برگردان به زبان ساده
ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من
جور مکُن که بشنود شاد شود حسود من
هوش مصنوعی: ای چرخ زمان که به خاطر ستمگریهای تو مضطرب و غمگینم، این کار را نکن که حسودان از خوشحالی من باخبر شوند و شاد شوند.
بیش مکُن تو دود را، شاد مکُن حسود را
وه که چه شاد میشود از تلفِ وجود من!
هوش مصنوعی: زیاد در مورد دود و آتش صحبت نکن و حسودها را خوشحال نکن، زیرا آنها از نابودی من بسیار خوشحال میشوند.
تلخ مکُن امید من، ای شِکر سپید من
تا ندرم ز دستِ تو پیرهنِ کبودِ من
هوش مصنوعی: ای شکر سفید، امید من را تلخ نکن، چون اگر این کار را کنی، من از دست تو پیراهن کبود خود را از دست میدهم.
دلبر و یار من تویی، رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی، بهر تو بود بودِ من
هوش مصنوعی: محبوب و همراه من، تو باعث شکوفایی کارهایم هستی. تو همانند باغ و بهاری برای من هستی و وجودم تنها برای توست.
خواب شبم ربودهای، مونس من تو بودهای
درد توام نمودهای، غیر تو نیست سود من
هوش مصنوعی: ای مونس من! خواب شبانهام را از من گرفتهای و تو شدهای درد و رنج من. هیچکس دیگری برای من سودی ندارد جز تو.
جان من و جهان من! زُهره آسمان من!
آتش تو نشان من، در دلِ همچو عودِ من
هوش مصنوعی: روح من و دنیای من، زهرهی آسمان من است. آتش تو نشانهای از وجود من در دل همچون عود است.
جسم نبود و جان بُدَم، با تو بر آسمان بُدَم
هیچ نبود در میان گفت من و شنود من
هوش مصنوعی: بدن وجود نداشت و روح خود را با تو به آسمان بردم. هیچ چیزی در میانهی گفتوگو وجود نداشت، جز من و تو که صحبت میکردیم و میشنیدیم.