برگردان به زبان ساده
بازرسید آن بت زیبای من
خرمی این دم و فردای من
هوش مصنوعی: زیبای من دوباره برمیگردد و من در این لحظه و فردایم شاداب و خوشحال هستم.
در نظرش روشنی چشم من
در رخ او باغ و تماشای من
هوش مصنوعی: او به چشم من نگاه میکند و در چهرهاش، زیبایی و جذابیت را میبیند که مانند یک باغ است و من از تماشای آن لذت میبرم.
عاقبت امر به گوشش رسید
بانگ من و نعره و هیهای من
هوش مصنوعی: در نهایت صدای من، فریاد و نالهام به گوش او رسید.
بر در من کیست که در میزند
جان و جهان است و تمنای من
هوش مصنوعی: کیست که در خانهام به صدا در میآید و جان و جهانی که من خواهان آن هستم را به همراه دارد؟
گر نزند او در من درد من
ور نکند یاد من او وای من
هوش مصنوعی: اگر او به من آسیب نزند و یادم را نکند، وحشت من از این است که چه میشود.
دور مکن سایه خود از سرم
باز مکن سلسله از پای من
هوش مصنوعی: دور نکن سایهات را از سرم و زنجیر را از پایم باز مکن.
در چه خیالی هله ای روترش
رو بر حلوایی و حلوای من
هوش مصنوعی: در چه اندیشهای که به من توجهی نمیکنی و به دیگران توجه بیشتری داری؟
هم بخور و هم کف حلوا بیار
تا که بیفزاید صفرای من
هوش مصنوعی: بیا با هم بخوریم و حلوا بیاور که این کار میتواند شادی و نشاط مرا بیشتر کند.
ریش تو را سخت گرفتهست غم
چیست زبونی تو بابای من
هوش مصنوعی: غم به شدت به تو چنگ زده و این موضوع نشاندهندهی ضعف توست، ای پدر من.
در زنخش کوب دو سه مشت سخت
ای نر و نرزاده و مولای من
هوش مصنوعی: ای مرد و فرزند نر و استاد من، بر آن زن سخت ضربه بزن و کوششی قوی به خرج بده.
مشک بدرید و بینداخت دلو
غرقه آب آمد سقای من
هوش مصنوعی: عطر مشک در فضا پخش شد و دلو به خاطر سنگینی آب غرق شد، این در حالی است که سقا و آبریزنده من به این وضعیت دچار شده است.
بانگ زدم کای کر سقا بیا
رفت و بنشنید علالای من
هوش مصنوعی: صدا زدم ای سقا که بیایی، اما او رفت و فقط به نالهها و دردهای من گوش کرد.
آن من است او و به هر جا رود
عاقبت آید سوی صحرای من
هوش مصنوعی: این شخصی که من به او اشاره میکنم، به هر کجا که برود، در نهایت دوباره به سراغ من خواهد آمد و به دنیای من خواهد برگشت.
جوشش دریای معلق مگر
از لمع گوهر گویای من
هوش مصنوعی: جوشش و حرکت شدید در دریای آرام، فقط به خاطر درخشندگی و بیان گرانی گوهر من است.
گوید دریا که ز کشتی بجه
دررو در آب مصفای من
هوش مصنوعی: دریا میگوید که از کشتی بیرون بیا و به آب زلال من بپیوند.
قطره به دریا چو رود دُر شود
قطره شود بحر به دریای من
هوش مصنوعی: وقتی قطرهای به دریا بپیوندد، تبدیل به دریا میشود. در حقیقت، این نشاندهندهی پیوستگی و اتحاد فرد با یک حقیقت بزرگتر است. به همین ترتیب، زمانی که انسان به درون وجود خود و هستی بپردازد، میتواند به عمق و وسعتی بزرگتر برسد.
تَرک غزل گیر و نگر در ازل
کز ازل آمد غم و سودای من
هوش مصنوعی: به جای توجه به غزل و شعر، به یاد بیاور که از ابتدا، غم و دلمشغولی من وجود داشته است.