برگردان به زبان ساده
ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
نعره از مردان مرد و از زنان برخاسته
هوش مصنوعی: زلف تو که از سرزمین هند آمده، جانها را به شور آورده است، نالههای مردان و صدای زنان همه به خاطر زیبایی توست.
آتش رخسار تو در بیشه جانها زده
دود جانها برشده هفت آسمان برخاسته
هوش مصنوعی: زیبایی چهره تو مانند آتش است که در جانها شعلهور میشود و دودی که از این آتش برمیخیزد، به بلندی هفت آسمان میرسد.
جویهای شیر و می پنهان روان کرده ز جان
وز معانی ساقیان همچو جان برخاسته
هوش مصنوعی: آبهای شیرین و عطرآلود به آرامی از دل و جان جاری است و معانی عمیق، مانند روح، از ساقیان سرزنشکننده برمیخیزند.
کفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیز
شاهد دین را میان مؤمنان برخاسته
هوش مصنوعی: کسی که به کفر نگاهی دارد، آن را زیبا و جذاب میبیند و در عین حال، نشانههای ایمان در میان مؤمنان نیز به چشم میخورد.
تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی
در بیان حال آن دل این زبان برخاسته
هوش مصنوعی: تن انسان مانند دیواری است که دل در پشت آن قرار دارد. دل، در تلاش است تا احساسات و وضعیت خود را بیان کند و برای این کار زبانی را به سخن آورده است.
رو خرابیها نگر در خانه هستی ز عشق
سقف خانه درشکسته آستان برخاسته
هوش مصنوعی: به ویرانیها و خرابکاریهای اطراف توجه کن؛ در قلب وجود انسان، عشق باعث شده که سقف خانه خراب شده و آستانه (در) آن بیتاب و پر است.
گرچه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او
بر سر هر عاشقی صد مهربان برخاسته
هوش مصنوعی: هر چند که او ادعا میکند از عشق بازیها خود را کنار کشیده است، اما در واقع بر سر هر عاشقی، صد دلبر مهربان و دوستداشتنی وجود دارد که به او توجه میکنند.
شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود
خون دل یاقوت وار از عکس آن برخاسته
هوش مصنوعی: شمس تبریزی با نمایاندن عشق حقیقی، دل را مانند یاقوتی پر از خون کرد که از جلوهای از آن عشق سر برآورده است.