برگردان به زبان ساده
گفتهای من یار دیگر می کنم
بر تو دل چون سنگ مرمر می کنم
هوش مصنوعی: تو گفتهای که من برای کس دیگری عشق و علاقه ورزیده و دلباخته میشوم؛ اما من مانند سنگ مرمر، سخت و غیرقابل نفوذ میشوم و از این کار چشمپوشی میکنم.
پس تو خود این گو که از تیغ جفا
عاشقی را قصد و بیسر می کنم
هوش مصنوعی: شما باید خودتان بگویید که با ظلم و ستم، عشق را هدف قرار داده و او را بیسر و بیحالات میکنید.
گوهری را زیر مرمر می کشم
مرمری را لعل و گوهر می کنم
هوش مصنوعی: من یک گوهر باارزش را زیر سنگ مرمر فشار میدهم و سنگ مرمر را به لعل و گوهر تبدیل میکنم.
صد هزاران مؤمن توحید را
بسته آن زلف کافر می کنم
هوش مصنوعی: بسیاری از مؤمنان که به یکتایی خدا ایمان دارند، تحت تأثیر زیبایی زلف کسی که کافر است، مجذوب و اسیر او میشوند.
عاشقان را در کشاکش همچو ماه
گاه فربه گاه لاغر می کنم
هوش مصنوعی: عاشقان را در حال ناپایداری مانند ماه، گاهی پرنشاط و پرچاق و گاهی بیجان و لاغر میسازم.
کلههای عشق را از خنب جان
کیل باده همچو ساغر می کنم
هوش مصنوعی: عشق را مانند ظرفی پر از شراب از جانم ریخته و نوشیده میکنم.
باغ دل سرسبز و تر باشد ولیک
از فراقش خشک و بیبر می کنم
هوش مصنوعی: دل مثل باغی است که همیشه سرسبز و شاداب به نظر میرسد، اما در غم دوری از محبوب، کمکم خشک و بیثمر میشود.
گلبنان را جمله گردن می زنم
قصد شاخ تازه و تر می کنم
هوش مصنوعی: من تمامی زیباییها و جوانیهای لبنان را در نظر میگیرم و به دنبال ایجاد شاخ و برگ جدید و تازه میباشم.
چونک بیمن باغ حال خود بدید
جور هشتم داد و داور می کنم
هوش مصنوعی: وقتی که باغ بیمن حال خوشی نداشت، به او سختگیری کردم و قضاوت خود را انجام دادم.
از بهار وصل بر بیمار دی
مغفرت را روح پرور می کنم
هوش مصنوعی: از بهار وصال، که حالتی شاداب و دلانگیز است، برای کسی که در عذاب و غم به سر میبرد، دعا و درخواست بخشش و رحمت میکنم.
بار دیگر از بر سیمین خود
دست بیسیمان پر از زر می کنم
هوش مصنوعی: دوباره از روی زیبای خود دست برمیدارم و آن را پر از طلا میکنم.
بندگان خویش را بر هر دو کون
خسرو و خاقان و سنجر می کنم
هوش مصنوعی: من بندگان خود را برتری میبخشم و به مقامهای بالایی مانند خسرو، خاقان و سنجر میرسانم.
شمس تبریزی همیگوید به روح
من ز عین روح سرور می کنم
هوش مصنوعی: شمس تبریزی میگوید که روح من از عشق و وجود سرور شاداب و پرنشاط میشود.