برگردان به زبان ساده
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
از زعفران روی من رو میبگردانی چرا
هوش مصنوعی: من دیگر کار اشتباهی انجام ندادهام که تو را از دل خود میخواهم. چرا با زیبایی زعفرانیات از من روی برمیگردانی؟
یا این دل خونخواره را لطف و مراعاتی بکن
یا قوّت صبرش بده در یفعل الله ما یشا
هوش مصنوعی: یا به این دل زخمخورده رحم کن و به آن توجهی داشته باش، یا به آن نیروی صبر بده تا بتواند با آنچه خدا میخواهد، کنار بیاید.
این دو ره آمد در روش یا صبر یا شُکر نِعَم
بی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را
هوش مصنوعی: این دو مسیر وجود دارد: یا صبر کردن و یا شکرگذاری به خاطر نعمتها. بدون روشنایی چهره تو، نمیتوان به این دو مسیر پی برد.
هر گه بگردانی تو رو، آبی ندارد هیچ جو
کی ذرهها پیدا شود بیشعشعه شمس الضحی
هوش مصنوعی: هر بار که تو را زیر و رو میکنند، هیچ چیزی آب نمیشود. ذرات کوچک هیچگاه بدون نور خورشید قابل مشاهده نخواهند بود.
بی باده تو کی فتد در مغز نغزان مستییی
بی عصمت تو کی رود شیطان به «لا حول و لا»
هوش مصنوعی: بدون شراب، مستی و حال خوب به سراغ انسان نمیآید و بیپاکی و سلامت تو، شیطان نمیتواند به جایی دست یابد که بینصیب و بیپشتیبانی باشد.
نی قرص سازد قرصییی مطبوخ هم مطبوخییی
تا درنیندازی کفی ز اهلیلهٔ خود در دوا
هوش مصنوعی: نی توانایی و تاثیر خود را در دارویی که تهیه میشود، تنها به خاطر خود نی ندارد. بلکه باید انتظار داشت که در اثر ترکیب با سایر اجزا، اثر مفیدی ایجاد کند. در نهایت، باید از مهارت و دانشی که در ساخت دارو وجود دارد بهرهبرداری کرد تا نتیجه بهتری حاصل شود.
امرت نغرد کی رود خورشید در برج اسد
بی تو کجا جنبد رگی در دست و پای پارسا
هوش مصنوعی: وقتی تو نیستی، چطور میتوانم به شادی و شوق بپردازم؟ وقتی خورشید در برج اسد میتابد، چه جایی برای حرکت و زندگی در وجود پارسا وجود دارد؟
در مرگ هشیاری نهی در خواب بیداری نهی
در سنگ سقایی نهی در برقِ میرنده وفا
هوش مصنوعی: در مرگ، هشیاری را کنار بگذار و در خواب، بیداری را فراموش کن. در سنگ، قناعت کن و در درخشندگی زودگذر، وفاداری نداشته باش.
سیل سیاه شب برد هر جا که عقل است و خرد
زان سیلشان کی واخرد جز مشتری هل اتی
هوش مصنوعی: بستر شب، تمام تعقل و دانایی را با خود میبرد و در این سیلاب، کسی نمیتواند به درستی فکر کند، جز مشتری که به ما وعده داده شده است.
ای جان جان جزو و کل وی حلهبخشِ باغ و گل
وی کوفته هر سو دهل کای جان حیران الصلا
هوش مصنوعی: ای جان! تو نیمه و تمام منی، تو زیبایی بخشِ باغ و گل منی. تو در هر سو مانند صدای کوفتهای هستی که مرا به ندا درمیآورد. ای جان! حیران و دچار شگفتیام.
هر کس فریباند مرا تا عشر بستاند مرا
آن کهم دهد فهم ِ بیا گوید که پیش من بیا
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد مرا فریب دهد تا خودش بهرهای ببرد، کسی که به من درک و فهم میدهد، به او میگوید که نزد من بیایید.
زان سو که فهمت میرسد باید که فهم آن سو رود
آن کهت دهد طال بقا او را سزد طال بقا
هوش مصنوعی: از آنجایی که درک تو به آن سوی ما میرسد، باید فهم و درک نیز به آن سمت برود. کسی که به تو طول عمر و بقا میدهد، سزاوار آن است که خود نیز بقا داشته باشد.
هم او که دلتنگت کند سرسبز و گلرنگت کند
هم اوت آرد در دعا هم او دهد مزد دعا
هوش مصنوعی: او همان کسی است که میتواند قلبت را غمگین کند و همچنین تو را شاداب و گلگون سازد. اوست که در دعا به تو پاسخ میدهد و همچنین پاداش دعایت را به تو عطا میکند.
هم ری و بی و نون را کردهست مقرون با الف
در باد دم اندر دهن تا خوش بگویی ربنا
هوش مصنوعی: کلمات "هم ری و بی و نون" با حرف "الف" ترکیب شدهاند و در نتیجه به صدای زیبایی تبدیل شدهاند که به هنگام دمیدن در دهن، میتوانیم با لذت آن را بیان کنیم و به دعا و نداهای معنوی بپردازیم.
لبیک لبیک ای کرم سودای توست اندر سرم
ز آب تو چرخی میزنم مانند چرخ آسیا
هوش مصنوعی: آری، ندا میزنم، ای بخشنده! تو در فکر و آرزوی منی. از آب وجود تو، مانند چرخ آسیاب به دور خود میچرخم.
هرگز نداند آسیا مقصود گردشهای خود
کهاستون قوت ماست او یا کسب و کار نانبا
هوش مصنوعی: آسیاب هرگز نمیداند که هدف از چرخشهایش چیست؛ آیا این چرخشها برای قوت ماست یا برای کسبوکار نانوا.
آبیش گردان میکند او نیز چرخی میزند
حق آب را بسته کند او هم نمیجنبد ز جا
هوش مصنوعی: او در حال گردش و چرخش است و حق آب را گرفته، اما او هیچ حرکتی نمیکند و در جای خود ثابت مانده است.
خامش که این گفتار ما میپرد از اسرار ما
تا گوید او که گفت او هرگز بننماید قفا
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا این سخن ما از رازهای ما فاش میشود و او که این را میگوید هرگز از خود چیزی را نشان نمیدهد.