برگردان به زبان ساده
نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
بالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
هوش مصنوعی: نیمی از حقیقتها تلخ و دردناک هستند و نیمی دیگر شیرین و خوشایند. به خدا قسم، به این نوع نگاه وبینش تامل کن و خوب بیندیش.
هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را
زان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور
هوش مصنوعی: اگرچه از تو زهر میریزد، اما شیرینیها ناشی از آن است، زیرا نوری که از تو تابیده، رنگی روشن و زیبا به همراه دارد.
نوری که نیارم گفت در پای تو میافتد
معنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر
هوش مصنوعی: نوری که من نمیتوانم به تو منتقل کنم، در پای تو به زمین میافتد. منظور این است که درویش باید در درون خود نگاهی عمیقتر به ما داشته باشد تا بهتر درک کند.
در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو
ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر
هوش مصنوعی: در من نگاه کن و به خودت توجه کن. تو همچون نوری هستی که از سر تا پا میدرخشد، پس نیازی به سخن گفتن از پای خود نیست.
چون در بصر خلقی گویی تو پر از زرقی
ای آنک تو هم غرقی در خون دل من تر
هوش مصنوعی: وقتی در چشمان دیگران خود را میبینی، گویی پر از دمنوش و زرق و برق هستی، اما تو نیز در آتش درد و رنج من غوطهور هستی.
ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین
ور سنگ محک داری اندر رخ من بین زر
هوش مصنوعی: اگر گوهر با ارزشی داری، به دریاهای دو چشمانم نگاه کن. و اگر سنگ محک معتبری داری، به چهره من نگاه کن تا طلا را بشناسی.
آن شیر خدایی را شمس الحق تبریزی
صیدی که نه روبه شد او را به سگی مشمر
هوش مصنوعی: شمس الحق تبریزی آن شیر خدایی را به دام انداخت که به هیچ وجه نمیتوان او را با یک سگ مقایسه کرد.