برگردان به زبان ساده
دام دگر نهادهام تا که مگر بگیرمش
آنک بجست از کفم بار دگر بگیرمش
هوش مصنوعی: من دوباره دام برپا کردهام تا شاید بتوانم آن چیزی را که از دستم رفته دوباره به دست آورم.
آنک به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش
گرچه گذشت عمر من باز ز سر بگیرمش
هوش مصنوعی: او را که در دل گرفتار شدهام، با تمام وجودم میپذیرم، حتی اگر عمرم به پایان رسیده باشد، باز هم میخواهم دوباره او را به یاد آورم.
دل بگداخت چون شکر بازفسرد چون جگر
باز روان شد از بصر تا به نظر بگیرمش
هوش مصنوعی: دل مانند شکر ذوب شد و بعد از مدتی سرد شد، مانند جگر. اکنون از دیدگانم تا به چشمانت، میخواهم تو را ببینم.
راه برم به سوی او شب به چراغ روی او
چون برسم به کوی او حلقه در بگیرمش
هوش مصنوعی: من به سوی او میروم و شب با چراغ روشنی او را دنبال میکنم. وقتی به کوچهاش برسم، در را میزنم و به او نزدیک میشوم.
درد دلم بتر شده چهره من چو زر شده
تا ز رخم چو زر برد بر سر زر بگیرمش
هوش مصنوعی: درد دل من بیشتر شده و چهرهام مانند طلا درخشان شده است. حالا که زخم من مانند طلاست، میخواهم از آن استفاده کنم و بر سر مسالهام بیندیشم.
گرچه کمر شدم چه شد هر چه بتر شدم چه شد
زیر و زبر شدم چه شد زیر و زبر بگیرمش
هوش مصنوعی: هرچند که حالا دچار مشکل و سختی شدهام، اما این وضعیت چه تغییری در من ایجاد کرده؟ با وجود این به هم ریختگی، میخواهم این حالت را بپذیرم و از آن عبور کنم.
تا به سحر بپایمش همچو شکر بخایمش
بند قبا گشایمش بند کمر بگیرمش
هوش مصنوعی: من تا صبح به مراقبت از او میپردازم و مانند شکر او را در آغوش میگیرم. دکمههای لباسش را باز میکنم و او را در آغوش میفشارم.
خواب شدست نرگسش زود درآیم از پسش
کرد سفر به خواب خوش راه سفر بگیرمش
هوش مصنوعی: نرگس خوابش برده، من زود میروم تا او را از خواب خوش بیدار کنم و راه سفر را برایش آماده کنم.