برگردان به زبان ساده
جهان دیده زال این سخن چون شنید
برآشفت و از جایگه بردمید
هوش مصنوعی: زال که با خیلی از تجربیات و دیدههایش به دنیا نظر دارد، وقتی این حرف را شنید، به شدت عصبانی شد و از جایش بلند شد.
چنین پاسخ نامه پور کرد
که مانا تو را دیو مزدور کرد
هوش مصنوعی: در پاسخ به این نامه، مانند این است که تو را دزد و فریبکار به بند کشیده است.
بپوشید دیوت دو چشم خرد
ز گردان چنین ناسزا کی سزد
هوش مصنوعی: چشمهای خرد خود را از شنیدن این سخنان ناپسند و بیمورد بپوشانید و دور کنید، زیرا شنیدن اینگونه حرفها شایسته نیست.
مرا پیر خوانی و دل بشکنی
بترسانی از جنگ اهریمنی
هوش مصنوعی: تو مرا پیر میخوانی و دل مرا میشکنی و از جنگی ترسناک میترسانی.
به یزدان که چون برگرایم عمود
برآرم ز کوه ستیزنده دود
هوش مصنوعی: به خدا که وقتی به او پناه برم، همچون ستونی محکم از کوههای بلند، قدرت و استقامت خواهم داشت.
چو من پیر گشتم هژبر افکنم
بلای دل جان اهریمنم
هوش مصنوعی: زمانی که من پیر شدم، تمام دردها و مشکلاتی که در قلب و جانم وجود دارد را کنار میزنم.
تو مردانه باش و برآرای کار
میندیش از دیو و از کارزار
هوش مصنوعی: شجاعانه عمل کن و نگران نباش، نه از دیوها بترس و نه از نبردها.
چو خورشید مینو چنان زخم دار
سوی سیستان آمد از کارزار
هوش مصنوعی: چون خورشید زیبا و درخشان، زخمدار و آسیبدیده، از میدان جنگ به سمت سیستان آمد.
همه سیستان گشت زیر و زبر
بگفتا بگردان روان زال زر
هوش مصنوعی: تمام سیستان به هم ریخت و همه جا به هم خورد. زال زر به همه گفت که باید به حرکت درآیید.
که کردند دروازه را استوار
ببد گرد دستان نیرم سوار
هوش مصنوعی: که دروازه را محکم ساختند تا نیروی سواران نیرومند از آن عبور نکند.
بفرمود تا سنگهای گران
کشیدند بر باره افسونگران
هوش مصنوعی: او دستور داد تا سنگهای گرانبها را بر روی سحرگرها بریزند.
بگردید در گرد شهر و حصار
کجا بد خراب کرد زال استوار
هوش مصنوعی: به دور شهر و دیوار آن بگردید؛ جایی را پیدا کنید که زال استوار خراب شده باشد.
وزین روی برخاست آوای جنگ
دلیران ببستند برباره تنگ
هوش مصنوعی: از این جهت، صدای جنگجویان بلند شد و آنان در محاصرهای سخت قرار گرفتند.