برگردان به زبان ساده
جان من و جان تو بستست به همدیگر
همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
هوش مصنوعی: زندگی من و تو به هم وابسته است. اگر قرار باشد که به یکدیگر تأثیر بگذاریم، باید سعی کنیم که به یک رنگ و روح مشترک درآییم، چه در حالت خوب و چه در حالت بد.
ای دلبر شنگ من ای مایه رنگ من
ای شکر تنگ من از تنگ شکر خوشتر
هوش مصنوعی: ای محبوب دلپذیر من، ای منبع زیبایی من، ای عشق شیرین من، شیرینی تو از هر طعمی دلانگیزتر است.
ای ضربت تو محکم ای نکته تو مرهم
من گشته تمامی کم تا من تو شدم یک سر
هوش مصنوعی: تو با ضربههای محکم و نکتههای عمیق خود، تمام کمبودهای من را برطرف کردهای و اکنون من تمام وجودم را فدای تو کردهام.
همسایه ما بودی چون چهره تو بنمودی
تا خانه یکی کردی ای خوش قمر انور
هوش مصنوعی: تو که همسایه ما بودی و با نمایان شدن چهرهات، خانهای را به خانه دیگر پیوند زدی، ای خوشروی ماهگون!
یک حمله تو شاهانه بردار تو این خانه
تا جز تو فنا گردد کالله هو الاکبر
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، این عبارت به معنای این است که با یک حمله قدرتمند و سلطنتی به این خانه وارد شو و باعث شو که همه چیز جز تو از بین برود، زیرا او بزرگترین است.
چون محو کند راهم نی جویم و نی خواهم
زیرا همه کس داند که اکسیر نخواهد زر
هوش مصنوعی: زمانی که مسیرم را گم کنم، نه میخواهم و نه به دنبال آن میروم، زیرا همه میدانند که مانند اکسیر نمیتواند طلا باشد.
از تابش آن کوره مس گفت که زر گشتم
چون گشت دلش تابان زان آتش نیکوفر
هوش مصنوعی: از تابش آن آتش، مس به طلا تبدیل شد و دلش هم از آن آتش زیبا روشن شد.
مس باز به خویش آمد نوشش همه نیش آمد
تا باز به پیش آمد اکسیرگر اشهر
هوش مصنوعی: پرندهای که به خود آمد و تمام زهرها را از خوراکش دریافت کرد، دوباره به جلو برگشت و به جستجوی اکسیر تعبیر کرد.