برگردان به زبان ساده
کجا شد عهد و پیمانی که کردی
کجا شد قول و سوگندی که خوردی
هوش مصنوعی: کجا رفت آن عهد و پیمانی که با من بستی؟ کجا رفت آن قول و سوگندی که به من دادی؟
نگفتی چرخ تا گردان بوَد گرد
از این سرگشته هرگز برنگردی
هوش مصنوعی: تو نگفتی که سرنوشت و زمان، هرچند که ما را به دور خود میچرخاند، هرگز باز نمیگردند و بنابراین، انسانهای گمشده هم به حالت قبلی برنمیگردند.
نگفتی تا بود خورشید دلگرم
نکاهد گرم ما را هیچ سردی
هوش مصنوعی: وقتی که دلگرمی و روشنی خورشید وجود دارد، دیگر هیچ چیز نمیتواند ما را بشکند یا سرد کند.
نگفتی یک دل و مردانه باشیم
به جان جمله مردان و به مردی
هوش مصنوعی: نگفتی که باید با دل و شجاعت رفتار کنیم، به خاطر همه مردان و به خاطر مردانگی.
مرا گویی اگر من جور کردم
بدان کردم که پیش از من تو کردی
هوش مصنوعی: شما میگویید که من رفتار ناپسندی داشتهام، اما باید بگویید که من این کار را از شما یاد گرفتهام و قبلاً شما چنین رفتارهایی را از خود نشان دادهاید.
چرا شاید که با چون من گدایی
چو تو شاهنشهی گیرد نبردی
هوش مصنوعی: چرا ممکن است کسی مانند من، که مانند یک گدا هستم، در برابر تو که شاهنشاهی، نبردی نکند؟
میان ما و تو سرکنگبین است
ز من سرکه ز تو شکرنوردی
هوش مصنوعی: میان ما دو نفر، چیزی وجود دارد که شیرینی و تلخی را به یاد میآورد؛ من تلخی را دارم و تو شیرینی را.
چو من سرکه فروشم پس تو شکر
بیفزا چون به شیرینی تو فردی
هوش مصنوعی: اگر من سرکه میفروشم، تو شکر به آن اضافه کن، چون تو به شیرینی معروفی.
منم خاک و چو خاکی باد یابد
تو عذرش نِه، مگویش گَرد کردی
هوش مصنوعی: من از خاک هستم و اگر روزی باد بیافتد، به او عذر نده و نگو که تو را به گرد و غبار تبدیل کرده است.
نباشد راه را عار از چو من گرد
که زر را عار نبود رنگ زردی
هوش مصنوعی: نباید از کسی مانند من که خود را بزرگ نمیدانم، راه را گم کرد؛ چراکه طلا به خاطر رنگ زردش کمارزش نیست.
شهاب آتش ما زنده بادا
چو القاب شهاب سهروردی
هوش مصنوعی: آتش شهاب ما زنده است، مانند نامهای شهاب سهروردی.