برگردان به زبان ساده
گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم
هوش مصنوعی: ای معشوق! بیا درون بیا و دم نزدن را رها کن، باده را بیاور. بندهات را بشنو و به حرفهایش گوش کن، اما گوش خود را در دست نگذار.
فوق فلک مکان تو جان و روان روان تو
هل طربی که برکند بیخ خمار ای صنم
هوش مصنوعی: تو در بالای آسمانها جای داری و روح و جان تو در حال حرکت است. ای معشوق، بادهای بیاور که ریشههای خواب آلودگی را از بین ببرد.
این دو حریف دلستان باد قرین دوستان
جیم جمال خوب تو جام عقار ای صنم
هوش مصنوعی: این دو دوست زیبا در کنار دوستانی همچون تو، به زیبایی چهرهات، مشغول شادی و خوشگذرانی هستند، ای محبوب.
مرغ دل علیل را شهپر جبرئیل را
غیر بهشت روی تو نیست مطار ای صنم
هوش مصنوعی: پرندهٔ دل بیمار من، تنها جبرائیل میتواند او را به جایی برساند و غیر از بهشت چهرهٔ تو، هیچ مکان دیگری برای او مناسب نیست ای معشوق.
خمر عصیر روح را نیست نظیر در جهان
ذوق کنار دوست را نیست کنار ای صنم
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در دنیا به طعم شراب روحی نمیرسد، و لذت نشستن در کنار دوست نیز مانند لذت بودن در کنار تو، ای محبوب، نیست.
معجز موسوی توی چون سوی بحر غم روی
از تک بحر برجهد گرد و غبار ای صنم
هوش مصنوعی: شما به مانند معجزه موسی، به سمت دریای غم میروید و از دل این دریا گرد و غبار برمیخیزد، ای زیبای من.
جام پر از عقار کن جان مرا سوار کن
زود پیاده را ببین گشته سوار ای صنم
هوش مصنوعی: به من بگو که چگونه میتوانم شادی و نشاط را به زندگیام بیاورم و از غم و اندوه رها شوم. به من کمک کن تا از حالتی که در آن گیر کردهام خارج شوم و دلیلی برای خوشحالی و شادابی پیدا کنم. ای معشوق، به من نگاه کن و ببین چگونه کسانی که در ابتدا ناامید بودند، حالا به خوشحالی و عشق رسیدهاند.
مرکب من چو می بود هر عدمیم شیء بود
موجب حبس کی بود وام قمار ای صنم
هوش مصنوعی: وقتی که مرکب من برای رسیدن به حقیقت باشد، هر چیزی که وجود ندارد، میتواند به عنوان عاملی برای محدودیت من عمل کند. ای محبوب، وام قمار، یعنی بازی زندگی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن این شرایط پیش برد.
هین که فزود شور من هم تو بخوان زبور من
کرد دل شکور من ترک شکار ای صنم
هوش مصنوعی: بشنو که چگونه شور و هیجان من افزایش یافته است، تو نیز آواز من را بخوان. دل سپاسگزار من، عشق را رها کرده است، ای معشوق.