برگردان به زبان ساده
بغرید و بگرفت چرخ بلند
به زه کرد واژونه دیو نژند
هوش مصنوعی: ابرها نالان شدند و آسمان به شدت تیره و تار شد و طوفانی از دیوانگی و آشفتگی به راه افتاد.
به زال سرافراز بارید تیر
بزد دست بر چرخ دستان پیر
هوش مصنوعی: زال سرافراز با نیرنگ و تدبیر به سمت آسمان تیر انداخت و دست خود را به سوی کهن سالان دراز کرد.
کمان را ز قربان برآورد زال
برون آمد از ابر گوئی هلال
هوش مصنوعی: زال کمانی را که به نشانه قربانی بالا رفته بود، باز کرد و از ابرها بیرون آمد، انگار که هلال ماه در آسمان پدیدار شده است.
ز تیرش نه اندیشه آن پیر را
ز بیمش بلرزید دل شیر را
هوش مصنوعی: از تیر او، آن پیر نترسید و از ترس او، دل شیر هم به لرزه افتاد.
به ارهنگ مر تیر باران گرفت
هم ارهنگ رزم سواران گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا بیان گشته که صدای تیراندازی و نبرد به یک ریتم خاصی رسیده است، به گونهای که هم صدای تیرها و هم صدای سواران در صحنه جنگ هماهنگ و همزمان میشوند.
چه ترکش تهی کرد از تیر پیر
یکی تیر بر وی نشد جای گیر
هوش مصنوعی: تیرکمان دورانش خالی از تیر شد، اما تیر قدیمی هنوز به هدف نرسید.
که پنهان در آهن بدی پیکرش
ز سر تا به پا وز پا تا سرش
هوش مصنوعی: که درون آهنینش، بدی و زشتی عمیقاً نهفته است، از سر تا پا و از پا تا سرش.
بزد دست بر دستهٔ گرز سام
جهان دیده دستان فرخنده کام
هوش مصنوعی: دستش را بر دستهٔ گرز قدرتمند گذاشت و با خوشحالی به جهانیان نگاه کرد.
چو آمد به تنگ اندرش زال زر
بغرید و زد گرز کینش به سر
هوش مصنوعی: وقتی زال در شرایط سخت و دشواری قرار گرفت، با قدرت و غرور به ارادهاش ادامه داد و با شدت به دشمنان خود حمله کرد.
چنان کش سر و ترک بشکست خورد
سر گرز بر شانه دیو خورد
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که به قدری ضربهای که به دیو زده شده قوی بوده که سر دیو شکسته شده و بر شانهاش خورده است. این تصویر نشاندهندهی قدرت و شدت ضربه است.
شد از گرز ارهنگ را شانه نرم
گریزان شد آن دم چه از شیر غرم
هوش مصنوعی: از ضربهی گرز، ارهنگ به آرامی گریخت و در آن لحظه، شیر غران نیز عقبنشینی کرد.
به لشکرگه خویش درتاخت دیو
ز مرد و زن آمد همانا غریو
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، دیو از مردان و زنان حمله کرد و صدای بلندی را به راه انداخت.
که این پهلوان را چه بود از نبرد
که بگریخت از پیش این پیره مرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چرا این پهلوان از مبارزه و جنگ فرار کرد زمانی که با این پیرمرد مواجه شد.
سپاهش کشیدند از جنگ چنگ
نبد جای جنگ و مجال درنگ
هوش مصنوعی: سپاه دشمن به میدان آمد و چنگالهای جنگ را بهدست گرفتند، دیگر نه جای جنگ بود و نه فرصتی برای توقف.
چه دیدند شد رزم دستان درشت
ز دستان نمودند چون زال پشت
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده است که چگونه دستان قوی و محکم به میدان نبرد رفتهاند، و کسانی که به این دستان اشاره میکنند، مانند زال است که پشتشان محکم و استوار است. این توصیف نشاندهنده قدرت و اراده در وجود این دستان است.
ز بس در همی تاخت دستان ستور
ازیشان همی گرگ را کرد مور
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و چابکی اسبها، گرگها آنچنان ترسیده و ضعیف شدهاند که به اندازه یک مور به نظر میرسند.
دلیران ز قلعه برون آمدند
بدان لشکر دیو واژون زدند
هوش مصنوعی: دلیران از قلعه بیرون آمدند و به آن لشکر دیو حمله کردند.
چکاچاک شمشیر برخاست سخت
فرو ریخت سر همچو برگ درخت
هوش مصنوعی: شور و هیجان نبرد آغاز شد و ضربات شمشیر به شدت بر هم فرود آمد. سرها همچون برگهای درختان از تن جدا میشدند.
سر مرد در زیر پای ستور
ز بس کشته نایافته جای گور
هوش مصنوعی: سر فردی در زیر پای حیوان افتاده، زیرا به قدری کشته شده که حتی جایی برای دفن او پیدا نمیشود.
ز بس خون که در دشت کین ریخت مرد
نه برخاست تا حشر از آن دشت گرد
هوش مصنوعی: به خاطر جانفشانیهای بسیاری که در میدان جنگ انجام شد، آن مرد تا روز قیامت از آن سرزمین بلند نخواهد شد.
زبس سر که شد سوده در زیر سم
بدی نعل پی را در آن دشت گم
هوش مصنوعی: بسیار سرهایی که زیر سم اسبان از بین رفته و نعل پی در آن دشت ناپدید شده است.