برگردان به زبان ساده
به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
هوش مصنوعی: ای دلبر فرزانه، به جان همه ی عاشقانی که در مستی غرقند، مرا در آغوش بگیر و به خودم بیاور.
به جان جمله جانبازان که جانم
به جان رستگارانش که رستم
هوش مصنوعی: این جمله به عشق و ارادت به جانبازان و فداکارانی اشاره دارد که جان خود را برای هدفی بزرگ فدای کردهاند. در اینجا، صحبت از دلست که به جان و زندگی این افراد ارج مینهد و آنها را با شخصیتی بزرگ مثل رستم مقایسه میکند، که نماد دلیرمردی و شجاعت در فرهنگ ایرانی است. انسان در این عبارت به نوعی همدردی و احترام خود را به این افراد نشان میدهد.
عطاردوار دفترباره بودم
زبردست ادیبان می نشستم
هوش مصنوعی: من مانند عطارد در حال نوشتن و مشغول به کار بودم و در بالای سر ادیبان نشسته بودم.
چو دیدم لوح پیشانی ساقی
شدم مست و قلمها را شکستم
هوش مصنوعی: وقتی به پیشانی ساقی نگاه کردم، به شدت مست شدم و قلمها را در هم شکستیم.
جمال یار شد قبله نمازم
ز اشک رشک او شد آبدستم
هوش مصنوعی: زیبایی یار برای من همچون قبلهای است که در نماز به آن روی میآورم و اشک حسد و رغبت او، دستم را تر کرده است.
ز حسن یوسفی سرمست بودم
که حسنش هر دمی گوید الستم
هوش مصنوعی: من غرق زیبایی یوسف بودم و هر لحظه زیباییاش به من یادآوری میکند که آیا من هنوز نیستم؟
در آن مستی ترنجی می بریدم
ترنج اینک درست و دست خستم
هوش مصنوعی: در حالتی که مست و سرمست بودم، تکهای از ترنج را میچیدم، اما حالا میبینم که درست و به دقت نمیتوانم این کار را انجام دهم و دستم هم خسته است.
مبادم سر اگر جز تو سرم هست
بسوزا هستیم گر بیتو هستم
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که وجودم بیتو بماند، زیرا اگر من به غیر از تو کسی را داشته باشم، نمیخواهم که آن سرم بسوزد.
توی معبود در کعبه و کنشتم
توی مقصود از بالا و پستم
هوش مصنوعی: تو در کعبه که معبد است حضور داری و در دل من که شایسته توجه و محبت است، قرار داری.
شکار من بود ماهی و یونس
چو حاصل شد ز جعدت شصت شستم
هوش مصنوعی: ماهی مورد نظر من بود و وقتی به هدفم رسیدم، از زیبایی و تماشای آن لذت بردم.
چو دیدم خوان تو بس چشم سیرم
چو خوردم ز آب تو زین جوی جستم
هوش مصنوعی: وقتی که سفرهات را دیدم، چشمانم سیر شده و از زلال آب تو، به راحتی فرار کردم.
برای طبع لنگان لنگ رفتم
ز بیم چشم بد سر نیز بستم
هوش مصنوعی: برای اینکه از نگاه بد دیگران در امان بمانم و به چشمزخم دچار نشوم، به طور احتیاطی و با احتیاط بیشتری حرکت کردم.
همان ارزد کسی کش می پرستد
زهی من که مر او را می پرستم
هرکس به اندازه چیزی که میپرستد ارزش دارد ( صفات معبود در عابد تجلی دارد و ارزش هر فرد به اندازه معبودی هست که برای خود اختیار میکند )، پس خوش به حال من که او را میپرستم
ببرد از کسی کآخر ببرد
به سوی عدل بگریزید ز استم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که به دنبال عدالت است، باید از اتفاقات ناعادلانه دوری کند و خود را از آنها جدا نماید، زیرا در نهایت، حقیقت و عدالت حاکم خواهد شد.
چو ری با سین و تی و میم پیوست
بدین پیوند رو بنمود رستم
هوش مصنوعی: وقتی که ری که با حروف سین، تی و میم ترکیب شد، سبب شد که رستم به این پیوند توجه کند.
یقین شد که جماعت رحمت آمد
جماعت را به جان من چاکرستم
هوش مصنوعی: به طور قطع مطمئن شدم که گروهی از رحمت و محبت آمدند، و من به این گروه با جان و دل خدمتگزار هستم.
خمش کردم شکار شیر باشم
که تا گوید شکار مفترستم
هوش مصنوعی: سکوت کردم تا بتوانم به شکار شیر بروم، چون وقتی میگوید که شکار من است، باید آماده باشم.