برگردان به زبان ساده
بیا کز غیر تو بیزار گشتم
وگر خفته بُدَم بیدار گشتم
هوش مصنوعی: بیا که من از هر کس غیر از تو دلزده شدم و حتی اگر خوابیده بودم، با آمدنت بیدار شدم.
بیا ای جان که تا روز قیامت
مقیم خانهٔ خمار گشتم
هوش مصنوعی: بیا ای عزیز، که من تا روز قیامت در این خانهٔ شادمانی و مستی ساکن خواهم بود.
ز پرّ و بال خود گل را فشانَد
به کوه قاف خود طیّار گشتم
هوش مصنوعی: با بال و پر خود، گل را به بلندیهای دور میپاشم و مانند پرندهای در آسمان شدم.
تُرُش دیدم جهانی را من از ترس
در آن دوشاب چون آچار گشتم
هوش مصنوعی: من به دلیل ترس، دنیا را تلخ و ناگوار دیدم و در این شرایط مانند کسی شدم که به خاطر سختیها و مشکلات، برای حل مسائل، به آرامی و با صداقت عمل میکند.
عقیده این چنین سازید شیرین
که من زین خمره شکربار گشتم
هوش مصنوعی: عقیدهای شیرین و خوشایند برای خود بسازید؛ زیرا من از این جام شیرین سرمست شدم.
یکی چندی بریدم من از اغیار
کنون با خویشتن اغیار گشتم
هوش مصنوعی: مدتی از دیگران فاصله گرفتم و جدا شدم، اما حالا خودم به ایستایی و دوری از خودم دچار شدم.
ز حال دیگران عبرت گرفتم
کنون من عبره الابصار گشتم
هوش مصنوعی: از وضعیت دیگران درس گرفتم و حالا خودم به نشانهای برای چشمها تبدیل شدم.
بیا ای طالب اسرار عالم
به من بنگر که من اسرار گشتم
هوش مصنوعی: ای دوست، به من نگاه کن و ببین که من خود به رازهای دنیا آگاه شدم.
بدان بسیار پیچید این سر من
که گرد جبه و دستار گشتم
هوش مصنوعی: سر من به قدری پیچیده و پر از افکار و مسائل گوناگون شده است که به خاطر این پیچیدگیها، به سمت جبهه و دستار گرایش پیدا کردهام.
از آن محبوس بودم همچو نقطه
که گرد نقطه چون پرگار گشتم
هوش مصنوعی: من مانند نقطهای محبوس بودم و چون پرگار به دور آن گشتم، آزاد شدم.