برگردان به زبان ساده
دست بگشاد و کنارانش گرفت
همچو عشق اندر دل و جانش گرفت
او را در آغوش گرفت و بهاو محبت کرد و همچون عشق و عزیز او را در میان جان گرفت.
دست و پیشانیش بوسیدن گرفت
وز مقام و راه پُرسیدن گرفت
دست و پیشانی او را بوسید و از سفر و راه او پرسید.
پرسپرسان میکشیدش تا به صدر
گفت گنجی یافتم آخر به صبر
با پرسیدن از سفر و حال او، او را تا بهصدر سرا بُرد (و با خود) گفت: که بلاخره صبر من نتیجه داد و گنجی یافتم.
گفت ای نور حَقُ و دفعِ حَرَج
معنی اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الفرج
گفت: ای نور رحمت خدا و ای برطرفکننده تنگی و سختی، ای کسی که «صبر، کلید گشایش است» را معنی هستی.
ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بیقیلوقال
ای کسی که دیدار و رسیدن بهتو، جواب هر سؤال است و حلکننده هر مشکل؛ و ای کسی که باتو، همه مشکلات بهآسانی و بیگفت و درخواست و بیدردسر حل میشوند.
ترجمانی، هرچه ما را در دل است
دستگیری، هر که پایش در گل است
آنچه را میخواهیم و آنچه را در دل ما هست، میدانی؛ و نجاتدهنده هر گرفتار و دردمندی هستی.
مَرْحَبا یا مُجْتَبی یا مُرْتَضی
إِنْ تَغِبْ جاءَ القَضَا ضَاقَ الفَضَا
سلام ای برگزیده و ای پسندیده، اگر تو بروی، قضا و قدر فرامیرسد و فضا تنگ میشود.
اَنتَ مَوْلَیالقَوْم مَنْ لا یَشْتَهِی
قَدْ رَدَی کلّا لَئِنْ لَمْ یَنتَهِی
تو سرور مردمی هستی که خواهش نفسانی ندارند؛ هلاک میشوند اگر در راستی نایستند.
چون گذشت آن مجلس و خوانِ کرم
دست او بگرفت و بُرد اندر حرم
پس از پذیرایی و آن سفره پرنعمت، با او به حرم رفت.