برگردان به زبان ساده
یار نخواهم که بُوَد بدخو و غمخوار و تُرش
چون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترش
هوش مصنوعی: من نمیخواهم یاری داشته باشم که بدخلق و غمگین باشد، مانند قبر و زادگاه مغان که تنگ و دلگیر است.
یار چو آیینه بود، دوست چو لوزینه بود
ساعت یاری نبود خایف و فرّار و تُرش
هوش مصنوعی: دوست مانند یک آیینه است که با روشنایی خود، زیباییها را منعکس میکند. اما در زمان دوستی، نباید از آمدن و رفتن یا مشکلات ناراحت و دلگیر باشیم.
هر که بود عاشق خَود پنج نشان دارد بَد
سخت دل و سست قدم کاهل و بیکار و ترش
هوش مصنوعی: هر عشقی نشانههایی دارد. عاشقها معمولاً دلشان محکم نیست و راحت میشکنند، در عمل تنبل و بیحس هستند و به راحتی از خود عمل نشان نمیدهند. همچنین ممکن است خلق و خوی تند و ترشمزهای داشته باشند.
ور حشمش بیش بود هم تُرشی بیش کند
دان مَثَلِ بیشیِ او سرکهٔ بسیار ترش
هوش مصنوعی: اگر چشمان او کمی بیشتر باشد، حس تلخی نیز در او بیشتر خواهد شد. میتوان گفت که مانند سرکهای است که هرچه بیشتر باشد، ترشیاش نیز بیشتر میشود.
بس کن شرح ترشان، این قدری بهر نشان
کی طلبد در دل و جان طبع شکربار ترش؟!
هوش مصنوعی: بس کن از توضیحات و تعبیرات زیاد؛ این اندازه برای نشان دادن کافی است. چه کسی در دل و جان خود به دنبال طبع شیرین و خوشایند است وقتی که تلخی را احساس میکند؟