برگردان به زبان ساده
مورکی بر کاغذی دید او قلم
گفت با مور دگر این راز هم
مورکی بر روی کاغذی متوجه شد که قلمی،نقشی ایجاد میکند و مور دیگر را متوجه این موضوع ساخت.
که عجایب نقشها آن کلک کرد
همچو ریحان و چو سوسنزار و ورد
هوش مصنوعی: نقشهایی که خلق شدهاند، همچون گلهای معطر و زیبایی که در باغها میرویند، شگفتانگیز و چشمنواز هستند.
گفت آن مور اصبعست آن پیشهور
وین قلم در فعل فرعست و اثر
هوش مصنوعی: مور گفت که این انگشت کارگر است و این قلم تنها در فعل فرع و تأثیر آن به شمار میرود.
گفت آن مور سوم کز بازوست
که اصبع لاغر ز زورش نقش بست
هوش مصنوعی: مور گفت که نیروی او از عضلاتش نشأت میگیرد، چرا که اثر فشار بر روی انگشت نازکش باقی مانده است.
همچنین میرفت بالا تا یکی
مهتر موران فطن بود اندکی
هوش مصنوعی: او همچنان در حال حرکت بود تا اینکه یکی از بزرگترهای مورچگان باهوش و زیرک کمی به او نزدیک شد.
گفت کز صورت مبینید این هنر
که به خواب و مرگ گردد بیخبر
هوش مصنوعی: او گفت که هنر را در ظاهر نمیتوان دید، زیرا در خواب و مرگ به ناخودآگاهی میرسد.
صورت آمد چون لباس و چون عصا
جز به عقل و جان نجنبد نقشها
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ظاهر بهنظر میرسد، مانند لباس یا عصا، فقط با عقل و جان قابل درک است و بدون آن، طرحها و شکلها درک نمیشوند.
بیخبر بود او که آن عقل وفاد
بی ز تقلیب خدا باشد جماد
هوش مصنوعی: او بیخبر بود که آن عقل وفادار، تحت تأثیر تغییرات خداوندی، بیجان و بیحرکت است.
یک زمان از وی عنایت بر کند
عقل زیرک ابلهیها میکند
هوش مصنوعی: یک مدت نزد او لطف و توجهی بود که عقل هوشمند را به بیخودی و نادانی میکشاند.
چونش گویا یافت ذوالقرنین گفت:
چونک کوهِ قاف دُرّ ِ نطق سُفت
هوش مصنوعی: ذوالقرنین که به سخن گفتن او گوش میداد، وقتی متوجه شد که کوه قاف، گوهر سخن را در خود نهان دارد، به این معنا اشاره کرد که همواره در جستجوی دانایی و حکمت باشد.
کای سخنگوی خبیر رازدان
از صفات حق بکن با من بیان
هوش مصنوعی: ای سخنشناس باهوش و دانا، لطفاً از ویژگیهای خداوند با من صحبت کن و آن را بیان کن.
گفت رو کان وصف از آن هایلترست
که بیان بر وی تواند برد دست
هوش مصنوعی: میگوید که توصیف آن چیز آنقدر بلندمرتبه و بزرگ است که هیچ زبانی توان بیان و شرح آن را ندارد.
یا قلم را زهره باشد که به سر
بر نویسد بر صحایف زان خبر
هوش مصنوعی: شاید قلم جرات داشته باشد که بر صفحات بنویسد از آن خبر.
گفت کمتر داستانی باز گو
از عجبهای حق ای حبر نکو
هوش مصنوعی: کمتر از شگفتیهای حق بگو، ای توانای خوب.
گفت اینک دشت سیصدساله راه
کوههای برف پر کردست شاه
هوش مصنوعی: اینک دشت بزرگی که سه صد ساله است، راهی را به سمت کوههای پوشیده از برف ایجاد کرده است، گویی که سلطانی در حال عبور از آنجا است.
کوه بر که بیشمار و بیعدد
میرسد در هر زمان برفش مدد
هوش مصنوعی: کوهها، که از نظر تعداد و اندازه بینهایت هستند، در هر زمانی با برفهای خود به ما کمک میکنند.
کوه برفی میزند بر دیگری
میرساند برف سردی تا ثری
هوش مصنوعی: کوهی که برف را از خود جدا میکند، برف سردی را به پایین منتقل میکند و به زمین میفرستد.
کوه برفی میزند بر کوه برف
دم به دم ز انبار بیحد و شگرف
هوش مصنوعی: کوهی که پوشیده از برف است، هر لحظه برف بیشتری به خود میگیرد، به گونهای که گویی از انباری بیپایان و شگفتانگیز برف میریزد.
گر نبودی این چنین وادی شها
تف دوزخ محو کردی مر مرا
هوش مصنوعی: اگر این وادی با عظمت و زیبای تو نبود، جهنم تمام وجودم را نابود میکرد.
غافلان را کوههای برف دان
تا نسوزد پردههای عاقلان
هوش مصنوعی: بیخبران را به مانند کوههای برف بدانید تا مبادا پردههای فکری و عقلانی خردمندان در آتش نرود.
گر نبودی عکس جهل برفباف
سوختی از نار شوق آن کوه قاف
هوش مصنوعی: اگر نبود تصویر جهالت، تو از آتش اشتیاق آن کوه قاف در میسوختی.
آتش از قهر خدا خود ذرهایست
بهر تهدید لئیمان درهایست
هوش مصنوعی: آتش ناشی از خشم خداوند، تنها یک ذره است و برای تهدید افراد بدذات به منزله درهای عمیق به حساب میآید.
با چنین قهری که زفت و فایق است
برد لطفش بین که بر وی سابق است
هوش مصنوعی: با توجه به قهری که او دارد و بر دیگران برتری یافته، لطف او را ببینید که نسبت به گذشتهاش تغییر نکرده است.
سبق بیچون و چگونهٔ معنوی
سابق و مسبوق دیدی بیدوی
هوش مصنوعی: در زندگی، تجربههای معنوی و پیشرفتهای ما همواره با یکدیگر در ارتباط هستند و هیچ چیزی به صورت بیدلیل و ناگهانی به وقوع نمیپیوندد. شما میتوانید پیشرفت خود را از گذشته تا کنون مشاهده کنید، زیرا همواره یک روند مشخص و پیوسته وجود دارد.
گر ندیدی آن بود از فهم پست
که عقول خلق زان کان یک جوست
هوش مصنوعی: اگر تو آن را ندیدی، دلیلش ناتوانی در درک است، زیرا عقلا از آن موضوع تنها به مقدار ناچیزی میرسند.
عیب بر خود نه نه بر آیات دین
کی رسد بر چرخ دین مرغ گلین
هوش مصنوعی: نقص و عیب را در خودت ببین نه در آیات دین، زیرا آنچه به دین مربوط میشود، به آسمان و افلاک ربطی ندارد.
مرغ را جولانگه عالی هواست
زانک نشو او ز شهوت وز هواست
هوش مصنوعی: پرنده در فضایی آزاد و زیبا پرواز میکند زیرا حیات او تحت تأثیر خواستهها و آرزوهایش قرار دارد.
پس تو حیران باش بیلا و بلی
تا ز رحمت پیشت آید محملی
هوش مصنوعی: پس تو در حیرت و تردید بمان تا رحمت الهی به سوی تو بیاید و تو را در آغوش گیرد.
چون ز فهم این عجایب کودنی
گر بلی گویی تکلف میکنی
هوش مصنوعی: اگر از درک این شگفتیها ناتوانی، هر چه بگویی فقط به خودت زحمت میدهی.
ور بگویی نی زند نی گردنت
قهر بر بندد بدان نی روزنت
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بگویی نزن، اگر بر سر تو قهر کند، بداند که این قهر روزی تو را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
پس همین حیران و واله باش و بس
تا درآید نصر حق از پیش و پس
هوش مصنوعی: پس همچنان در حیرت و شگفتی بمان و به جز این هیچ نکن تا پیروزی حق از هر سو نمایان شود.
چونک حیران گشتی و گیج و فنا
با زبان حال گفتی اهدنا
هوش مصنوعی: زمانی که در حیرت و سردرگمی فرو رفتی و احساس ناکامی کردی، با حالتی از دل تو خواهشی بهوجود آمد که در آن خواستی، ما را به راه راست هدایت کن.
زفت زفتست و چو لرزان میشوی
میشود آن زفت نرم و مستوی
هوش مصنوعی: چیزهایی که به ظاهر سخت و محکم هستند، گاه با لرزش و تکان میتوانند نرم و قابل تغییر شوند.
زانک شکل زفت بهر منکرست
چونک عاجز آمدی لطف و برست
هوش مصنوعی: چون نمیتوانی حقیقت را به درستی درک کنی، باید دلیلی برای انکار آن پیدا کنی. در این حال، ناتوانی تو در فهم، دلیل بر بینقصی آن حقیقت نیست.