برگردان به زبان ساده
زن چو دید او را که تند و توسنست
گشت گریان گریه خود دام زنست
هوش مصنوعی: زن وقتی او را دید که شجاع و سرفراز است، به گریه افتاد و این گریهاش به خاطر خود او بود.
گفت از تو کی چنین پنداشتم
از تو من اومید دیگر داشتم
هوش مصنوعی: او میگوید که هرگز چنین تصوری از تو نداشتم و از تو انتظار دیگری داشتم.
زن در آمد از طریق نیستی
گفت من خاک شماام نی ستی
هوش مصنوعی: زنی از دنیای عدم وارد شد و گفت: من جزو خاک شما هستم و از این دنیا نیستم.
جسم و جان و هرچه هستم آن تست
حکم و فرمان جملگی فرمان تست
هوش مصنوعی: تمام وجود من، شامل جسم و روح، از آن تو است و همه چیز تحت فرمان و اراده تو قرار دارد.
گر ز درویشی دلم از صبر جست
بهر خویشم نیست آن بهر تو است
هوش مصنوعی: اگر به خاطر درویشی و فقر، دلم از صبر و تحمل خارج شود، این به خاطر خودم نیست، بلکه به خاطر تو است.
تو مرا در دردها بودی دوا
من نمیخواهم که باشی بینوا
هوش مصنوعی: تو در زمانهایی که در درد و رنج بودم، برای من مونس و آرامش بودی. من نمیخواهم که اکنون در سختی و بیکسی باشی.
جان تو کز بهر خویشم نیست این
از برای تستم این ناله و حنین
هوش مصنوعی: جان تو که به خاطر من نیست، این ناله و گریه به خاطر تو هست.
خویش من والله که بهر خویش تو
هر نفس خواهد که میرد پیش تو
هوش مصنوعی: دوست من، به خدا قسم که هر لحظه برای تو آمادهام و جانم را فدای تو میکنم.
کاش جانت کش روان من فدا
از ضمیر جان من واقف بُدا
ای کاش جانِ تو، که روانم فدای آن باد، از ضمیر جان آگاه میبود.
چون تو با من این چنین بودی بظن
هم ز جان بیزار گشتم هم ز تن
هوش مصنوعی: وقتی که تو اینگونه با من رفتار کردی، به گمانم از جان و تن خودم نیز بیزار شدهام.
خاک را بر سیم و زر کردیم چون
تو چنینی با من ای جان را سکون
هوش مصنوعی: ما به خاطر تو، خاک را بر طلایه و نقره ترجیح دادیم، زیرا تو اینگونه با من رفتار کردی، ای جانم.
تو که در جان و دلم جا میکنی
زین قدر از من تبرا میکنی
هوش مصنوعی: تو که به عمق وجود من نفوذ میکنی، چرا اینقدر از من فاصله میگیری و مرا طرد میکنی؟
تو تبرا کن که هستت دستگاه
ای تبرای ترا جان عذرخواه
هوش مصنوعی: تو به خودت افتخار کن که از نظر روحی و معنوی در مرتبهای قرار داری. از تو درخواست میکنم که در برابر مشکلات و سختیها صبر کنی و برای مشکلات خودت عذرخواهی کنی.
یاد میکن آن زمانی را که من
چون صنم بودم تو بودی چون شمن
هوش مصنوعی: به یاد میآورم زمانی را که من مانند مجسمهای بیحرکت بودم و تو مانند نگهبانی مراقب و attentive به من مینگریستی.
بنده بر وفق تو دل افروختهست
هرچه گویی پخت گوید سوختهست
هوش مصنوعی: من برای تو عاشقانه دلسوزی کردهام و هر چه بگویی آماده است، اما میگوید که حالا میسوزد.
من سپاناخ تو با هرچهم پزی
یا ترشبا یا که شیرین میسزی
هوش مصنوعی: من مثل سبزیپلو هستم که هر طور که بخواهی میتوانی آن را بپزی؛ یا به صورت ترش یا شیرین.
کفر گفتم نک به ایمان آمدم
پیش حکمت از سر جان آمدم
هوش مصنوعی: من به جای کفر و نادانی به ایمان رسیدم و حالا با تمام وجود برای یادگیری و درک حکمت آمدهام.
خوی شاهانهیْ ترا نشناختم
پیش تو گستاخ خر درتاختم
هوش مصنوعی: من ارزش و مقام شاهانهات را نشناختم و به همین خاطر با بیاحترامی با تو رفتار کردم.
چون ز عفو تو چراغی ساختم
توبه کردم اعتراض انداختم
هوش مصنوعی: زمانی که به لطف بخشش تو، نور امیدی برای خود روشن کردم، تصمیم گرفتم که از گذشتهام توبه کنم و دیگر به آن اعتراض نکنم.
مینهم پیش تو شمشیر و کفن
میکشم پیش تو گردن را بزن
هوش مصنوعی: من با تمام وجود به تو تقدیم میشوم و حاضرم جانم را در راه تو فدای کنم، هرچند که به بهای از دست دادن جانم تمام شود.
از فراق تلخ میگویی سُخُن
هر چه خواهی کن ولیکن این مکن
هوش مصنوعی: از جدایی و غم آن میخواهی صحبت کنی، هر چه بخواهی بگو، اما این را نگو.
در تو از من عذرخواهی هست سر
با تو بی من او شفیعی مستمر
هوش مصنوعی: در تو به خاطر من عذرخواهی وجود دارد و سرنوشت تو بدون من همیشه حامی و پشتیبان من است.
عذر خواهم در درونت خلق تست
ز اعتماد او دل من جرم جست
هوش مصنوعی: من از صمیم قلب از تو عذرخواهی میکنم، زیرا در وجودت از دیگران اثر پذیرفتهام و به خاطر اعتماد به تو، قلبم در جستجوی خطا و گناه است.
رحم کن پنهان ز خود ای خشمگین
ای که خلقت به ز صد من انگبین
هوش مصنوعی: ای خشمگین، به خود رحم کن و دیگران را در نظر بگیر، زیرا خلقت تو از شیرینترین چیزها نیز بهتر است.
زین نسق میگفت با لطف و گشاد
در میانه گریهای بر وی فتاد
هوش مصنوعی: در این حالت، کسی با نرمی و لطف در حال صحبت بود، که ناگهان گریهای بر او افتاد.
گریه چون از حد گذشت و های های
زو که بی گریه بُد او خود دلربای
هوش مصنوعی: وقتی که گریه به حد زیادی رسید و صدای زاری او به گوش رسید، در واقع این نشان میدهد که او هم از خود راضی نیست و حالتی دلربا دارد.
شد از آن باران یکی برقی پدید
زد شراری در دل مرد وحید
هوش مصنوعی: از آن باران، نوری درخشید و شعلهای در دل مردی تنها به وجود آورد.
آنک بندهیْ روی خوبش بود مرد
چون بود چون بندگی آغاز کرد
هوش مصنوعی: در این جمله به فردی اشاره شده که بنده و خدمتکار زیبایی است که ناگهان به او عشق میورزد. او به خاطر علاقهاش به زیبایی، به نوعی خود را در دام عشق گرفتار میبیند. در واقع، شروع این عشق باعث شده تا او به شیوهای جدید و خاص به زندگی و احساسات خود نگاه کند.
آنک از کبرش دلت لرزان بود
چون شوی چون پیش تو گریان شود
هوش مصنوعی: او به قدری مغرور است که وقتی به او نزدیک میشوی، قلبت به تپش میافتد، زیرا او آن چنان تحت تاثیر قرار میگیرد که به گریه میافتد.
آنک از نازش دل و جان خون بود
چونک آید در نیاز او چون بود
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی عاطفی و احساسی اشاره دارد. بیانگر این است که عشق و محبت میتواند به حدی عمیق و تاثیرگذار باشد که انسان را به وضعیتی رنج آور دچار کند. زمانی که فرد به محبت یا نیاز معشوق خود میرسد، به طوری شگفتانگیز و دلنشین در میآید.
آنک در جور و جفااش دام ماست
عذر ما چهبْوَد چو او در عذر خاست
هوش مصنوعی: آن شخص در سختی و ستمش بر ما تسلط دارد، حالا چه دلیلی میتواند داشته باشیم وقتی او خودش عذرخواهی کرده است؟
زین للناس حق آراستهست
زانچ حق آراست چون دانند جست
هوش مصنوعی: این جملات به این معناست که زمانی که حقایق و حقوق مردم به وضوح مشخص باشد، مردم به دنبال آن خواهند بود و برای دستیابی به آن تلاش خواهند کرد. به عبارتی، وقتی عدالت و حقیقت به خوبی شناخته شده باشد، افراد با انگیزه بیشتری برای آن تلاش میکنند.
چون پی یسکن الیهاش آفرید
کی تواند آدم از حوا برید
هوش مصنوعی: وقتی که یسکن (آرامش) برای او آفریده شد، چه کسی میتواند انسان را از حوا جدا کند؟
رستم زال ار بود وز حمزه بیش
هست در فرمان اسیر زال خویش
هوش مصنوعی: اگر رستم زال باشد و یا از حمزه قویتر، در این صورت زال در فرمان و تحت تأثیر فرزندش است.
آنک عالم مست گفتش آمدی
کلمینی یا حمیرا میزدی
آن کسی که همه مردم جهان ، مست سخنان او هستند ( پیامبر بزرگوار ) . به همسرش عایشه می فرمود : با من حرف بزن
آب غالب شد بر آتش از لهیب
زآتش او جوشد چو باشد در حجیب
هوش مصنوعی: آب بر آتش پیروز شد و از شدت حرارت آن، بخار و دود به وجود میآید، مانند اینکه در مکانی پوشیده قرار گرفته باشد.
چونک دیگی حایل آمد هر دو را
نیست کرد آن آب را کردش هوا
هوش مصنوعی: وقتی که دیگی میان آنها قرار گرفت، آن آب دیگر وجود نداشت و تبدیل به هوا شد.
ظاهرا بر زن چو آب ار غالبی
باطنا مغلوب و زن را طالبی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که مردان به ظاهر بر زنان تسلط دارند، اما در باطن، این زنان هستند که خواهان آنها هستند.
این چنین خاصیتی در آدمیست
مهر حیوان را کمست آن از کمیست
هوش مصنوعی: آدمی ویژگیهای خاصی دارد که نشان میدهد عشق و محبت او به موجودات دیگر کمتر از محبت به حیوانات است و این کمبود از نقصی در وجود او ناشی میشود.