برگردان به زبان ساده
اشتری را دید روزی استری
چونک با او جمع شد در آخری
هوش مصنوعی: روزی شتری را دید که در کنار او استری وجود داشت. وقتی به هم نزدیک شدند، در پایان ماجرا اتفاقات جالبی رخ داد.
گفت من بسیار میافتم برو
در گریوه و راه و در بازار و کو
هوش مصنوعی: او گفت که من بارها در مکانهای مختلف از جمله گریوه، راه، بازار و کوچهها زمین میافتم.
خاصه از بالای که تا زیر کوه
در سر آیم هر زمانی از شکوه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر زمانی که از بلندی به سمت پایین میآیم، از زیبایی و عظمت آن مکان لذت میبرم و این تجربه برای من خاص و دلانگیز است.
کم همیافتی تو در رو بهر چیست
یا مگر خود جان پاکت دولتیست
هوش مصنوعی: چرا اینقدر در دنیا پایین میآیی؟ آیا خودت دارای روحی بلند و پاک هستی که ارزش بیشتری دارد؟
در سر آیم هر دم و زانو زنم
پوز و زانو زان خطا پر خون کنم
هوش مصنوعی: هر لحظه در دل به یاد او میافتم و با ناله و زاری به او پناه میبرم و از اشتباهاتم، به شدت شاداب و نادم میشوم.
کژ شود پالان و رختم بر سرم
وز مکاری هر زمان زخمی خورم
هوش مصنوعی: پوشش من دچار اختلال میشود و مشکلاتی برایم به وجود میآورد. هر روز از نادرستیها و حقهبازیها زخمهایی متحمل میشوم.
همچو کم عقلی که از عقل تباه
بشکند توبه بهر دم در گناه
هوش مصنوعی: شبیه به آن کسی که به خاطر عقل ناقصش، هر لحظه تصمیم به توبه میگیرد اما دوباره به گناه بازمیگردد.
مسخرهٔ ابلیس گردد در زمن
از ضعیفی رای آن توبهشکن
هوش مصنوعی: در دورانی که ناتوانی و ضعف قدرت بر تصمیمگیری وجود دارد، فردی که بارها توبه کرده و سپس خطا میکند، به سخره و تمسخر شیطان تبدیل میشود.
در سر آید هر زمان چون اسپ لنگ
که بود بارش گران و راه سنگ
هوش مصنوعی: هر زمان که کار سخت و دشواری پیش میآید، مانند اسبی لنگ که بار سنگین بر دوش دارد، نمیتواند به راحتی از پس آن برآید.
میخورد از غیب بر سر زخم او
از شکست توبه آن ادبارخو
هوش مصنوعی: از جایی که کسی انتظارش را ندارد، بر زخم او چیزی میریزد که نشانهای از شکست توبهاش است و نشاندهندهی بدی سرنوشتش میباشد.
باز توبه میکند با رای سست
دیو یک تف کرد و توبهش را سکست
هوش مصنوعی: دوباره با اندیشهای ضعیف به توبهاش میپردازد، اما به راحتی از آن برمیگردد و توبهاش را نادیده میگیرد.
ضعف اندر ضعف و کبرش آنچنان
که به خواری بنگرد در واصلان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی میپردازد که در ضعف و ناتوانی غرق هستند و به خاطر بزرگمنشی کاذب خود، حتی به دیگران که در حال پیشرفت و رسیدن به مقامات بالاتر هستند، با تحقیر نگاه میکنند. این افراد به جای اینکه از توانمندیهای دیگران الهام بگیرند، به دلسردی و کجفکری در مورد آنها مشغولند.
ای شتر که تو مثال مؤمنی
کم فتی در رو و کم بینی زنی
هوش مصنوعی: ای شتر، تو همانند مؤمنی هستی که در باطن فرزانه و با ایمان است، اما در ظاهر، ممکن است کمهوش و بینقص به نظر بیایی.
تو چه داری که چنین بیآفتی
بیعثاری و کم اندر رو فتی
هوش مصنوعی: تو چه ویژگیای داری که بدون مشکل و در آرامش زندگی میکنی و به ندرت درگیر سختیها میشوی؟
گفت گرچه هر سعادت از خداست
در میان ما و تو بس فرقهاست
هوش مصنوعی: او گفت که هر نوع خوشبختی و سعادت از جانب خداست، اما میان ما و تو تفاوتهای زیادی وجود دارد.
سر بلندم من دو چشم من بلند
بینش عالی امانست از گزند
هوش مصنوعی: من سر بلندی دارم و دو چشمی دارم که بینش و درک بالایی دارند و این ویژگی من را از آسیب و خطر محفوظ میدارد.
از سر که من ببینم پای کوه
هر گو و هموار را من توه توه
هوش مصنوعی: من از سر کوه که نگاه میکنم، هر جا که زمین صاف و همواری باشد، تو را میبینم.
همچنانک دید آن صدر اجل
پیش کار خویش تا روز اجل
هوش مصنوعی: همانطور که او (صدر اجل) روزهای سرنوشت خود را میبیند و به کارهایش میپردازد، منتظر روز پایانش نیز هست.
آنچ خواهد بود بعد بیست سال
داند اندر حال آن نیکو خصال
هوش مصنوعی: پس از بیست سال، فقط کسی که دارای خصال نیکو است میداند که چه رخ خواهد داد.
حال خود تنها ندید آن متقی
بلک حال مغربی و مشرقی
هوش مصنوعی: این شخص تنها به حال خودش توجه نمیکند، بلکه به وضعیت انسانهای دیگر در شرق و غرب نیز اهمیت میدهد.
نور در چشم و دلش سازد سکن
بهر چه سازد پی حب الوطن
هوش مصنوعی: نور در چشم و دل او باعث خوشحالی و آرامش میشود، چرا که او برای محبت به میهن خود تلاش میکند.
همچو یوسف کو بدید اول به خواب
که سجودش کرد ماه و آفتاب
هوش مصنوعی: مانند یوسف که در خواب دید نخستین بار، که ماه و خورشید پیش او به سجده رفتند.
از پس ده سال بلک بیشتر
آنچ یوسف دیده بُد بر کرد سر
هوش مصنوعی: پس از ده سال یا حتی بیشتر، آنچه یوسف تجربه کرده بود، به صورت واضح و آشکار در زندگیاش نمایان شد.
نیست آن ینظر به نور الله گزاف
نور ربانی بود گردون شکاف
هوش مصنوعی: کسی که به نور خدا توجهی ندارد، در واقع نه به رویدادهای تصادفی دقت میکند و نه به حقیقتهای عمیق، بلکه نور الهی همچون نوری خاص است که در آسمان به طور ویژه تابش میکند.
نیست اندر چشم تو آن نور رو
هستی اندر حس حیوانی گرو
هوش مصنوعی: در چشمان تو آن نور و روشنایی وجود ندارد؛ ولی هستی و وجود تو در احساسات و غرایز حیوانی قرار دارد.
تو ز ضعف چشم بینی پیش پا
تو ضعیف و هم ضعیفت پیشوا
هوش مصنوعی: تو به دلیل کمبود بینایی، آنچه را که در جلوی خود داری، ضعیف و ناتوان میبینی، در حالی که در واقع خود تو هم تحت تأثیر ضعف قرار داری و نمیتوانی حقیقت را به درستی درک کنی.
پیشوا چشمست دست و پای را
کو ببیند جای را ناجای را
هوش مصنوعی: پیشوا مانند چشمی است که دست و پا را میبیند؛ او جایی را مینگرد که درست است و از ناچیزات غافل نمیشود.
دیگر آنک چشم من روشنترست
دیگر آنک خلقت من اطهرست
هوش مصنوعی: چشم من اکنون روشنتر شده است و خلقت من پاکتر گشته است.
زانک هستم من ز اولاد حلال
نه ز اولاد زنا و اهل ضلال
هوش مصنوعی: چون من از نسل حلال و پاک هستم، نه از نسل زنا و افرادی که در گمراهی به سر میبرند.
تو ز اولاد زنایی بیگمان
تیر کژ پرد چو بد باشد کمان
هوش مصنوعی: تو از نسل زنایى، این را بدان، چون تیر کج باشد، کمان هم بد خواهد بود.