برگردان به زبان ساده
اندرین بودند کآواز صلا
مصطفی بشنید از سوی علا
هوش مصنوعی: در اینجا کسانی بودند که ندا و الگوی پیامبر را از جانب خداوند شنیدند.
خواست آبی و وضو را تازه کرد
دست و رو را شست او زان آب سرد
هوش مصنوعی: علاقهمند بود که وضو بگیرد و دست و صورتش را بشوید، او از آبی سرد استفاده کرد.
هر دو پا شست و به موزه کرد رای
موزه را بربود یک موزهربای
هوش مصنوعی: کسانی که پاهای خود را شستند و در کفش پوشیدند، از طرف کسی که موزه را دزدیده بود به دردسر افتادند.
دست سوی موزه برد آن خوشخطاب
موزه را بربود از دستش عقاب
هوش مصنوعی: زندانی زیبا به سمت موزه دست دراز کرد، اما عقابی که در آنجا بود، موزه را از دست او ربود.
موزه را اندر هوا برد او چو باد
پس نگون کرد و از آن ماری فتاد
هوش مصنوعی: او موزه را مانند باد به هوا برد و در نتیجه آن را به زمین انداخت و از آن ماری خارج شد.
در فتاد از موزه یک مار سیاه
زان عنایت شد عقابش نیکخواه
هوش مصنوعی: از موزه، یک مار سیاه به زمین افتاد و از آن کمک، عقابی به او یاری رساند.
پس عقاب آن موزه را آورد باز
گفت هین بستان و رو سوی نماز
هوش مصنوعی: عقاب آن چیز را آورد و گفت: اکنون آن را بگیر و به سمت نماز برو.
از ضرورت کردم این گستاخیی
من ز ادب دارم شکستهشاخیی
هوش مصنوعی: من به خاطر ضرورت و نیاز، این جسارت را انجام دادم، اگرچه به خاطر ادب دچار خجالت و ضعف شدهام.
وای کو گستاخ پایی مینهد
بی ضرورت کش هوا فتوی دهد
هوش مصنوعی: هراسانم از آن کسی که بدون نیاز و دلیل، پا به میدان میگذارد و به سادگی نظر میدهد.
پس رسولش شکر کرد و گفت ما
این جفا دیدیم و بود این خود وفا
هوش مصنوعی: پس رسول خدا سپاسگزار بود و گفت: ما این ظلم را تجربه کردیم و در واقع همین خود نشان از وفاداری است.
موزه بربودی و من درهم شدم
تو غمم بردی و من در غم شدم
هوش مصنوعی: از دست دادن تو باعث شد که من کاملاً دچار اضطراب و ناراحتی شوم، در حالی که تو از غم من رها شدی و بیدغدغه به مسیرت ادامه دادی.
گرچه هر غیبی خدا ما را نمود
دل در آن لحظه به خود مشغول بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خداوند هر پنهانی را به ما نشان داد، اما دل ما در آن لحظه به چیز دیگری مشغول بود.
گفت دور از تو که غفلت در تو رست
دیدنم آن غیب را هم عکس تست
هوش مصنوعی: در غیاب تو، دوری از تو باعث میشود که غفلت در وجودم رشد کند و دیدن آنچه نامرئی است، تنها بازتابی از وجود توست.
مار در موزه ببینم بر هوا
نیست از من عکس تست ای مصطفی
هوش مصنوعی: من در موزه مار را میبینم، اما عکس من در آسمان نیست، بلکه تصویر توست، ای مصطفی.
عکس نورانی همه روشن بود
عکس ظلمانی همه گلخن بود
هوش مصنوعی: تصاویر درخشان همه روشنی و شادابی را به نمایش میگذاشتند، در حالی که تصاویر تاریک و زشت، نشاندهندهی تنگناها و ناامیدیها بودند.
عکس عبدالله همه نوری بود
عکس بیگانه همه کوری بود
هوش مصنوعی: عکس عبدالله همیشه پر از نور و زندگی بود، در حالی که عکس بیگانه تاریک و خالی از جاذبه بود.
عکس هر کس را بدان ای جان ببین
پهلوی جنسی که خواهی مینشین
هوش مصنوعی: ای جان، هر کسی را که میخواهی ببینی، در کنار آن فرد، به ویژگیهایش توجه کن و با دقت نگاهش کن.