برگردان به زبان ساده
تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر عشق آن معشوق، همه چیز را فراموش کرده و به نوعی گم شدهام، نه کاملاً دیوانهام و نه کاملاً عاقل، بلکه در حالتی از پنهان بودن به سر میبرم.
برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد
تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم
هوش مصنوعی: برف را به آتش میزنم تا زمین مرا ببلعد و من به سمت آسمان بروم و تمام درد و غم خود را به صورت دود رها کنم.
نیستم از روانها بر حذرم ز جانها
جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم
هوش مصنوعی: من از روحها دور نیستم و از زندگیها نمیترسم. مگر جان از جان میترسد؟ وقتی من به جان تبدیل شوم، از چه چیزی باید بترسم؟
آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو
تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم
هوش مصنوعی: کسی گمان نمیبرد که من به او فکر میکنم، اما در نهایت همان فکر و گمان من باعث شد تا به سرنوشت خاصی دچار شوم.
از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست
این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم
هوش مصنوعی: به دلیل بیفکری و بیتوجهی، دلم گواهی به دست آورد که دیگر از دستم خارج شده است، و آنچه را که گفته بودم، به آن عمل کردم.
این همه نالههای من نیست ز من همه از اوست
کز مدد می لبش بیدل و بیزبان شدم
هوش مصنوعی: تمام این نالهها و آواهای من به خاطر خود من نیست، بلکه همه آنها از او نشأت میگیرد. من به وسیلهی کمک لبهای او بیدل و بیزبان شدهام.
گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی
من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم
هوش مصنوعی: چرا عشق من را پنهان میکنی؟ من به خاطر این عشق، معروف عاشقان شدم.
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که جان و دنیای من از دست برود. حالا من در این دنیا چه کنم وقتی که دیگر به آن تعلق ندارم؟