برگردان به زبان ساده
گوش من منتظر پیام تو را
جان به جان جسته یک سلام تو را
هوش مصنوعی: گوش من منتظر پیامی از توست، جانم برای یک سلام تو به شدت آماده است.
در دلم خون شوق میجوشد
منتظر بوی جوش جام تو را
هوش مصنوعی: در دلم احساس شوق و هیجان وجود دارد و منتظرم تا بوی خوش میگساری و مستی تو را حس کنم.
ای ز شیرینی و دلاویزی
دانه حاجت نبوده دام تو را
هوش مصنوعی: ای تو که با شیرینی و جذابیت خود، نیازی به درخواست و خواستهی من نداشتی و همیشه در دام زیباییات مرا اسیر کردهای.
کرده شاهان نثار تاج و کمر
مر قبای کمین غلام تو را
هوش مصنوعی: شاهان برای تاج و کمر خود قربانی میدهند، اما من لباس پنهان تو را با ارزشتر میدانم.
ز اول عشق من گمان بردم
که تصور کنم ختام تو را
هوش مصنوعی: از آغاز عشق من، فکر کردم که میتوانم پایان تو را در ذهنم تجسم کنم.
سلسلهام کن به پای اشتر بند
من طمع کی کنم سنام تو را
هوش مصنوعی: من خود را به بند اسب تو میبندم، چرا که هیچگاه آرزوی دستیابی به مقام و عظمت تو را نخواهم داشت.
آنک شیری ز لطف تو خوردهست
مرگ بیند یقین فطام تو را
هوش مصنوعی: آن شیر که نعمتهای تو را چشیده است، با یقین مرگ را تجربه میکند.
به حق آن زبان کاشف غیب
که به گوشم رسان پیام تو را
هوش مصنوعی: به راستی که آن زبانی که اسرار پنهان را فاش میکند، پیام تو را به من رساند.
به حق آن سرای دولتبخش
بنمایم ز دور بام تو را
هوش مصنوعی: به درستی که از دور، به تو نشان میدهم آن مکان پر خیر و برکتی که خاصیت دولت و نعمت دارد.
گر سر از سجده تو سود کند
چه زیانست لطف عام تو را؟
هوش مصنوعی: اگر سر من از سجده تو و عبادت تو بلند شود، چه ضرر دارد وقتی که لطف و رحمت تو شامل حال همه است؟
شمس تبریز این دل آشفته
بر جگر بسته است نام تو را
هوش مصنوعی: شمس تبریز، نام تو در دل آشفتهام چنان نقش بسته که گویی بر جانم سوار شده است.