برگردان به زبان ساده
پس برو خاموش باش از انقیاد
زیر ظل امر شیخ و اوستاد
هوش مصنوعی: بهتر است که بی سر و صدا از پیروی و تابعیت زیر نظر استاد و شیخ خود خارج شوی و دوری کنی.
ورنه گرچه مستعد و قابلی
مسخ گردی تو ز لاف کاملی
هوش مصنوعی: اگرچه تو زمینههای لازم و استعداد کافی را داری، اما اگر به خودپسندی و ادعای کمال مبتلا شوی، ممکن است که در وجودت تغییراتی ناگوار ایجاد شود.
هم ز استعداد وا مانی اگر
سر کشی ز استاد راز و با خبر
هوش مصنوعی: اگر به تواناییهای خود تکیه نداشته باشی و از آنچه که استاد به تو یاد داده سرپیچی کنی، ممکن است از آموختهها و رازهای عمیق بیخبر بمانی.
صبر کن در موزه دوزی تو هنوز
ور بوی بیصبر گردی پارهدوز
هوش مصنوعی: صبر کن تا کارهایت به ثمر برسد و نگران نباش. اگر بیصبر و شتابزده باشی، ممکن است دچار مشکلاتی شوی.
کهنهدوزان گر بدیشان صبر و حلم
جمله نودوزان شدندی هم به علم
هوش مصنوعی: اگر کهنهدوزان صبر و صبوری بیشتری داشته باشند، نودوزان نیز میتوانند با علم و آگاهی به درک و فهم بهتری برسند.
بس بکوشی و به آخر از کلال
هم تو گویی خویش کالعقل عقال
هوش مصنوعی: اگر زیاد تلاش کنی، در نهایت ممکن است از خود بگویی که مانند گلی از کلال، تنها رنگ و زیبایی داری و هیچ چیز دیگری را نمیتوانی به دست آوری.
همچو آن مرد مفلسف روز مرگ
عقل را میدید بس بیبال و برگ
هوش مصنوعی: مانند آن مرد فقیر که در روز مرگش عقل را میدید که بیپره و بیزینت است.
بیغرض میکرد آن دم اعتراف
کز ذکاوت راندیم اسپ از گزاف
هوش مصنوعی: در آن لحظه بدون هیچ انگیزهای اعتراف کردم که به لطف هوش و ذکاوت خود، به راحتی از خطر و مشکل عبور کردهایم.
از غروری سر کشیدیم از رجال
آشنا کردیم در بحر خیال
هوش مصنوعی: ما به خاطر غرور خود از جایگاه حقیقی خود فاصله گرفتیم و با افراد آشنا در عالم خیال به گشت و گذار پرداختهایم.
آشنا هیچست اندر بحر روح
نیست اینجا چاره جز کشتی نوح
هوش مصنوعی: در دل دریای روح، هیچ آشنایی وجود ندارد و تنها راه نجات در این شرایط، همانند کشتی نوح، از میان آلام و مشکلات عبور کردن است.
این چنین فرمود این شاه رسل
که منم کشتی درین دریای کل
هوش مصنوعی: این شاه بزرگ فرمود که من مانند کشتیای هستم در این دریای وسیع.
یا کسی کو در بصیرتهای من
شد خلیفهٔ راستی بر جای من
هوش مصنوعی: کسی که در درک و بینشهای من به نقطهای رسیده باشد که نمایندهٔ حقیقت و درستی در جای من باشد.
کشتی نوحیم در دریا که تا
رو نگردانی ز کشتی ای فتی
هوش مصنوعی: ما همچون کشتی نوح هستیم که در دریا شناوریم، اگر خواسته باشی از این کشتی دور شوی، باید به سمت دیگری بروی.
همچو کنعان سوی هر کوهی مرو
از نبی لا عاصم الیوم شنو
هوش مصنوعی: شبیه کنعان، به سوی هر کوهی نرو، چرا که امروز هیچ نجاتدهندهای نیست.
مینماید پست این کشتی ز بند
مینماید کوه فکرت بس بلند
هوش مصنوعی: این کشتی که به نظر میرسد در حال پایین آمدن است، در واقع به خاطر سختیهای زیاد ناشی از افکار عمیق و بلند ما، به این حالت درآمده است.
پست منگر هان و هان این پست را
بنگر آن فضل حق پیوست را
هوش مصنوعی: به مقام و رتبهی دیگران نگاه نکن، بلکه توجه کن به این که این مقام به فضل و کمک خداوند به تو رسیده است.
در علو کوه فکرت کم نگر
که یکی موجش کند زیر و زبر
هوش مصنوعی: به بالاهای بلند فکر نکن که ممکن است یک حادثه یا مشکل آن را به هم بریزد.
گر تو کنعانی نداری باورم
گر دو صد چندین نصیحت پرورم
هوش مصنوعی: اگر تو به زیبایی کنعانی دست نمییابی، من هم به صدها نصیحت و پند توجهی نخواهم کرد.
گوش کنعان کی پذیرد این کلام
که برو مهر خدایست و ختام
هوش مصنوعی: گوش کنعان یعنی اینکه دل و جان کنعان نمیتواند این سخن را بپذیرد که باید برود، زیرا این سخن به معنای مهر و محبت خداوند و پایان کار است.
کی گذارد موعظه بر مهر حق
کی بگرداند حدث حکم سبق
هوش مصنوعی: کی میتواند بر محبت و حقایق الهی نصیحتی کند، و چه کسی میتواند به سادگی از خطاهایی که بر اساس قضاوتهای قبلی به وقوع پیوسته، بگذرد؟
لیک میگویم حدیث خوشپیی
بر امید آنک تو کنعان نهای
هوش مصنوعی: اما من به تو میگویم که داستان خوشایندی را به یاد داشته باش، با این امید که تو آن شهر زیبا و دلانگیز نیستی.
آخر این اقرار خواهی کرد هین
هم ز اول روز آخر را ببین
هوش مصنوعی: در نهایت تو به این حقیقت اعتراف خواهی کرد که از ابتدا باید به پایان کار توجه میکردی.
میتوانی دید آخر را مکن
چشم آخربینت را کور کهن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دور از ناامیدی زندگی کنی، نباید فقط به پایان کارها و نتایج آن فکر کنی. بهتر است نگذاری دیدگاه تو نسبت به زندگی تحت تأثیر پایانها و نتایج منفی قرار بگیرد.
هر که آخربین بود مسعودوار
نبودش هر دم ز ره رفتن عثار
هوش مصنوعی: هر کس که به آینده و پایان کارها توجه دارد، مانند مسعود هیچگاه از راه رفتن و پیشرفت باز نمیماند.
گر نخواهی هر دمی این خفتخیز
کن ز خاک پایی مردی چشم تیز
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی در هر لحظه به خواب بروی، خودت را از زمین بلند کن و با چشم تیز به آینده نگاه کن.
کحل دیده ساز خاک پاش را
تا بیندازی سر اوباش را
هوش مصنوعی: چشمهایت را با کحل زیبا کن تا بتوانی سرکردگان را زیر نظر بگیری.
که ازین شاگردی و زین افتقار
سوزنی باشی شوی تو ذوالفقار
هوش مصنوعی: از این که شاگردی کنی و به این مقام افتخار داشته باشی، ممکن است مانند سوزنی باشی که تبدیل به ذوالفقار میشود.
سرمه کن تو خاک هر بگزیده را
هم بسوزد هم بسازد دیده را
هوش مصنوعی: چشم هر کسی که به خاک افتاده بیفتد، هم میسوزد و هم میسازد.
چشم اشتر زان بود بس نوربار
کو خورد از بهر نور چشم خار
هوش مصنوعی: چشم شتر به دلیل بزرگی و روشناییاش، چون از نور چشم خار گریزانی میکند. این به این معناست که شتر به خاطر وضوح و قدرت بیناییاش، به راحتی نمیتواند به نور زردرنگ خار نزدیک شود.