برگردان به زبان ساده
آن سگی میمرد و گریان آن عرب
اشک میبارید و میگفت ای کرب
هوش مصنوعی: یک مرد عرب بر سر مرگ یک سگش بسیار ناراحت و گریان بود و با دلشکستگی میگفت: ای حیوان عزیزم، چرا ترک ما کردی؟
سایلی بگذشت و گفت این گریه چیست
نوحه و زاری تو از بهر کیست
هوش مصنوعی: کسی از کنار من گذشت و از من پرسید که این گریهای که میکنی برای چیست و به خاطر چه کسی است؟
گفت در ملکم سگی بد نیکخو
نک همیمیرد میان راه او
هوش مصنوعی: گفت در سرزمین من سگی وجود دارد که به خاطر خوبیاش، در راه میمیرد.
روز صیادم بد و شب پاسبان
تیزچشم و صیدگیر و دزدران
هوش مصنوعی: در روز، شکارچی من در وضعیت بدی است و در شب، نگهبان با دقت و تیزبینی، در حال شکار و مقابله با دزدان است.
گفت رنجش چیست زخمی خورده است
گفت جوع الکلب زارش کرده است
هوش مصنوعی: شخصی از دیگری میپرسد که علت نگرانیاش چیست. در پاسخ، او میگوید که مانند زخم خوردهای است که گرسنگی و بیقراری او را نزار کرده است.
گفت صبری کن برین رنج و حرض
صابران را فضل حق بخشد عوض
هوش مصنوعی: صبر کن بر این درد و رنج، زیرا کسانی که صبر میکنند، از طرف خداوند پاداش و نعمت دریافت خواهند کرد.
بعد از آن گفتش کای سالار حر
چیست اندر دستت این انبان پر
هوش مصنوعی: بعد از آن به او گفتند: ای کُنشگر بزرگ، این کیسه پر چه چیزی در دست توست؟
گفت نان و زاد و لوت دوش من
میکشانم بهر تقویت بدن
هوش مصنوعی: او میگوید که دیشب نان و غذا را برای تقویت بدنم به دوش میکشم.
گفت چون ندهی بدان سگ نان و زاد
گفت تا این حد ندارم مهر و داد
هوش مصنوعی: گفت اگر به آن سگ نانی و خوراکی نمیدهی، من هم نباید به تو محبت و عدل داشته باشم.
دست ناید بیدرم در راه نان
لیک هست آب دو دیده رایگان
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که برای به دست آوردن نان و معاش، نمیتوان دست خالی از در بیرون رفت، اما اشک و احساسات انسانی، به راحتی و بدون هزینه تأثیرگذارند. به این معنی که ممکن است در زندگی برای تأمین نیازها سختی کشید، اما ابراز احساسات و توجه به دیگران همیشه ممکن است و ارزشمند است.
گفت خاکت بر سر ای پر باد مشک
که لب نان پیش تو بهتر ز اشک
هوش مصنوعی: تو که مثل باد پران هستی، من بر سر تو خاک میریزم؛ زیرا در برابر نان تو، اشک من هم ارزش کمتری دارد.
اشک خونست و به غم آبی شده
مینیرزد خاک خون بیهده
هوش مصنوعی: دیدن اشک به اندازهای دردناک است که گویا از خون آمده و غم به این شدت کمارزشتر از خاکی است که بدون دلیل ریخته شده است.
کل خود را خوار کرد او چون بلیس
پارهٔ این کل نباشد جز خسیس
هوش مصنوعی: او خود را پست کرده است؛ چون ابلیس، تمام این وجود از چیزهای پست و بیمقدار تشکیل شده است.
من غلام آنک نفروشد وجود
جز بدان سلطان با افضال و جود
هوش مصنوعی: من بنده و خدمتگزار کسی هستم که وجود خود را فقط به خاطر آن سلطان بزرگ و بخشنده نمیفروشد.
چون بگرید آسمان گریان شود
چون بنالد چرخ یا رب خوان شود
هوش مصنوعی: وقتی آسمان اشک بریزد، زمین نیز در غم و tristeza قرار میگیرد و وقتی زمان به ناله و زاری میافتد، دعا و درخواست به سوی خداوند میآید.
من غلام آن مس همتپرست
کو به غیر کیمیا نارد شکست
هوش مصنوعی: من، خدمتگذار آن کسی هستم که در پی پرستی و بزرگمنشی است و هیچ چیز غیر از کیمیا (طلا) نمیتواند او را از پا درآورد.
دست اشکسته برآور در دعا
سوی اشکسته پرد فضل خدا
هوش مصنوعی: دستت را در دعا به سمت خداوند دراز کن که او به بندگان نیازمندش با لطف و رحمت توجه میکند.
گر رهایی بایدت زین چاه تنگ
ای برادر رو بر آذر بیدرنگ
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از این چاه تنگ نجات پیدا کنی، ای برادر، بیدرنگ به درخت آتش برو.
مکر حق را بین و مکر خود بهل
ای ز مکرش مکر مکاران خجل
هوش مصنوعی: حواست را جمع کن و بفهم که خداوند چطوری به نفع خودش کار میکند و همزمان مکر و فریب خودت را کنار بگذار. چرا که از نقشههای خداوند، حتی حیلهگران بزرگ هم شرمنده میشوند.
چونک مکرت شد فنای مکر رب
برگشایی یک کمینی بوالعجب
هوش مصنوعی: وقتی که نقشه و فریب دشمن به نتیجه نرسد، ناگهان یک راه غیرمنتظره و شگفتانگیز ظاهر میشود.
که کمینهٔ آن کمین باشد بقا
تا ابد اندر عروج و ارتقا
هوش مصنوعی: بهترین و کوچکترین چیز در این دنیا، جایی را برای بقا و ادامه زندگی خود انتخاب میکند تا همیشه در حال پیشرفت و ترقی باشد.