برگردان به زبان ساده
چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
تا برکنم از آینه هر منکری من زنگها
هوش مصنوعی: به شدت از دلخوشیها و غمها مینالم و در هر نالهای رنگهای مختلفی از احساسات را به نمایش میگذارم تا از دل و قلبم هر چیزی را که بد و ناپسند است، دور سازم و از میان ببرم.
بر مرکب عشق تو دل میراند و این مرکبش
در هر قدم میبگذرد زان سوی جان فرسنگها
هوش مصنوعی: دل او با عشق تو پیش میرود و این عشق هر لحظه او را از جانش دورتر میکند، گویی کیلومترها از او فاصله میگیرد.
بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی
تا بر سر سنگیندلان از عرش بارد سنگها
هوش مصنوعی: ای معشوق، برای کوران شبهای ظلمانی، زیبایی درخشانت را نشان بده تا بر دلهای سنگین و بیحس، از آسمان سنگها بریزد.
با این چنین تابانیات دانی چرا منکر شدند ؟
کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگها
هوش مصنوعی: با این درخشش و زیبایی که داری، آیا نمیدانی چرا افرادی به تو نیرنگ میزنند؟ زیرا این موفقیت و خوششانسی که داری، برای آنها مایهی رسوایی و شرمساری است.
گر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنان
آن سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگها
هوش مصنوعی: اگر چشمانش بسته باشد، چگونه میتواند چنین چیزها را ببیند؟ در آن سمت، هزاران جان مانند ستارهها در آونگها وجود دارند.
چون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوند
تا از خوشی راه تو رهوار گردد لنگها
هوش مصنوعی: وقتی که نور و شادی تو به دیگران میتابد، حتی افرادی که دچار ناتوانی هستند هم میتوانند بینا و آگاه شوند و با خوشحالی به سمت راه تو پیش بروند.
اما چو اندر راه تو ناگاه بیخود میشود
هر عقل زیرا رسته شد در سبزه زارت بنگها
هوش مصنوعی: اما وقتی در راه تو قدم میزنیم و ناگهان هر عقل و فکری از دست میرود، زیرا ز گلزار تو نشانههایی نمایان میشود که دل را مجذوب میکند.
زین رو همیبینم کسان نالان چو نی وز دل تهی
زین رو دو صد سرو روان خم شد ز غم چون چنگها
هوش مصنوعی: به همین دلیل، افرادی را میبینم که مانند نی ناله میکنند و از دل خالی هستند. به همین خاطر، صدها سرو از غم خم شدهاند، مانند سازی که نواخته میشود.
زین رو هزاران کاروان بشکسته شد از ره روان
زین ره بسی کشتی پر بشکسته شد بر گنگها
هوش مصنوعی: به دلیل این مشکلات، هزاران کاروان در مسیر خود متوقف شدند و بسیاری از کشتیها در رودخانهها غرق شدند.
اشکستگان را جانها بستهست بر اومید تو
تا دانش بیحد تو پیدا کند فرهنگها
هوش مصنوعی: دلشکستگان به امید تو جان نگاه داشتهاند تا شاید دانش بیپایانت فرهنگها را آشکار کند.
تا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف تو
تا صلح گیرد هر طرف تا محو گردد جنگها
هوش مصنوعی: تا وقتی که آن محبت در آغوش مهربانی تو به قهر پایان دهد و صلح را در همه جا برقرار کند، جنگها از بین خواهند رفت.
تا جَستنی نوعی دگر ره رفتنی طرزی دگر
پیدا شود در هر جگر در سلسله آهنگها
هوش مصنوعی: برای رسیدن به نوعی جدید از جست و جو، باید راهی متفاوت پیدا کرد، که در دل هر جان و در تنوع آهنگها، چیزی نو ظهور کند.
وز دعوت جذب خوشی آن شمس تبریزی شود
هر ذره انگیزندهای هر موی چون سرهنگها
هوش مصنوعی: از دعوت و کشش زیبای آن شمس تبریزی، هر ذرهای به جنبش درمیآید و هر مویی مثل سرهنگها در حرکت است.