برگردان به زبان ساده
نرد کف تو بردست مرا
شیر غم تو خوردست مرا
هوش مصنوعی: من بازی را با تو باختم و حالا غم تو وجودم را زخم کرده است.
گشتم چو خلیل اندر غم تو
آتشکدهها سردست مرا
هوش مصنوعی: در غم تو به اندازهی خلیل (ابراهیم) دچار ناراحتی و درد شدهام که احساس میکنم آتشکدهها سرد شدهاند و چراغان و گرمای آنها نیست.
در خاک فنا ای دل بمران
کز راندن تو گردست مرا
هوش مصنوعی: ای دل، در خاک نابودی بمیری، چرا که از دوری تو، غم و اندوه بر من سنگینی میکند.
میران فرسی در گلشن جان
کز گلشن جان وردست مرا
هوش مصنوعی: به جلو برو و به جایی سرسبز و آرامشبخش قدم بگذار، جایی که روح من در آن بالاتر از زیباییهای آنجا قرار دارد.
در شادی ما وهمی نرسد
کاین خنده گری پردهست مرا
هوش مصنوعی: در شادی ما هیچ چیز نمیتواند به ما برسد، زیرا این خندیدنی که میزنم، در واقع پوششی است بر درونیترین حسهای من.
صد رخ ز درون سرخست مرا
یک رخ ز برون زردست مرا
هوش مصنوعی: من از درون، صد چهرهی سرخ دارم، اما از بیرون، تنها یک چهرهی زرد دارم.
ای احول ده این هر دو جهان
جفت است تو را فرد است مرا
هوش مصنوعی: ای احول، در این دو جهان، هرچند که راحتی تو برای من دردسر شده است.
در رهبریت ای مرد طلب
بر هر سر ره مردست مرا
هوش مصنوعی: ای مردی که راهنما هستی، در مسیر جستجو و طلب، هر جایی که بروی، به من هم راهنمایی کن.
خاموش و مجو تو شهرت خود
کز راحت تو دردست مرا
هوش مصنوعی: سکوت کن و تلاش نکن تا شهرت خود را نشان دهی، زیرا راحتی تو باعث درد و رنج من شده است.