برگردان به زبان ساده
پیشبینی این خرد تا گور بود
وآن صاحب دل به نفخ صور بود
هوش مصنوعی: این خرد، آیندهای را پیشبینی میکند که تا زمان مرگ ادامه دارد و آن کسی که دلش مملو از عشق و احساس است، به نوعی مانند نفخ صور در زندگی تأثیر میگذارد.
این خرد از گور و خاکی نگذرد
وین قدم عرصهٔ عجایب نسپرد
هوش مصنوعی: این عقل و دانشی که داریم، نمیتواند از دنیای مادی فراتر برود و نمیتواند به دنیای شگفتیها و غیرمادیها وارد شود.
زین قدم وین عقل رو بیزار شو
چشم غیبی جوی و برخوردار شو
هوش مصنوعی: از این احساس و این منطق دلخور شو، چشم امید به دانش و بصیرت غیبی داشته باش و از آن بهرهمند شو.
همچو موسی نور کی یابد ز جیب
سخرهٔ استاد و شاگردان کتیب
هوش مصنوعی: مانند موسی، نور و دانش از قلب کوه و از درون استاد و شاگردان به دست میآید.
زین نظر وین عقل ناید جز دوار
پس نظر بگذار و بگزین انتظار
هوش مصنوعی: از این دیدگاه و با این عقل چیزی جز چرخش نخواهی داشت، پس بهتر است که نگاهی به دور بیندازی و انتظار را انتخاب کنی.
از سخنگویی مجویید ارتفاع
منتظر را به ز گفتن استماع
هوش مصنوعی: از صحبت کردن به دنبال بلندی مقام نباشید، چون فهم و درک از گفتار به شنیدن نیاز دارد.
منصب تعلیم نوع شهوتست
هر خیال شهوتی در ره بتست
هوش مصنوعی: مقام آموزش شامل هر نوع آرزو و خواستهای است که در مسیر عشق و زیبایی قرار دارد. هر تصور و خیال مربوط به این خواستهها، به نوعی در جستجوی معشوق یا زیبایی است.
گر بفضلش پی ببردی هر فضول
کی فرستادی خدا چندین رسول
هوش مصنوعی: اگر به لطف و بخشش او پی میبردی، هر فضولی نمیفرستاد خدا این همه پیامبر.
عقل جزوی همچو برقست و درخش
در درخشی کی توان شد سوی وخش
هوش مصنوعی: عقل جزئی مانند نوری است که درخشش دارد و همچون یک برق از آن عبور میکند. در این پیچیدگیها، چگونه میتوان به آسمان رسید و به سمت روشنی و حقیقت رفت؟
نیست نور برق بهر رهبری
بلک امریست ابر را که میگری
هوش مصنوعی: نور برق برای هدایت و رهبری نیست، بلکه این ابر است که میبارد و به زندگی رونق میدهد.
برق عقل ما برای گریه است
تا بگرید نیستی در شوق هست
هوش مصنوعی: فکر و خرد ما برای اشک ریختن است تا نشان دهد که چگونه عدم و نیستی در آرزوی وجود میسوزد و شکوه میکند.
عقل کودک گفت بر کتاب تن
لیک نتواند به خود آموختن
هوش مصنوعی: عقل کودک به کتاب مراجعه میکند، اما نمیتواند به تنهایی یاد بگیرد.
عقل رنجور آردش سوی طبیب
لیک نبود در دوا عقلش مصیب
هوش مصنوعی: عقل بیمار به سراغ پزشک میرود، اما در دارو عقل او سالم نمیشود.
نک شیاطین سوی گردون میشدند
گوش بر اسرار بالا میزدند
هوش مصنوعی: شیطانها به سوی آسمان میرفتن و به رازهای آن گوش میدادند.
میربودند اندکی زان رازها
تا شهب میراندشان زود از سما
هوش مصنوعی: اندکی از اسرار و رازها را میبردند تا پرچمدار، آنها را به سرعت از آسمان به حرکت درآورد.
که روید آنجا رسولی آمدست
هر چه میخواهید زو آید به دست
هوش مصنوعی: در آنجا پیامآوری فرستاده شده است که هر چیزی را که بخواهید از او خواهید گرفت.
گر همیجویید در بیبها
ادخلوا الابیات من ابوابها
هوش مصنوعی: اگر در جستوجوی چیزهای باارزش هستید، به خانهها وارد شوید از درهای آنها.
میزن آن حلقهٔ در و بر باب بیست
از سوی بام فلکتان راه نیست
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به این است که با وجود تلاش و در زدن به در، ورود به مکان یا رسیدن به هدف مد نظر ممکن نیست و هیچ راهی برای دستیابی به آن وجود ندارد.
نیست حاجتتان بدین راه دراز
خاکیی را دادهایم اسرار راز
هوش مصنوعی: نیازی به پیمودن این مسیر طولانی نیست، ما به شما اسرار را دادهایم.
پیش او آیید اگر خاین نیید
نیشکر گردید ازو گرچه نیید
هوش مصنوعی: اگر به نزد او بیایید و خیانت نکنید، مانند نیشکر میشوید که حتی اگر نیشکر هم نباشید، از خاصیت و شیرینی او بهرهمند میگردید.
سبزه رویاند ز خاکت آن دلیل
نیست کم از سم اسپ جبرئیل
هوش مصنوعی: سبزهای که از خاک تو رشد کرده، کمتر از سم اسب جبرئیل نیست.
سبزه گردی تازه گردی در نوی
گر توخاک اسپ جبریلی شوی
هوش مصنوعی: اگر تو خاک اسب جبریلی شوی، نوزی و تازگی را در سبزه گردی تجربه خواهی کرد.
سبزهٔ جانبخش که آن را سامری
کرد در گوساله تا شد گوهری
هوش مصنوعی: گیاهی که جان میبخشد و سامری آن را به گوساله تبدیل کرد، به گوهری ارزشمند بدل شد.
جان گرفت و بانگ زد زان سبزه او
آنچنان بانگی که شد فتنهٔ عدو
هوش مصنوعی: او جان گرفت و از میان سبزهها فریاد زد، فریادی که باعث تشتت و آشفتگی دشمنان شد.
گر امین آیید سوی اهل راز
وا رهید از سر کله مانند باز
هوش مصنوعی: اگر راستگو و مورد اعتماد باشید و به جمع افرادی که رازهای عمیق و پنهان را درک میکنند بپیوندید، مانند پرندهای آزاد و بیقید و بند خواهید شد.
سر کلاه چشمبند گوشبند
که ازو بازست مسکین و نژند
هوش مصنوعی: موجودی که سرش کلاهی دارد و چشمان و گوشهایش بسته است، از نظر حال و وضعش، در وضعیتی ضعیف و ناتوان به سر میبرد.
زان کله مر چشم بازان را سدست
که همه میلش سوی جنس خودست
هوش مصنوعی: از آن سر که نگاهکنندگان به دنیا دارند، به این دلیل است که تمام توجه آنها به طرف خواستههای خودشان معطوف است.
چون برید از جنس با شه گشت یار
بر گشاید چشم او را بازدار
هوش مصنوعی: وقتی که از نوع خود جدا شود، در این صورت یار به او نزدیک میشود و چشمان او را باز میکند تا ببیند.
راند دیوان را حق از مرصاد خویش
عقل جزوی را ز استبداد خویش
هوش مصنوعی: عقل جزئی را از تسلط و اضطراب خود آزاد کن، زیرا حق در نهایت بر دیوانگی و اشتباهات پیروز میشود.
که سری کم کن نهای تو مستبد
بلک شاگرد دلی و مستعد
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که تو باید از قدرت و سلطهگری خود بکاهی و در عوض، به یادگیری و آموختن از دلها و احساسات دیگران بپردازی. به عبارتی دیگر، به جای استبداد و خودکامگی، بهتر است به آموزههای عشق و دلسوزی اهمیت بدهی و در مسیر یادگیری و رشد قدم برداری.
رو بر دل رو که تو جزو دلی
هین که بندهٔ پادشاه عادلی
هوش مصنوعی: بر روی دلهای دیگران تکیه کن، زیرا تو از خصلت دل هستی و به حقیقت، بندهٔ پادشاهی عادل هستی.
بندگی او به از سلطانیست
که انا خیر دم شیطانیست
هوش مصنوعی: بندگی خدا از داشتن سلطنتی که در آن قدرت و نفوذ شیطانی وجود داشته باشد، بهتر و ارزشمندتر است.
فرق بین و برگزین تو ای حبیس
بندگی آدم از کبر بلیس
هوش مصنوعی: باید بین دو حالت تفاوت بگذاری و یکی را انتخاب کنی، ای کسی که در بندگی هستی. آدم از نافرمانی دیو مغرور رها شد.
گفت آنک هست خورشید ره او
حرف طوبی هر که ذلت نفسه
هوش مصنوعی: خورشید در راه خود میتابد و هر کس که نفسش را خوار شمارد، به آنجا میرسد که درخت طوبی وجود دارد.
سایهٔ طوبی ببین وخوش بخسپ
سر بنه در سایه بیسرکش بخسپ
هوش مصنوعی: به زیبایی درخت طوبی نگاه کن و در سایه آن استراحت کن. سر خود را در سایهاش پنهان کن و آرامش را تجربه کن.
ظل ذلت نفسه خوش مضجعیست
مستعد آن صفا و مهجعیست
هوش مصنوعی: در زیر سایه ذلت، روح انسان به آرامش میرسد و آماده بهرهمندی از صفا و آسایش است.
گر ازین سایه روی سوی منی
زود طاغی گردی و ره گم کنی
هوش مصنوعی: اگر از این سایه به سمتم بیایی، سریعاً به سرکشی میافتی و راه را گم خواهی کرد.