برگردان به زبان ساده
نه ز آب و گلت ای نخل جوان ساختهاند
که سراپای تو از روح روان ساختهاند
هوش مصنوعی: ای نخل جوان، تو به خاطر آب و خاکت شکل نگرفتهای، بلکه تمام وجود تو از روحی زنده و لطیف ساخته شده است.
بر لب چشمه چشمم به تفرج به نشین
کآب این چشمه برای تو روان ساختهاند
هوش مصنوعی: کنار چشمه نشستهام و به تماشا در حال لذتبردن هستم، چون آب این چشمه به خاطر تو به جریان افتاده است.
من کجا صبر کجا بیتو که درد و غم هجر
دل و جانم تهی از تاب و توان ساختهاند
هوش مصنوعی: من نمیتوانم صبر کنم، زیرا نبود تو باعث شده که قلب و جانم از درد و غم جدایی خالی از تحمل و قدرت شود.
پیرم وز این طلبم وصل جوانان کین قوم
داده یک بوسه و صد پیر جوان ساختهاند
هوش مصنوعی: من سالخوردهام و آرزوی وصال جوانان را دارم، چرا که این گروه تنها یک بوسه دادهاند و به یکباره صدها پیر را جوان کردهاند.
غمزهات رهزن خلقست چه طفلی که ترا
آفت جان دل پیر و جوان ساختهاند
هوش مصنوعی: نگاه ملایم و فریبندهات باعث اشتباه مردم شده است. چه بیخبرند از اینکه این جذبه و زیبایی تو، برای دلهای پیر و جوان، دردسر و رنجی بزرگ ایجاد کرده است.
بگذر از کعبه و بتخانه که در وادی عشق
این دو را سنگ ره راهروان ساختهاند
هوش مصنوعی: از کعبه و معابد دوری کنید، زیرا در دشت عشق، این دو مکان فقط مانع عشقورزان شدهاند.
من و میخانه که صدمرتبه اهلش مشتاق
گشتهام پیر و بجامیم جوان ساختهاند
هوش مصنوعی: من و میخانه، که بارها به سمتش کشیده شدم، حالا در حالی که پیر شدهام، در جام شراب جوانی میکنیم.