برگردان به زبان ساده
کمر بند را کرد ارهنگ تنگ
کشید از بر باره زین خدنگ
هوش مصنوعی: کمر بند را محکم و تنگ کرده و آن را از بالای زین کمان به دوش میزند.
سوی سیستان جنگ آورد دیو
ز زیر و ز بالا برآمد غریو
هوش مصنوعی: دیو از سمت سیستان به جنگ آمد و صدای غرش او از بالا و پایین بلند شد.
در شهر و بیرون برآمد خروش
دویدند بر باره شیران زوش
هوش مصنوعی: در شهر و اطراف آن صدای بلندی به گوش میرسد و همه به سرعت به سمت جایی که شیران حضور دارند میروند.
سپهدار آمد به پیش حصار
ز بس ناوک انداز خنجر گذار
هوش مصنوعی: فرمانده با شجاعت به نزدیک قلعه آمد، زیرا به اندازهای تیرانداز و دشمنان تیزانداز در اطرافش بود.
چو آن رستخیز گران زال دید
جهان پر ز شمشیر و کوپال دید
هوش مصنوعی: وقتی زال آن قیامت بزرگ را دید، دنیایی پر از شمشیر و جنگ را مشاهده کرد.
بزد دست و برداشت کوپال زال
پی کین ارهنگ بفراخت بال
هوش مصنوعی: دستش را دراز کرد و کلاهی که برای زال بود برداشت تا نشانهای از دشمنی را در دل خود زنده کند.
به پوشید دستان سلیح نبرد
نشست از بر باره ره نورد
هوش مصنوعی: دستهای جنگی خود را پوشید و بر فراز بالای کوه و راهی که میرفت، نشسته است.
در قلعه بگشاد و آمد برون
تو گفتی که پیل آمد از که نگون
هوش مصنوعی: در قلعه را باز کردند و از آن بیرون آمد، انگار که فیل از جایی به زمین افتاده است.
چه آمد یکی نعره زد شیر مست
کزان نعره خورشید در خون نشست
هوش مصنوعی: یک نفر ناگهان فریاد زد و شیر شرابخوردهای را به هیجان آورد، به طوری که از آن فریاد، خورشید در خون غرق شد.
برآن لشکر دیو بر حمله برد
به چنگ اندرون گُرزه سام کرد
هوش مصنوعی: لشکر دیو به حمله پرداخت و در دستانش غولانی به نام سام را به چنگ آورد.
به گُرز آن سرافراز با رای و زور
سپه را از آنجایگه کرد دور
هوش مصنوعی: با نیروی خویش و تدبیر و شجاعت، سپاه را از آن مکان دور کرد.
دو صد مرد نامی به گُرز گران
بکشت آن سرافراز جنگاوران
هوش مصنوعی: دو صد مرد شجاع و معروف را با ضربههای سنگین و قدرتمند کشت، جنگجویانی که در نبردهای خود سرسخت و با سرفرازی بودند.
چه از قلب گه گردار هنگ دید
رخ زال و کوپال و آن چنگ دید
هوش مصنوعی: وقتی که به چهرهی زال و کوپال نگاه میکنی، احساساتی عمیق از دل به سراغت میآید و در آن لحظه، روح تو جریانی از شگفتی و زیبایی را تجربه میکند.
برانگیخت از جای شبرنگ تند
ز تندیش شد تیغ خونریز کند
هوش مصنوعی: شبرنگ تند به سرعت از جا برخاست و از تیزهوشیاش، تیغی خونی و برانگیخته شد.
بزد دست برداشت کوپال را
چنین گفت مر نامور زال را
هوش مصنوعی: دست خود را بالا برد و کوپال را برداشت و به زال بزرگوار گفت:
که ای پیر فرتوده گوژپشت
چه پیری مکن رای رزم درشت
هوش مصنوعی: ای مرد سالخورده با قامت خمیده، چرا در اندیشه جنگ و خشم هستی؟
که رزم از جوانان نوخاسته است
کازیشان دل شیر نر کاسته است
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که جوانان تازهکار در میدان جنگ و نبرد، از شجاعت و دلیر بودن برخوردارند، اما تجربه و قدرت دلیرانهای که در آنان وجود دارد، به اندازه دل شیر نر نیست. به عبارت دیگر، علیرغم داشتن جرات و روحیه جنگندگی، هنوز به اندازه کافی قوی و با تجربه نیستند.
سرت را هم اکنون بزیر آورم
ز بالا چو بر دست تیر آورم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من الآن میتوانم سرت را پایین بیاورم، همانگونه که تیر را بر روی دست قرار میدهم.
بگو کز دلیران تو را نام چیست
کزین گونه پیری به گیتی نزیست
هوش مصنوعی: بگو نامت چیست ای دلاور، که هیچ کس در دنیا به این شکل از پیری دچار نشده است.
گه جنگ کوپال و کین آورد
فلک را زبر زمین آورد
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان، جنگ و دشمنیهایی را به وجود آورد، زمین در زیر این حوادث به لرزه در میآید.
چنین پاسخش داد دستان پیر
که ای بیهده گوی واژون بزیر
هوش مصنوعی: پیر با دست خود چنین پاسخی داد که ای بیهودهگو، سخن خود را به زیر ببر.
مرا پیر خوانی و خود را جوان
جوانی و پیری به بیند نوان
هوش مصنوعی: تو مرا پیر مینامی، در حالی که خود را جوان میدانی، اما در حقیقت، پیری و جوانی هر دو در هم آمیختهاند.
توان آنکه دارد دلیر است و بس
نگوئی گه رزم پیر است و بس
هوش مصنوعی: فقط کسی که دل و قدرت دارد میتواند دلیر باشد و نمیتوان او را به سنش مرتبط کرد.
شود شیر هر چند در بیشه پیر
شود تند و نر شیر نخجیرگیر
هوش مصنوعی: هرچند که شیر سالخوردهای در جنگل باشد، اما هنوز هم شجاعت و قدرتش را حفظ کرده و مانند یک شیر جوان و تند و تیز به شکار میپردازد.
چه گر پیر در چشم اهریمنم
جوان است بازوی فیل افکنم
هوش مصنوعی: اگرچه در نظر اهریمن پیر و ناتوان به نظر میآیم، اما هنوز میتوانم با قدرت و توانایی خود، کارهای بزرگ و دشواری انجام دهم.
مرا نام دستان نهاد است سام
کند پخته گُرزم سر شیر خام
هوش مصنوعی: من را سام نامیدهاند و دستانم، جگرگوشهای است که با غیوران مبارزه میکند و همچون شیری خام هنوز به تیزخویی و شجاعت نرسیده است.
شد از گردش چرخم ار گوژپشت
نگه کن بدین یال و کوپال و مشت
هوش مصنوعی: از چرخ فلک سرنوشت من، اگر به ظاهر من توجه کنی، با وجود اینکه ممکن است سرشکسته و خمیده به نظر بیایم، اما در وجودم شکوه و عظمت نهفته است.
بدانست ارهنگ کوهست زال
که زین گونه بفراخت گُرزش به یال
هوش مصنوعی: بدان که اگر زال کوه را بشناسد، به همین صورت، نشانهای از قدرت و عظمت آن را در یالش نمایان خواهد کرد.