برگردان به زبان ساده
از آن غم را دل ما خانه باشد
که آن جغد است و این ویرانه باشد
هوش مصنوعی: دل ما پر از غم است و مثل خانهای میماند که جغدی در آن نشسته باشد، جایی خالی و بیسکنه.
بمن شد آشنا ناآشنائی
که از هر آشنا بیگانه باشد
هوش مصنوعی: با کسی آشنا شدم که حتی از هر آشنای دیگری نیز بیگانهتر است.
نیم مرغی که در دام تو او را
خیال دام و فکر دانه باشد
هوش مصنوعی: پرندهای که در دام تو گرفتار شده، به جای درک خطر و موقعیتی که در آن قرار دارد، همچنان به فکر غذا و آزادیاش است.
کجا جویم می وصلت که این می
نه در مینا نه در پیمانه باشد
هوش مصنوعی: کجا میتوانم تو را پیدا کنم، وقتی که این شراب نه در جام است و نه در ظرف؟
پس از مرگم ز حسرت سوزد آنشمع
که خاکش تربت پروانه باشد
هوش مصنوعی: بعد از مرگم، شمعی که روی قبرم قرار دارد، به خاطر حسرتی که در آن است، خواهد سوخت.
شبی باشد مرا از روز خوشتر
که زلفت در کفم چون شانه باشد
هوش مصنوعی: شبی برای من بهتر از روز است که موهای تو در دستم مانند شانه باشد.
از آن شد بسته زلف تو مشتاق
که آن زنجیر و این دیوانه باشد
هوش مصنوعی: زلفهای تو به قدری مرا شیفته کرده که ارتباط بین ما مثل زنجیری است که من را به دیوانگی کشانده.