برگردان به زبان ساده
خرامان بود در دامان کوهی کبک طنازی
که ناگه از هوا آمد صدای بال شهبازی
هوش مصنوعی: در دامن کوه، کبکی با وقار در حال راه رفتن بود که ناگهان صدای بال یک پرنده قاصد و قدرتمند به گوش رسید.
دلش در بر تپان شد رفت قوت از پر و بالش
نه پای رفتنش از بیم جان نه بال پروازی
هوش مصنوعی: دلش به شدت تپش میافتد و قوتش را از دست میدهد. نه در خیال رفتن از ترس جانش است و نه در فکر پرواز.
ز بیتابی نهان شد در پس سنگی وزین غافل
که باشد در کمین آنجا کمان شخ ناوکاندازی
هوش مصنوعی: از شدت بیتابی، آن شخص در پشت سنگی پنهان شده است و از غافل بودن خود خبر ندارد که در آنجا کسی ممکن است کمین کرده باشد و با تیر خود به او آسیب بزند.
که پرکش کرده تیری ناگهان بر پهلویش آمد
برآورد از شکاف سینه مجروح آوازی
هوش مصنوعی: ناگهان تیر پارهای را به پهلوی او زد و از جراحت سینهاش صدایی بلند شد.
که هر مرغی که صیاد اجل باشد به دنبالش
شود هر نقش پایش گاه جستن چنگل بازی
هوش مصنوعی: هر پرندهای که تقدیرش به دست مرگ باشد، در نهایت باید با آثار و نشانههای زندگیاش تعامل کند، حتی اگر گاهی برای فرار از سرنوشت تلاش کند یا دست به بازی بزند.
قضا را جز رضا مشتاق نبود چاره دیگر
بیا بشنو ز من این نکته را گر محرم رازی
هوش مصنوعی: جز رضایت سرنوشت چیزی دیگری وجود ندارد؛ بنابراین، اگر راز این مسأله را میخواهی بدان، به من گوش کن.