برگردان به زبان ساده
چونک خرگوش از رهایی شاد گشت
سوی نخچیران دوان شد تا به دشت
هوش مصنوعی: زمانی که خرگوش از آزادی خود خوشحال شد، به سمت شکارچیان با سرعت به راه افتاد تا به دشت برسد.
شیر را چون دید در چَه کُشته، زار
چرخ میزد شادمان تا مرغزار
هوش مصنوعی: وقتی شیر را در حال کشتن دید، چرخ زندگی با خوشحالی میچرخید و به سمت دشت میرفت.
دست میزد چون رهید از دستِ مرگ
سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ
هوش مصنوعی: وقتی که از چنگال مرگ رهایی یافت، با خوشحالی و نشاط دست میزد و مانند شاخ و برگ درختان در هوا به رقص در آمد.
شاخ و برگ از حبسِ خاک آزاد شد
سَر برآورد و حریف باد شد
هوش مصنوعی: رستنیها که در زمین گرفتار بودند، اکنون از خاک آزاد شده و سر از زمین بیرون آوردهاند و با وزش باد در حال رقابت و بازی هستند.
برگها چون شاخ را بشکافتند
تا به بالای درخت اشتافتند
هوش مصنوعی: برگها مانند اینکه شاخ را شکافته باشند، به سمت بالای درخت حرکت کردند.
با زبان شَطّاحِ شُکرِ خدا
میسراید هر بَر و بَرگی جدا
هوش مصنوعی: با زبان پرندگان شکر خداوند را میسراید و هر شاخه و برگ جداگانهای این کار را انجام میدهد.
که بپرورد اصل ما را ذوالعطا
تا درخت فَاسْتَغْلَظَ آمد فَاسْتَوی
هوش مصنوعی: از خداوند خواسته شده که ما را پرورش دهد و به ما عطا کند، تا مانند درختی رشد کرده و استوار شویم.
جانهای بسته اندر آب و گِل
چون رهند از آب و گِلها شاددل
هوش مصنوعی: جانهای گرفتار در جسم و دنیا، همچون کسانی هستند که از این قید و بندها رهایی مییابند و با خوشحالی به سوی آزادی میشتابند.
در هوای عشقِ حق رقصان شوند
همچو قُرص بَدر بینقصان شوند
هوش مصنوعی: در فضای عشق واقعی، افراد به طرز زیبایی شاداب و سرزنده میشوند، مانند ماه کامل که بدون هیچ نقصی در آسمان میدرخشد.
جسمشان در رقص و جانها خود مپرس
وانک گِرد جانْ از آنها خود مپرس
هوش مصنوعی: اجساد آنها در حال رقص و شادی است، اما روحهایشان را نباید بپرسی؛ چون اگر دربارهی روح آنها بپرسی، آنجا دیگر چیزی از آنها نخواهد بود.
شیر را خرگوش در زندان نشاند
ننگ شیری کو ز خرگوشی بماند
هوش مصنوعی: خرگوش، شیر را در زندان قرار داد؛ این مایه شرمندگی است که شیر، به قدری ذلیل شده که در برابر خرگوش اوضاعش اینطور است.
درچنان ننگی و آنگه این عجب
فخر دین خواهد که گویندش لقب
هوش مصنوعی: در چنین شرم و فضیحتی، این جالب است که به او عنوان فخر دین میدهند.
ای تو شیری در تک این چاهْ فَرد
نفسْ چون خرگوشْ خونتریخت و خورد
هوش مصنوعی: تو مانند شیری در این چاه، بینظیری. در حالی که مانند خرگوشی، خونت ریخته و مورد حمله قرار گرفتهای.
نفسِ خرگوشت به صَحرا در چَرا
تو به قعر این چَه چون و چِرا
هوش مصنوعی: خرگوش به راحتی در دشت چرا میکند، اما تو چرا در این چاه عمیق گرفتار آمدهای؟
سوی نخچیران دوید آن شیرگیر
کأَبْشِرُوا یَا قَوْمُ إِذْ جَاءَ الْبَشِیرُ
هوش مصنوعی: شیرگیری به سمت شکارگاه دوید، مانند قوم خوشحال که خبر خوشی را دریافت کردهاند.
مژده مژده ای گروه عیشساز
کان سگِ دوزخ به دوزخ رفت باز
هوش مصنوعی: خبر خوش، ای کسانی که در حال خوشی و لذتید، این که آن سگ جهنم دوباره به جهنم برگشت!
مژده مژده کان عدوّ جانها
کَند قهرِ خالقش دندانها
هوش مصنوعی: خبر خوش اینکه دشمنی که جانها را میآزارد، به فرمان خالقش دندانهایش را میشکند و شکست میخورد.
آنک از پنجه بسی سرها بکوفت
همچو خَس جاروبِ مَرگش هم بروفت
هوش مصنوعی: او با قدرت و شدت بسیاری، سرها را میزند و مانند برگهای خشک، مرگ نیز او را به سرعت جارو میکند.