برگردان به زبان ساده
چه از ساز آن باره پرداخت زال
طلب کرد منشی فرخنده فال
هوش مصنوعی: زال به خاطر نواختن ساز در باره خود، از منشی خوشبختی خواسته و درخواست کرده است.
بدو گفت زال ای پسندیده پیر
یکی نامه بنویس بر دل پذیر
هوش مصنوعی: زال به پیر پسندیده گفت: نامهای بنویس که دلنشین باشد.
بر پور بیژن یل نامدار
به سوی خراسان چو باد بهار
هوش مصنوعی: به سمت خراسان، مانند وزش نسیم بهاری، بر پسر بیژن، پهلوان معروف، حرکت میکنیم.
جهان جوی یل سرفراز ارده شیر
که بیم از دم تیغ او برده شیر
هوش مصنوعی: جهان در جستجوی جوانمردی سرشار از قدرت و شجاعت است که از خطر و ریسک نمیهراسد و با قدرت خود، احساس ترس را از دل دشمنان میزداید.
که آید به یاری به نزدیک من
کند روشن این جان تاریک من
هوش مصنوعی: کسی که به کمک من بیاید و جان تاریک من را روشن کند، کیست؟
یکی زی سرافراز رهام شیر
که او مانده از تخم گودرز پیر
هوش مصنوعی: شخصی از نسل گودرز، که با شجاعت و بزرگی خاصی خود را نشان داده و به افتخار و عزت دست پیدا کرده است.
که اکنون بود گرد در ملک ری
جهان جوی رهام فرخنده پی
هوش مصنوعی: اکنون در سرزمین ری، جوی آب روانی به نام رهام وجود دارد که خوشیمن و پر برکت است.
یکی نامه دیگر ابا صد فسوس
به البرز که سوی فیروز طوس
هوش مصنوعی: یک نامه دیگر از ابا صد فسوس به البرز که به سمت فیروز طوس فرستاده شده است.
یکی هم سوی گرد گرگین فرست
یک زی سپهدار ژوبین فرست
هوش مصنوعی: یکی را به سوی گرد و غبار فرستاد، یکی دیگر را به نزد سپهدار با نیزه فرستاد.
که در لار دارند هر دو نشست
که هستند آن هر دو فیروزبخت
هوش مصنوعی: دو شخص در لار با هم نشستهاند که هر دو دارای بخت و شانس خوبی هستند.
بگو کش که زی من سپاه آورند
سوی سیستان ره براه آورند
هوش مصنوعی: بگو که چه کسی از من برای جنگ، نیروهایی را به سمت سیستان میآورد و راه را هم برایشان هموار میکند.
یکی نامه زی شهر هندوستان
به سوی فرامرز یل کن روان
هوش مصنوعی: کسی از شهر هندوستان نامهای به سوی فرامرز، که فردی شجاع و دلیر است، فرستاده بود.
بگویش که ای پور فرخنده روز
چه بودت که نائی سوی نیمروز
هوش مصنوعی: به او بگو که ای پسر خوشیمن، چه چیزی تو را واداشته که به سمت نیمروز بروی؟
چه این نامه آید سوی کامیاب
نیارد درنگ و بیارد شتاب
هوش مصنوعی: اگر این نامه به سوی فرد موفقی بیاید، نباید درنگ کند و باید با شتاب حرکت کند.
که آمد قیامت سوی سیستان
ز ترکان و از دیو تیره روان
هوش مصنوعی: قیامت به سوی سیستان نزدیک شده است، از طرف ترکان و از دیوهای سیاه و بدطینت.
. . .
ابا تیغ و خفتان و گرز کمند
هوش مصنوعی: با سلاح و زره و چماق آماده به مبارزه هستی.
. . .
ازین لشکر دیو نر اژدها
هوش مصنوعی: این تصویر نشاندهنده نیرویی وحشتناک و مخوف است که شبیه به اژدهایی نیرومند و دلاور است. به نوعی حاکی از قدرت و قوتی است که ترس و دلهره به همراه دارد.
. . .
بکردند گردان ما را اسیر
هوش مصنوعی: ما را به اسیری درآوردند.
زواره تخاره دگر مرزبان
چه سام گرامیست ای پهلوان
هوش مصنوعی: چرا باید دیگر از مرزبانان بترسیم؟ ای پهلوان، سام چقدر محترم و گرامی است.
گرفتار گشتند آن چار شیر
به چنگال ارهنگ دیو دلیر
هوش مصنوعی: چهار شیر دلیر در دام دیوی قوی و ترسناک گرفتار شدند.
چو خورشید مینو ازو خسته شد
چه گور از دم شیر نر رسته شد
هوش مصنوعی: وقتی خورشید درخشان از خستگی به آخر رسید، دیگر هیچ نیرویی نمیتواند از دهان شیر نر به وجود بیاید.
بیا ای پسر زود برکش عنان
که رستم به شد سوی خاور دمان
هوش مصنوعی: بیا پسر، سریعتر حرکت کن و خودت را آماده کن، چون رستم در حال رفتن به سمت شرق است.
به جای تهمتن توئی یادگار
چه شیران بیا و بیارای گار
هوش مصنوعی: تو یادگاری از شیران هستی و به جای تهمتن، باید از خودت نشانی بگذاری و کارهایت را زیبا و شایسته انجام دهی.
که ارهنگ دیو ستمکاره است
به چنگال او دیو بیچاره است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر شخصی در دنیای ستم و ظلم قرار گیرد، در واقع خود را در چنگال دیو ستمکار گرفتار کرده است و در این حال، دیو بیچاره به نظر میرسد. به عبارتی، ظلم و ستم میتواند انسان را به سمت نابودی و بدبختی بکشاند.
بیاید اگر نامور شهریار
بیارش ابا خویش در کارزار
هوش مصنوعی: اگر فرمانروای مشهور بیاید، همراه پدرش در میدان نبرد.
وگر آنکه ناید بمانش به جای
تو زی من به تندی یکی برگرای
هوش مصنوعی: اگر او نتواند در کنار تو بماند، پس بهتر است که به تندی از من فاصله بگیرد.
که او را بما صاف بود روان
بهانه گزید و ز ما شد نهان
هوش مصنوعی: او با ما صمیمی و با روحی صاف بود، اما بهانهای پیدا کرد و از ما پنهان شد.
و دیگر که او راست گوهر تمام
ز ترکان سه پشت از سوی باب و مام
هوش مصنوعی: او همچنین دارای ویژگیها و ارزشهای کامل است که از نژاد ترکها و از طرف پدر و مادرش به او به ارث رسیده است.
بود مادر از گرد سهراب ترک
دگر مام برزوی گرد سترک
هوش مصنوعی: مادر سهراب از غم و درد دوری او دیگر نتوانست طاقت بیاورد و به شدت تحتفشار و پریشانی قرار گرفت.
دگر مام او دخت گرسیوز است
بدین گونه اش اصل و هم مروز؟ است
هوش مصنوعی: دیگر مادر او دختر گرسیوز است، آیا به این ترتیب او اصالت و شرافتی هم دارد؟
کجا پاک باشد دل او به ما
بترسم که بر ما بیارد بلا
هوش مصنوعی: دل او کجا میتواند پاک باشد که من از او نترسم و نگران نباشم که بلایی بر ما نازل کند.
شب تیره آن نامه ها شد روان
روان کرد دستان روشن روان
هوش مصنوعی: در شب تاریک، آن نامهها به آرامی و با جریان خاصی منتشر شدند و دستانی که روشن و نورانی بودند، به کمک آنها آمدند.