برگردان به زبان ساده
دوش عشق شمس دین می باختیم
سوی رفعت روح می افراختیم
هوش مصنوعی: دیروز در حال عشق ورزی به شمس دین بودیم و روحمان را به اوج میبردیم.
در فراق روی آن معشوق جان
ماحضر با عشق او می ساختیم
هوش مصنوعی: در دوری از چهره محبوب، ما به خاطر عشق او دلمان را آرام میکردیم.
در نثار عشق جان افزای او
قالب از جان هر زمان پرداختیم
هوش مصنوعی: برای عشق او، هر لحظه جان خود را فدای او کردیم.
عشق او صد جان دیگر می بداد
ما در این داد و ستد پرداختیم
هوش مصنوعی: عشق او به قدری ارزشمند است که میتوانستیم جانهای زیادی را در ازای آن بدهیم، اما ما در این معامله عشق، خود را متعهد کردهایم.
همچو چنگ از حال خود خالی شدیم
پرده عشاق را بنواختیم
هوش مصنوعی: ما مانند چنگ، که در لحظهای بیصدا میشود، از حال خود خارج شدهایم و به نغمهسرایی عاشقان پرداختهایم.
اندر آن پرده بده یک پردگی
کز شعاعش پردهها بشناختیم
هوش مصنوعی: در آن فضا یک نور خاصی را بفرست که با روشناییاش، ما پردهها را بشناسیم.
هر زمان خود را به سوی پردهای
حیله حیله پیشتر انداختیم
هوش مصنوعی: ما همواره تلاش کردیم خود را بهطور محسوسی جلوتر از پردههای راز و رمز قرار دهیم.
برج برج و پرده پرده بعد از آن
همچو ماه چارده می تاختیم
هوش مصنوعی: بعد از آن که در دنیای زیبایی و زینتهای مختلف غرق بودیم، به شکلی درخشان و نمایان همچون ماه چهارده، به راه خود ادامه دادیم.
رو نمود از سوی تبریز آفتاب
تا دل از رخت طبیعت آختیم
هوش مصنوعی: آفتاب از سمت تبریز نمایان شد و ما دل از زیباییهای طبیعت برداشتیم.