برگردان به زبان ساده
آمدم باز تا چنان گردم
که چو خورشید جمله جان گردم
هوش مصنوعی: به اینجا برگشتم تا دوباره حالت و نور خورشید را به خود بگیرم و همچون آن، جان همه را روشن کنم.
سر خُم رَحیق بگشایم
سردهٔ بزم سرخوشان گردم
هوش مصنوعی: من در اولین لحظهای که سر جام شراب را باز میکنم، به دنیای شاد و خوشحالکنندهای وارد میشوم.
عشرت اکنون عَلَم به صحرا زد
من چو فکرت چرا نهان گردم
هوش مصنوعی: عیش و خوشی اکنون در بیابان برپا شده است، پس چرا من که اندیشهام، پنهان بمانم؟
باغ خلدست جان من تا من
قرةالعین باغبان گردم
هوش مصنوعی: باغ بهشت جان من است و من میخواهم کسی باشم که به این باغ رسیدگی و chăm sóc کند.
برنگردم به گرد خود چون قطب
گرد قطبان چو آسمان گردم
هوش مصنوعی: من به دور خود نخواهم چرخید مانند قطب که به دور قطبهای دیگر میچرخد، بلکه باید همچون آسمان گسترده شوم.
چون شبم روز گشت ای سلطان
فارغ از بام و پاسبان گردم
هوش مصنوعی: وقتی شب من به پایان میرسد و روز فرا میرسد، ای پادشاه، دیگر نگران بام و نگهبانان نخواهم بود.
کان زرم نیم زر محدود
که پی سنگ امتحان گردم
هوش مصنوعی: من به اندازه نیمی از طلا ارزش دارم که با سنگ امتحان کنم.
تن زن از هیهی شبانانه
پادشاهم چرا شبان گردم
هوش مصنوعی: چرا باید شبان شوم وقتی که من پادشاهی هستم که از زیباییهای شب الهام میگیرم و زیباییهای وجودم از این شبانگی فراتر است؟