برگردان به زبان ساده
آن مگس بر برگ کاه و بول خَر
همچو کشتیبان همی افراشت سَر
مگسی بر روی برگ کاهی که روی ادرار خر شناور بود و مانند کشتیبانان سربلند نشسته بود.
گفت من دریا و کشتی خواندهام
مدّتی در فکر آن میماندهام
میگفت: من درس کشتی و دریا خواندهام و تجربه های زیادی در این راه کسب کردهام
اینک این دریا و این کشتی و من
مرد کشتیبان و اهل و رایزن
اکنون اینجا دریا و کشتی وجود دارد و من هم ملوان هستم که مسئولیت هدایت و اداره این کشتی را بر عهده گرفتم
بر سر دریا همی راند او عمد
مینمودش آن قدر بیرون ز حد
او بر روی دریای خیالیش حرکت میکرد و چنان با اعتماد به نفس این کار را انجام میداد که به نظر میرسید فراتر از محدودیتها و خطرات دریا میرود.
بود بیحدّ آن چَمین نسبت بدو
آن نظر که بیند آن را راستْ کو
آن حجم ادرار (خر) در نظرش عظیم بود، آنچه او میبیند با آنچه حقیقت دارد چقدر اختلاف دارد.
عالَمش چندان بود کِش بینشَست
چشمْ چندین بحر همچندینشست
جهانِ هر کس به اندازهی دید و فهم اوست؛ همانقدر که چشمِ بینش او توان دیدن دارد، اگر چشم او فقط این مقدار را میبیند، دریا هم برای او به همان اندازه است
صاحب تأویلِ باطل چون مگس
وهم او بول خر و تصویرْ خَس
کسی که تأویلهای یا تصویرهای نادرست و باطل دارد، مانند مگسی است که بر ادرار خر نشسته و تصورات بیاساسی را که شباهتی به حقیقت ندارد، دنبال میکند.
گر مگس تاویل بگذارد برای
آن مگس را بخت گرداند همای
اگر مگس بتواند برای کار و حال خودش تأویل و توجیهی بسازد، آن مگس را قسمت تبدیل به یک هما میکند.
آن مگس نبود کِش این عبرت بود
روح او نه در خور صورت بود
این مگس ملوان نبود یک درس عبرت بود و روح و حقیقت وجود او متناسب و محدود به آن شکل ظاهری نبود.