برگردان به زبان ساده
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
هوش مصنوعی: عشق را در وجود ما جاری کن و زیبایی صبح را به زبان شب بیان کن.
ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
هوش مصنوعی: ای پدر، لطف و شادابی تازهای بر روح ما ببخش و مانند جامی از آسمان، خود را به ما نشان بده و مرز بین این دو جهان را کنار بزن.
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
هوش مصنوعی: ای خردمندا، من شکار تو هستم و هدف تو تیراندازی است. دل من را با دستانت پر کن و جان مرا نشانه بگیر.
گر عسس خرد تو را منع کند از این روش
حیله کن و ازو بجه دفع دهش بهانه کن
هوش مصنوعی: اگر نگهبان عقل و خرد تو را از این راه بازدارد، با نیرنگ و حیله رفتار کن و بهانهای بیاور تا او را دور کنی.
در مثل است کاشقران دور بوند از کرم
ز اشقر می کرم نگر با همگان فسانه کن
هوش مصنوعی: در مثل میگویند، چون درخت کاشقران دور باشد از کرم، میتوانی نگاه کنی و با همه درباره زیبایی و داستانهایش صحبت کنی.
ای که ز لعب اختران مات و پیاده گشتهای
اسپ گزین فروز رخ جانب شه دوانه کن
هوش مصنوعی: ای کسی که از بازی ستارهها شکست خوردهای و به زمین افتادهای، همچون اسب برگزیدهای که چهرهات درخشان است، به سوی پادشاه دوان دوان برو!
خیز کلاه کژ بنه وز همه دامها بجه
بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن
هوش مصنوعی: بلند شو و کلاهِ کج را بردار و از تمام مشکلات بگذر. بر چهرهات بوسهای بزن و زلف شادی را مرتب کن.
خیز بر آسمان برآ با ملکان شو آشنا
مقعد صدق اندرآ خدمت آن ستانه کن
هوش مصنوعی: بیدار شو و به آسمان پرواز کن، با فرشتگان آشنا شو و در جایگاه درست قرار بگیر. در خدمت آن محبوب باش و او را به خود جلب کن.
چونک خیال خوب او خانه گرفت در دلت
چون تو خیال گشتهای در دل و عقل خانه کن
هوش مصنوعی: وقتی فکر خوب او در دلت جا میگیرد، تو نیز باید همان گونه که او را در دل و عقلات جای دادهای، برای خودت نیز همین طور عمل کنی.
هست دو طشت در یکی آتش و آن دگر ز زر
آتش اختیار کن دست در آن میانه کن
هوش مصنوعی: در زندگی دو انتخاب پیش رو داریم: یکی مسیر خطرناک و پرهیجان و دیگری مسیر مطمئن و با ارزش. انتخاب با خود ماست که کدام یک را برگزینیم و در این انتخاب باید به دقت عمل کنیم.
شو چو کلیم هین نظر تا نکنی به طشت زر
آتش گیر در دهان لب وطن زبانه کن
هوش مصنوعی: ای جوان، مانند حضرت کلیم (موسی) باش و چشم خود را باز کن؛ اگر توجه نکنی، ممکن است دچار مشکلاتی شوی. آتش را در دهان خود نگهدار و از آن به نفع وطن خود بهرهبرداری کن.
حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن
جرعه خون خصم را نام می مغانه کن
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویرسازی از قدرت و شجاعت میپردازد. او از تهاجم شیر به عنوان نمادی از قدرت و شجاعت یاد میکند و میگوید که باید با قاطعیت و نیرومندی به دشمن حمله کرد. او همچنین اشاره میکند که خون دشمن باید به عنوان نشانهای از پیروزی و قدرت، مانند نامهای سازندگان شراب، تجلیل شود. در واقع، این بیت تأکیدی بر پیروزی و غلبه بر دشمنان است.
کار تو است ساقیا دفع دوی بیا بیا
ده به کفم یگانهای تفرقه را یگانه کن
هوش مصنوعی: ساقی، این وظیفه توست که شراب را بیاوری و با دست من، وحدت را ایجاد کنی و تفرقهها را از بین ببری.
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
هوش مصنوعی: این سرزمین از هر سو تقسیم شده است، اما در این میان فقط یک نقطهٔ واقعی وجود دارد. دوری از وطن تنها نشانی بر بیهویتی است، پس در جاهای نامعلوم آشیانه نکن.
کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن
مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن
هوش مصنوعی: این زمانه، زمانهای کهن و قدیمی است، بنابراین به دنبال عمر جاودان و ابدی مباش. از این زمانه رها شو و به سمت باغ و دنیای بهشتی قدم بگذار.
ای تو چو خوشه جان تو گندم و کاه قالبت
گر نه خری چه که خوری روی به مغز و دانه کن
هوش مصنوعی: تو مانند خوشهای هستی که جان تو مانند گندم و کاه است. اگر به ظاهر خود توجه نکنی و فقط به ظاهر بپردازی، چه تفاوتی با یک خر داری؟ باید به مغز و دانهای که درونت است توجه کنی.
هست زبان برون در حلقه در چه می شوی
در بشکن به جان تو سوی روان روانه کن
هوش مصنوعی: زبان تو در دنیای بیرون در حصاری محدود است، پس چرا برای خودت محدودیت ایجاد میکنی؟ به جانت گوش کن و خود را به سمت آزادی و ج جریان زندگی ببر.