برگردان به زبان ساده
عاشقی بر من پریشانت کنم
کم عمارت کن که ویرانت کنم
هوش مصنوعی: من به عشق تو بیتاب شدهام، میخواهم کمکم تو را دچار آشفتگی کنم و ویران دلتنگی و خواستههایت شوم.
گر دو صد خانه کنی زنبوروار
چون مگس بیخان و بیمانت کنم
هوش مصنوعی: اگر دو صد خانه بسازی و مانند زنبورها زندگی کنی، من مانند مگس بدون خانه و بیقرار میشوم.
تو بر آنک خلق را حیران کنی
من بر آنک مست و حیرانت کنم
هوش مصنوعی: تو میخواهی مردم را متحیر کنی، من هم میخواهم تو را به حیرت و شگفتی بیفکنم.
گر کُهِ قافی تو را چون آسیا
آرم اندر چرخ و گردانت کنم
حتی اگر کوه قاف هم باشی تو را به سنگ آسیاب تبدیل میکنم و میچرخانم.
ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک دیدار نادانت کنم
هوش مصنوعی: اگر تو افلاطون و لقمان باشی، من با علم خودم میتوانم در یک لحظه تو را نادان جلوه دهم.
تو به دست من چو مرغی مردهای
من صیادم دام مرغانت کنم
هوش مصنوعی: تو در دستان من مانند مرغی مردهای و من مانند صیادی هستم که میخواهم با دامگذاری، تو را به دام خودم بیندازم.
بر سر گنجی چو ماری خفتهای
من چو مار خسته پیچانت کنم
هوش مصنوعی: تو بر سر گنج نشستهای و خوابیدهای، در حالی که من مثل یک مار خسته، تو را میپیچانم و به حرکت در میآورم.
خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو
در دلالت عین برهانت کنم
هوش مصنوعی: هر چه دلیلی برای گفتن داری بیان کن، و اگر نمیخواهی هم خود را توضیح نده. من خودم در نشان دادن آنچه میخواهی اثبات میکنم.
خواه گو لاحول خواهی خود مگو
چون شُهُب لاحول شیطانت کنم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی چیزی بگویی که بیمعناست، بهتر است سکوت کنی. چون وقتی این گونه صحبت میکنی، میتوانم تو را گمراه و سرگشته کنم.
چند می باشی اسیر این و آن
گر برون آیی از این آنت کنم
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر میخواهی تحت تأثیر این و آن باشی؟ اگر از این وضعیت بیرون بیایی، میتوانم به تو کمک کنم.
ای صدف چون آمدی در بحر ما
چون صدفها گوهرافشانت کنم
هوش مصنوعی: ای صدف، وقتی در دریاى ما حضور پیدا کردی، مانند سایر صدفها میخواهم تو را پر از گوهرهای باارزش کنم.
بر گلویت تیغها را دست نیست
گر چو اسماعیل قربانت کنم
هوش مصنوعی: اگرچه بر گردنت تیغهایی وجود ندارد، اما اگر بخواهم مانند اسماعیل، جانم را برای تو فدا کنم.
چون خلیلی هیچ از آتش مترس
من ز آتش صد گلستانت کنم
هوش مصنوعی: هرگز از آتش نترس، چون من مثل یک دوست و یار، میتوانم با آن به تو زیبایی و شوق فراوان ببخشم.
دامن ما گیر اگر تردامنی
تا چو مه از نور دامانت کنم
هوش مصنوعی: اگر دامن تو را بگیرم، در بیپرواییات، میخواهم مانند ماه، با نور دامن تو را روشن کنم.
من همایم سایه کردم بر سرت
تا که افریدون و سلطانت کنم
هوش مصنوعی: من همچون پرندهای هستم که بر سر تو نشستهام تا تو را به مقام افریدون و سلطنت برسانم.
هین قرائت کم کن و خاموش باش
تا بخوانم عین قرآنت کنم
هوش مصنوعی: لحظهای سکوت کن و صدایت را کم کن تا من بتوانم به آرامی بخوانم و تو را مانند قرآن با دقت و احترام تماشا کنم.