برگردان به زبان ساده
دزدکی از مارگیری مار برد
ز ابلهی آن را غنیمت میشمرد
دزدی از مارگیری یک مار را دزدید و از روی نادانی آن را بسیار ارزشمند تصور کرد.
وا رهید آن مارگیر از زخم مار
مار کشت آن دزدِ او را زار زار
مارگیر از آسیب مار نجات پیدا کرد ولی مار آن دزد را نیش زد و به حال بدی کشت.
مارگیرش دید پس بشناختش
گفت از جان مار من پرداختش
مارگیر او را شناخت و گفت: جان او را مار من گرفته است .
در دعا میخواستی جانم ازو
کش بیابم مار بستانم ازو
با تمام وجود دعا کرده بودم که دزد را پیدا کنم و مارم را از او پس بگیرم
شکر حق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم آن سود شد
خدا را شکر که دعایم مستجاب نشد، من این ماجرا ی دزدی را ضرر می دانستم ولی در واقع به نفع من بود.
بس دعاها کان زیانست و هلاک
وز کرم مینشنود یزدان پاک
خیلی از دعاها در صورت استجابت، به ضرر و هلاکت منجر خواهد شد که خداوند پاک و بخشنده آنها را مستجاب نمیکند.