی این موضوع را بیان میکند. همچنین بیاورید یک آهنگ خوب و معنادار تا لحظاتی را با هم سپری کنیم.