برگردان به زبان ساده
زواره کمر بند را تنگ کرد
برآشفت و آهنگ آن جنگ کرد
هوش مصنوعی: زواره، کمربندش را محکم کرد و از این عمل به خشم آمده و به سمت جنگ رفت.
کشیدند صف در برابر سپاه
شد از گرد خورشید تابان سیاه
هوش مصنوعی: در برابر سپاه، صفی کشیده شد و گرد و غبار به وجود آمد که همچون سایهای بر گرد خورشید تابان افتاد.
ز پیش صف ارهنگ آمد چو باد
میان سپه در چه کوهی ستاد
هوش مصنوعی: شخصی از صف دشمن با سرعتی همچون باد به میدان آمده و در وسط نبرد قرار گرفته است. او مانند کوهی مقاوم و محکم ایستاده است.
بزد نعره کای زابلی برگرای
یکی بور سرکش به میدان درآی
هوش مصنوعی: فریاد زد که ای زابل، بیا و یکی از شیرهای سرکش را به میدان بفرست.
زواره برون راند چو شیر زوش
خروشان چه از باد دریا بجوش
هوش مصنوعی: باد دریا مانند شیر وحشی به شدت خروشان و نیرومند است و این نیرو باعث میشود که زواری از دریا بیرون پرتاب شود.
گران گُرزه گاو پیکر بدست
سر راه برگرد ارهنگ بست
هوش مصنوعی: اگر گاوی با جثه بزرگ در میانه راه قرار گرفت، باید با دقت و احتیاط رد شوی تا به آن آسیب نرسانی.
چو ره بست بر دیو واژون دلیر
چنین گفت آن شیر نخجیرگیر
هوش مصنوعی: وقتی راه بر دیو واژون بسته شد، آن شیر شکارچی با دلیرانه گفت:
که ای بخت برکشته تیره روز
سپاه آری از کین سوی فیروز
هوش مصنوعی: ای سرنوشت، که روزگار سخت و بد را بر من تحمیل کردهای، آیا جنگی از کینه را به من تحمیل میکنی که شاید پیروزی را برای من به ارمغان آورد؟
ندانی که این جای شیران بود
گذرگاه شیران و فیلان بود
هوش مصنوعی: نمیدانی که اینجا محل زندگی شیران است و این مکان مسیر عبور شیران و فیلان بوده است.
زدانا شنیدم من این داستان
که می گفت از گفته راستان
هوش مصنوعی: من داستانی را شنیدم از کسانی که راستگو هستند و به درستی نقل میکنند.
که بر شیر چون مرگ رای آورد
گذر سوی نر اژدها(ی) آورد
هوش مصنوعی: آنکه بر شیر چون مرگ غلبه پیدا کرده، به سوی نر اژدها میرود.
زمان چون رسد کور را بی درنگ
به پای خود آید به نزد پلنگ
هوش مصنوعی: وقتی زمان مناسب برسد، حتی اگر کسی نابینا باشد، بدون تردید به سمت خطر میرود و خود را به موقعیت سختی میاندازد.
چنان باز گردی از این رزمگاه
که بر تو بگریند خورشید و ماه
هوش مصنوعی: چنان برگردی از این میدان جنگ که حتی خورشید و ماه برای تو گریه کنند.
چنین پاسخ ارهنگ واژونه داد
که ای گرد بر گوی نام و نژاد
هوش مصنوعی: پاسخی از او شنیده شد که به گرد و غبار بر روی نام و نژاد تو اشاره میکند.
که اکنون سرت را به گُرز گران
بکویم دراین رزمگاه سران
هوش مصنوعی: من اکنون سرت را با سنگینترین ضربه نابود میکنم در این میدان نبرد.
زواره مرا گفت گرد است نام
سپهبد جهاندیده دستان سام
هوش مصنوعی: زواره به من گفت که نام سپهبدی به نام "جهاندیده" است که دستان سام را دارد.
برادر منم رستم زال را
که برداشت از کین چه کوپال را
هوش مصنوعی: من برادر رستم زال هستم که به خاطر انتقام، کوپال را برداشت.
گریزان از او رفت افراسیاب
خلیده روان و دو دیده پر آب
هوش مصنوعی: افراسیاب، با دلی پر از اندوه و چشمان اشکبار، از او گریخت و دور شد.
بگفت این یازید و چون شیر چنگ
برآورد آن گُرزه گاو رنگ
هوش مصنوعی: او گفت که اگر (به جنگ) برود، مانند شیری شجاع، شدیداً به دشمن حمله میکند و نترس خواهد بود.
چو ارهنگ دیدش چه شیر عرین
بزد دست بر گُرزه گُرز کین
هوش مصنوعی: وقتی او را به مانند شیر نیرومندی دید، به شدت به سمت او حملهور شد و به انتقام برخواست.
نخستین زواره بدان اهرمن
درآمد فرو کوفت گُرز کشن
هوش مصنوعی: نخستین پارچه یا بخش از لباس که آن موجود شرور به آن وارد شد، به شدت آسیب دید و زیر ضربات چکش ستم قرار گرفت.
ز گُرز زواره نیامد ستوه
که بد باد آن گرز و ارهنگ کوه
هوش مصنوعی: از گرز زواره، که به عنوان نماد نیروی بزرگ، خسته یا درمانده نمیشود، بلکه باد در آن گرز و آهنگ کوه به تصویر کشیده شده است. این جمله به نوعی بیانگر قدرت و استقامت است که با وجود دشواریها و چالشها از پا نمیافتد.
کجا جنبد از باد کوه کشن
که جنبد ز گُرزی چنان اهرمن
هوش مصنوعی: کجا میتواند از جای خود حرکت کند باد کوهکشان، زمانی که نیروی عظیم اهرمن مانند گرزی آن را تکان میدهد؟
چه زآنگونه گُرزی به ارهنگ زد
روان دیو بر گُرز کین چنگ زد
هوش مصنوعی: چگونه دیوی که در درون خود دارد، با ضربهای که میزند، از شدت خشم به ناله و فریاد میآید.
برانگیخت از جای باره چو باد
درآمد به تنگ زواره چو باد
هوش مصنوعی: به ناگاه، مانند باد، از مکان خود برخاست و به سرعت به سمت تنگهای حرکت کرد.
چه آن حمله ازکینه ارهنگ برد
زواره سپر بر سر چنگ برد
هوش مصنوعی: در این بیت به نبردی اشاره شده است که در آن، شخصی با کینه و دشمنی به سراغ حریف خود میرود و او را به شدت تحت فشار قرار میدهد. در واقع، این تصویر نشاندهنده جدال و جنگی است که با انگیزههای منفی و خصمانه انجام میشود.
بشد راست برباره آن اهرمن
رسید و فرو کوفت گُرز کشن
هوش مصنوعی: اهرمند به سمت او آمد و با نیرنگ، ضربهای محکم فرود آورد.
سپر با سرو ترک در هم شکست
ولیکن زواره نگردید پست
هوش مصنوعی: تخمین میزنیم که در حالی که سپر با زیبایی و قامت بلند سرو ترک در هم شکست، اما چهرهاش هیچگاه خوار و کوچک نشد.
دژم پهلوان از چنان ضرب گشت
برآمد غونای از آن پهن دشت
هوش مصنوعی: پهلوان با آن ضربه، غمگین و ناراحت شد و از آن دشت وسیع برخواست.
زواره بزد دست و برداشت تیغ
درآمد به ارهنگ غران چه میغ
هوش مصنوعی: زوار با شتاب و قدرت دستش را به حرکت درآورد و تیغش را برداشت. در این حال، به سمت ارهنگ خروش و سر و صدا برخاست که چه میگذرد.
چه تیغش نگه کرد ارهنگ زود
به شمشیر از کینه زد چنگ زود
هوش مصنوعی: سرعت عمل و تندی در اقدام را نشان میدهد. اگر کسی به خاطر کینه و دشمنی به سرعت به خونخواهی بر میخیزد، در واقع همان لحظه به کار خود مشغول میشود.
دو پر دل دو شمشیر الماس رنگ
کشیدند و جستند از تیغ چنگ
هوش مصنوعی: دو پرنده شجاع و دلیر با شمشیرهای درخشان و تیز خود به سمت دشمن حرکت کردند و از خطر غافل نشدند.
بزد بر سر باره دیو تیغ
ز باره نگون شد چه از کوه میغ
هوش مصنوعی: دیو با شمشیر بر سر کاخی که ساخته بود، حمله کرد و از روی کوه به پایین افتاد.
چه ارهنگ از آنگونه افتاد پست
بجست و ببازید از کینه دست
هوش مصنوعی: چه بلاهایی از آن نوع بر سر من آمد که به دنبال آن، کینهها را کنار گذاشتم و دست از انتقام برداشتم.
دو پای ستور دلاور گرفت
کشید و نگون شد زواره شگفت
هوش مصنوعی: دو پای نیرومند اسب جنگی به حرکت درآمد و به سرعت سرنگون و حیرتانگیز شد.
چه از زیرش آن اسب بیرون کشید
بزد چنگ بر یکدگر بردردید
هوش مصنوعی: اسب از زیرش بیرون کشیده شد و با چنگ بردیدند و به جان هم افتادند.
وز آن پس میان زواره دلیر
به نیروی بگرفت ارهنگ شیر
هوش مصنوعی: پس از آن، در میان زواره دلیر، به نیروی قدرت، ارهنگ شیر را در دست گرفت.
بزد بر زمین و دو دستش ببست
ببردش به لشکرگه و برنشست
هوش مصنوعی: او را به زمین انداخت و دستهایش را بست و به سوی محل اردوگاه سپاه برد و بر اسب نشاند.
چو زابل گروه آن بدیدند تیغ
کشیدند یک سر به کردار میغ
هوش مصنوعی: زمانی که گروه زابل آن را دیدند، شمشیرها را بهدست گرفته و مانند ابر، آمادهی نبرد شدند.
چه دریای جوشان خروشان شدند
بیگره به آن دیو واژون زدند
هوش مصنوعی: دریای پرخروش و طغیانی به وجود آمد که بیتابی آن به دیو مسلط حمله و ضربه زد.
برآورد ارهنگ شمشیر را
به شمشیر بستد دل شیر را
هوش مصنوعی: اگر کسی شمشیر را از دست دیگری بگیرد، دل شیر را هم به دل و جرات خود نمیسازد.
سپاهش همه تیغ کین آختند
بیکره به میدان کین تاختند
هوش مصنوعی: سپاه آماده شده و همه شمشیرهای خود را برای جنگ آماده کردهاند و به میدان نبرد میروند تا با دشمنان خود مواجه شوند.
برآمد چکاچاک شمشیر مرد
زمین گل ز خون کشت در زیر مرد
هوش مصنوعی: درخشش تیز و برق شمشیر قهرمان باعث شد که زمین از خون کسانی که زیر پای او افتادهاند، گلآلود گردد.
کمند دلیران گلوگیر شد
کمان گوشه گیر و روان تیر شد
هوش مصنوعی: کمند دلاوران بر گردن دشمنان افتاد و کمان به گوشهای رفته و تیرها به سمت هدف شلیک شد.
بپرید مرغ روان از قفس
گره شد نفس در گلوی جرس
هوش مصنوعی: مرغی که در قفس زندانی بود، اکنون آزاد شده و با پروازش صدای جرس را به دلیل هیجان و شگفتی در گلویش احساس میکند.
زبس کشته در دشت افتاده پست
گریزنده را راه رفتار بست
هوش مصنوعی: بسیار افرادی که در دشت افتادهاند و جانشان را از دست دادهاند، مسبب این شده که فرار برای دیگران غیرممکن شود و راه فرار بسته باشد.
شفق برگریبان گردون گرفت
که دامان گردون دون خون گرفت
هوش مصنوعی: شفق، که به رنگی سرخ جلوه میکند، آسمان را در آغوش خود گرفت و نشان از احساسات عمیق و تاثیرگذار دارد، به طوری که گردون، که نماد جهان است، از این حالت متاثر شده و احساس ناراحتی و درد میکند.
ستمکاره ارهنگ مانند دیو
که در گله افتد چه شیر سترک
هوش مصنوعی: اگر ظالمی مانند دیو در میان گلهای از شیرهای قوی و نیرومند ظاهر شود، چه بر سر آن گله خواهد آمد؟
بدان لشکر زابل افتاده بود
بدیشان ز کین گُرز بنهاده بود
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، لشکر زابل به دشمنان حملهور شده و به خاطر کینه و دشمنی، شمشیرها و نیزههای خود را آماده کرده بودند.
زنعل ستورش زمین گشت چاک
شد انباشته چشمه خور ز خاک
هوش مصنوعی: زنی که مشغول کار کشاورزی است، زمین را شخم میزند و در نتیجه، خاک آن شکافته میشود و آب چشمهها از دل خاک بیرون میآید.
چو زابل چنان دید بنمود پشت
. . .
هوش مصنوعی: وقتی زابل را دید، متوجه شد که پشت او چگونه است...
گریزان سوی سیستان آمدند
. . .
هوش مصنوعی: آنان به سمت سیستان فرار کردند.
به شهراندرون ریخت یکسر سپاه
. . .
هوش مصنوعی: سپاه به طور کامل به شهر حمله کرد و داخل آن شد.
چو زین آگهی یافت فرخنده زال
برآورد کوپال نیوم به یال
هوش مصنوعی: زمانی که زال خوشحالی و شادمانی را دریافت، سرش را به نشانهٔ افتخار بلند کرد و موهایش را با غرور به باد سپرد.
بفرمود تا در ببستند زود
خروش یلان شد به چرخ کبود
هوش مصنوعی: فرمان دادند که سریع در را ببندند و بانگ شیران به آسمان بلند شد.
فکندند در کنده شهر آب
کسی را نبد رای آرام و خواب
هوش مصنوعی: آب را در کندهای رها کردند و هیچکس در شهر آرامش و خواب نداشت.
چو نزدیک شهر آمد ارهنگ تنگ
فرود آمد آهیخت از جنگ چنگ
هوش مصنوعی: وقتی به نزدیکی شهر رسید، آهنگ و حال و هوایش دچار تغییر شد و از جنگ و نبرد دست کشید.
بزد خیمه در دامن سیستان
گرفتند آن شهر را در میان
هوش مصنوعی: در دامن سیستان، خیمهای برپا کردند و آن شهر را در بر گرفتند.
چو این پیک آهو تک خاوری
برون شد ازین حصن نیلوفری
هوش مصنوعی: وقتی این پیامبر آهو، که در زیبایی و لطافت منحصر به فرد است، از این دژ رنگین و شگفتانگیز خارج شد، دنیا را تحت تأثیر قرار داد.
شب تیره پیدا نهان روز شد
حصار فلک انجم افروز شد
هوش مصنوعی: شب تاریک به آرامی از بین رفت و روز آمد. آسمان پرستاره درخشانتر شد.
بفرمود ارهنگ دیو نژند
زواره ببردند در زیر بند
هوش مصنوعی: دستور داده شد که زواره را که از نسل دیوان بود، در زیر بند ببرند.
شب تیره نزدیک ارجاسب شاه
که در بلخ بنشسته بد با سپاه
هوش مصنوعی: در شب تاریکی، ارجاسب شاه که در بلخ با سپاهش مستقر شده بود، حضور داشت.
وزین رو سپهدار فیروز چنگ
همه شهرآراست اسباب جنگ
هوش مصنوعی: در نتیجه، سپهدار فیروز چنگ با توانمندیهایش، همهی شهر را برای نبرد آماده کرده است.
سپردند مر برجها را حصار
بگردان گردن کش نامدار
هوش مصنوعی: برجها را به دور خود حصاری کشیدند و گردنکشی سرشناس را به کنترل خود درآوردند.
ز هربرج آواز بیدار باش
بگردون همی شد که بیدار باش
هوش مصنوعی: هر گوشهای صداهایی به گوش میرسد که تو را بیدار میکنند، زیرا دنیا همچنان در حال تغییر و حرکت است و تو باید هشیار باشی.