برگردان به زبان ساده
از خدا جوییم توفیق ادب
بیادب محروم گشت از لطفِ رب
از خدا طلب ادب مینماییم و جویای یاری او در دادن نعمت «ادب» هستیم، زیرا بیادب از لطف پروردگار بینصیب است. (مصرع دوم همچنین اشاره است به بیادبی ابلیس در برابر حق)
بیادب تنها نه خود را داشت بَد
بلکه آتش در همه آفاق زد
شخص بیادب نهتنها خود را محروم کرد بلکه جهانی را نیز با خود در عذاب میافکند.
مایده از آسمان در میرسید
بی شِری و بیع و بیگفت و شنید
(مثل آنان که بیادبی کردند) و زمانیکه مائده و خوراک آسمانی و الهی بدون خرید و فروش و دردسر از آسمان میرسید
در میان قوم موسی چند کس
بیادب گفتند «کو سیر و عدس؟»
در میان قوم موسی چند آدم بیادب و ناسپاس گفتند «سیر و عدس کو؟»
منقطع شد خوان و نان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داسمان
غذای آسمانی که بدون دردسر به دستشان میرسید به دلیل این بی ادبی، متوقف شد و از آن پس مجبور شدند با زجمت بسیار و کار در مزرعه به رزق و روزی خود برسند.
باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبَق
(یا همچون) عیسی که از خدا طلب بخشش و یاری برای مردم کرد و خدا خوراک و نعمتها، آماده و بر طبَق فرستاد.
مائده از آسمان شد عائده
چون که گفت انزل علینا مائده
مائده از آسمان نازل شد آنزمان (که عیسی) گفت برای ما مائده نازل فرما!
باز گستاخان ادب بگذاشتند
چون گدایان زلّهها برداشتند
باز هم بیادبان و گستاخان ادب را کنار گذاشتند و همچون گدا از سفره و خوان برمیداشتند (و ذخیره میکردند)
لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمست و کم نگردد از زمین
عیسی به آنها خواهشکرد (که این کار زشت را نکنند) این نعمت آسمانی، دایمیست و کم نمیشود (لازم نیست ذخیره کنید و حرص بزنید)
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
زیرا بدگمانی و بداندیشی و حرص در نزد سفره و خوان یک سرور سخاوتمند، کفر و ناسپاسی است.
زان گدارویانِ نادیده ز آز
آن در رحمت بریشان شد فراز
از عمل زشت آن گداهای حریص، آن درِ رحمت و خوان بر آنها بسته شد.
ابر بَر ناید پی منع زکات
وَز زِنا افتد وَبا اندر جهات
بیبارانی و قحطی و خشکسالی در پی نبخشیدن زکات و حرص و مالاندوزی میآید، و بلاهای بد، به دلیل ناپاکدامنی و زنا در جامعه رخ میدهد.
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم
آن ز بیباکی و گستاخیست هم
همچنین هرچه از بلا و غم و ناراحتی بر تو میرود و برایت رخ میدهد، آن از بیباکی و بیادبی است. (بیباکی در اینجا منظور بیپروایی در انجام عمل زشت و گناه است)
هر که بیباکی کند در راهِ دوست
رهزن مردان شد و نامرد اوست
هرکه در راه محبوب و دوست بیباکی کرد، او مردان و انسانهای شریف را راهزنی کرده است و او آدم ناجوانمرد و فرومایهای است.
از ادب پرنور گشتهست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک
آنچه که آسمان و فلک و جهان را پرنور کرده است ادب است؛ و از ادب است که فرشتگان، پاک و معصوم گشتهاند.
بُد ز گستاخی کسوف آفتاب
شد عزازیلی ز جُراَت رَدِّ باب
آفتاب از بیادبی تاریک میشود، و عزازیل از بیادبی مردود میشود. (عزازیل در اینجا نام دیگر ابلیس است)