برگردان به زبان ساده
دزد قهرخواجه کرد و زر کشید
او بدان مشغول خود والی رسید
هوش مصنوعی: دزد از ترس خشم صاحبخانه به سرقت مشغول بود و در همین حال والی (مقام مسئول) به آنجا رسید.
گر ز خواجه آن زمان بگریختی
کی برو والی حشر انگیختی
هوش مصنوعی: اگر در آن زمان از خواجه فرار میکردی، آیا میتوانستی او را به حشر و تجمع افراد برانگیزانی؟
قاهری دزد مقهوریش بود
زانک قهر او سر او را ربود
هوش مصنوعی: شخصی که قهری و قدرتش به دیگران آسیب میزند، خود تحت تأثیر قهر و غیظ او قرار دارد؛ زیرا شدت قهر او باعث میشود که سر خود را از دست بدهد.
غالبی بر خواجه دام او شود
تا رسد والی و بستاند قود
هوش مصنوعی: غالبی بر خان که دام او را اسیر میکند، تا زمانی که والی به او برسد و آن قید را بر دارد.
ای که تو بر خلق چیره گشتهای
در نبرد و غالبی آغشتهای
هوش مصنوعی: ای کسی که در مبارزه بر دیگران تسلط یافتهای و بر همه فائق آمدهای.
آن به قاصد منهزم کردستشان
تا ترا در حلقه میآرد کشان
هوش مصنوعی: آن شخص با دقت و تدبیر، دشمنان را شکست داده و به این ترتیب تو را به دور خود جمع میکند.
هین عنان در کش پی این منهزم
در مران تا تو نگردی منخزم
هوش مصنوعی: بشتاب و کنترل فرمان را در دست بگیر، این فراری را به حال خود رها نکن تا زمانی که تو از حال نمیروی.
چون کشانیدت بدین شیوه به دام
حمله بینی بعد از آن اندر زحام
هوش مصنوعی: وقتی که به این شیوه تو را به دام انداختند، بعد از آن در میان آشفتگیها و درگیریها گرفتار خواهی شد.
عقل ازین غالب شدن کی گشت شاد
چون درین غالب شدن دید او فساد
هوش مصنوعی: عقل چگونه از تسلط بر اوضاع خوشحال میشود، زمانی که در این تسلط، فساد و نقصان را مشاهده میکند؟
تیزچشم آمد خرد بینای پیش
که خدایش سرمه کرد از کحل خویش
هوش مصنوعی: نگاه تیز و بینای او مانند چشمی است که برای بینایی بیشتر، از رنگ کحل خود استفاده کرده و به خود زیباتری میبخشد.
گفت پیغامبر که هستند از فنون
اهل جنت در خصومتها زبون
هوش مصنوعی: پیامبر فرمودند که در مسائل و درگیریها، افراد بهشتی از مهارتهای خاصی برخوردار هستند و در برابر آنها ضعف نشان میدهند.
از کمال حزم و سؤ الظن خویش
نه ز نقص و بد دلی و ضعف کیش
هوش مصنوعی: به خاطر هوشیاری و شبهه بدی که درباره دیگران دارم، نه به خاطر ضعف ایمان یا ناتوانی در اعتقادم.
در فره دادن شنیده در کمون
حکمت لولا رجال مومنون
هوش مصنوعی: اگر مردان مؤمن و نیکوکار وجود نداشتند، حکمت و دانش از بین میرفت.
دستکوتاهی ز کفار لعین
فرض شد بهر خلاص مؤمنین
هوش مصنوعی: کوتاهی دست و ناتوانی دشمنان به عنوان فرصتی برای نجات مؤمنان در نظر گرفته شد.
قصهٔ عهد حدیبیه بخوان
کف ایدیکم تمامت زان بدان
هوش مصنوعی: قصهٔ پیمان حدیبیه را بخوانید؛ چرا که تمام نشانهها و واقعیتها در آن نهفته است.
نیز اندر غالبی هم خویش را
دید او مغلوب دام کبریا
هوش مصنوعی: او در قالب و شکل خود، خود را تحت تأثیر قدرت بزرگ مشاهده کرد.
زان نمیخندم من از زنجیرتان
که بکردم ناگهان شبگیرتان
هوش مصنوعی: من به خاطر زنجیرهای شما نمیخندم، چون ناگهان شب را به یاد میآورم که سختیهای شما را به دوش میکشیدم.
زان همیخندم که با زنجیر و غل
میکشمتان سوی سروستان و گل
هوش مصنوعی: من از این که شما را با زنجیر و غل به سمت باغ و گلزار میکشم، میخندم.
ای عجب کز آتش بیزینهار
بسته میآریمتان تا سبزهزار
هوش مصنوعی: عجب است که تو از آتش بیپروا میگذری و به سمت دشت سبز میروی.
از سوی دوزخ به زنجیر گران
میکشمتان تا بهشت جاودان
هوش مصنوعی: از طرف جهنم با زنجیر سنگینی شما را به سمت بهشت ابدی میبرم.
هر مقلد را درین ره نیک و بد
همچنان بسته به حضرت میکشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دیگران تقلید میکند، در این مسیر به همان اندازه که به نیکوئیها میرسد، به بدیها نیز گرفتار میشود و در نهایت به سمت خداوند هدایت میشود.
جمله در زنجیر بیم و ابتلا
میروند این ره بغیر اولیا
هوش مصنوعی: همه افراد در زندگی تحت تأثیر ترس و مشکلات قدم میزنند و فقط کسانی که به مقام اولیا و بزرگان رسیدهاند، از این زنجیرها آزاد هستند.
میکشند این راه را بیگاروار
جز کسانی واقف از اسرار کار
هوش مصنوعی: برخی از افراد در این مسیر به تلاش و زحمت میپردازند، اما تنها گروهی که از جزئیات و رازهای این کار آگاهند، واقعاً میدانند چگونه باید پیش بروند.
جهد کن تا نور تو رخشان شود
تا سلوک و خدمتت آسان شود
هوش مصنوعی: سعی کن تا روشنی وجودت افزایش یابد تا مسیر و خدمتت راحتتر شود.
کودکان را میبری مکتب به زور
زانک هستند از فواید چشمکور
هوش مصنوعی: کودکان را به زور به مدرسه میفرستی، زیرا خودشان از مزایای آموزش بیخبرند و نمیدانند که یادگیری چقدر برایشان مفید است.
چون شود واقف به مکتب میدود
جانش از رفتن شکفته میشود
هوش مصنوعی: وقتی کسی به علم و دانش دست پیدا کند، روحش به شوق و شادی فراوانی میرسد و از این رشد و پیشرفت خوشحال میشود.
میرود کودک به مکتب پیچ پیچ
چون ندید از مزد کار خویش هیچ
هوش مصنوعی: کودک به مدرسه میرود و در مسیرش پیچ و خمهای زیادی را طی میکند، اما چون پاداش تلاشهایش را نمیبیند، ناامید است.
چون کند در کیسه دانگی دستمزد
آنگهان بیخواب گردد شب چو دزد
هوش مصنوعی: وقتی کسی پولی را در کیسهاش میگذارد، خوابش به خاطر نگرانی و دلهره از دستبرد از بین میرود، مانند دزدی که در شب بیدار میماند.
جهد کن تا مزد طاعت در رسد
بر مطیعان آنگهت آید حسد
هوش مصنوعی: سخت تلاش کن تا پاداش اطاعت به فرمانبرداران برسد، سپس حسادت به تو خواهد رسید.
ائتیا کرها مقلد گشته را
ائتیا طوعا صفا بسرشته را
هوش مصنوعی: به کسی که به صورت مقلد و بدون فکر و دلیل عمل میکند، میگویند که در واقع در دام عادتها افتاده است. اما کسی که با میل و علاقه و با رویی صاف و پاک عمل میکند، به موفقیت و صفای دل میرسد.
این محب حق ز بهر علتی
و آن دگر را بی غرض خود خلتی
هوش مصنوعی: یک محب به دلیل یک هدف یا علت خاصی دوستی را برقرار کرده است، در حالی که دیگری بدون هیچ انگیزهای و فقط به خاطر دوستی و خلوص نیت، این محبت را به وجود آورده است.
این محب دایه لیک از بهر شیر
و آن دگر دل داده بهر این ستیر
هوش مصنوعی: این شخصی که محبت میکند، فقط به خاطر نفع خود و شیرخواری است، اما آن فرد دیگر، تمام دلش را به خاطر عشق و محبت به این موجود داده است.
طفل را از حسن او آگاه نه
غیر شیر او را ازو دلخواه نه
هوش مصنوعی: کودک را تنها از زیبایی او آگاه کن و نه از چیز دیگری، زیرا او فقط شیر او را میخواهد و نه چیز دیگر.
و آن دگر خود عاشق دایه بود
بی غرض در عشق یکرایه بود
هوش مصنوعی: و آن دیگری بهخود عاشق و دلسوختهای بود که در عشق، بدون هیچگونه هدف و قصدی تنها به محبت میپرداخت.
پس محب حق باومید و بترس
دفتر تقلید میخواند بدرس
هوش مصنوعی: محبت به حق باید همراه با امید و ترس باشد، زیرا کسی که در پی تقلید است، باید به دقت و با در نظر گرفتن درسها پیش برود.
و آن محب حق ز بهر حق کجاست
که ز اغراض و ز علتها جداست
هوش مصنوعی: محبت واقعی و خالص به حق کجاست، که از خواستهها و علتهای دنیوی فاصله دارد؟
گر چنین و گر چنان چون طالبست
جذب حق او را سوی حق جاذبست
هوش مصنوعی: اگر چنین باشد یا چنان، همانطور که طالب است، او را به سوی حقیقت جذب میکند.
گر محب حق بود لغیره
کی ینال دائما من خیره
هوش مصنوعی: اگر کسی واقعا محب و دوستدار حق باشد، چگونه ممکن است همیشه از چیزهای دیگر نالان و بیقراری کند؟
یا محب حق بود لعینه
لاسواه خائفا من بینه
هوش مصنوعی: یا محبت پروردگار، حقیقی و خالص است و هیچ کس دیگر در این محبت شریک نیست، بلکه از میان آنها او تنها کسی است که مورد ترس و نگرانی قرار میگیرد.
هر دو را این جست و جوها زان سریست
این گرفتاری دل زان دلبریست
هوش مصنوعی: این تلاش و کوشش هر دو به خاطر یک راز است و این دلمشغولی ما ناشی از عشق و محبت آن معشوق است.