برگردان به زبان ساده
سپه را بسوی سراندیب برد
سر سروران را ز سر شیب بود
هوش مصنوعی: سربازان را به سمت سراندیب هدایت کرد و رهبران را از شیب کوه بالا برد.
بگرد سراندیب آمد فرود
یکی نامه آن شیر بنوشت زود
هوش مصنوعی: در سرزمین سراندیب که به آنجا آمده بودند، کسی به سرعت نامهای از سوی یک شیر نوشت.
بنزد فرانک مه گلرخان
مه گلرخان و مه بانوان
هوش مصنوعی: به نزد فرانک، مه گلرخان، داشتن زیبایی و لطافت را به تصویر میکشد. او به مثابهٔ ماهی درخشان است که زیباییاش در نگاه دیگران به ویژه بانوان، تأثیرگذار و دلنشین مینماید.
که از بند بیرون کن ارژنگ را
وگرنه برآرا ره جنگ را
هوش مصنوعی: اگر ارژنگ را از اسارت آزاد نکنی، جنگی را برپا خواهی کرد.
بیزدان که این قلعه آرم بدست
برین مردم شهر آرم شکست
هوش مصنوعی: خدا را شکر که این قلعه به دست من است و من بر این مردم شهر تسلط دارم و آنها را شکست دادهام.
سراندیب را سازم از کین خراب
ز دریا ببندم درین شهر آب
هوش مصنوعی: من سراندیب را با کینه ویران میکنم و در این شهر، آب را از دریا میبندم.
برش زیر و زیرش به بالا کنم
مقام نهنگان دریا کنم
هوش مصنوعی: اگر من برش را به زیر بزنم و زیرش را به بالا بیاورم، میتوانم جایگاه نهنگان در دریا را تغییر دهم.
چو نامه بنزد فرانک رسید
ازین نامه اش نیش بر رگ رسید
هوش مصنوعی: وقتی نامه به دست فرانک رسید، اثر تلخی از آن در وجودش پیدا شد.
زمانی بدین کار کرد او سکال
ره آشتی را ببست او خیال
هوش مصنوعی: زمانی او تلاش کرد تا با مسیری که انتخاب کرده بود، راه آشتی را مسدود کند و به افکارش بر خلاف آنچه که بود، بپردازد.
که اکنون دلارام بانوی اوست
پرستنده طاق ابروی اوست
هوش مصنوعی: اکنون آن محبوب آرامشبخش، بانوی دلنشین اوست و کسی است که در برابر زیباییهایش، احترام و پرستش میگذارد.
بدو گر بدین کینه چنگ آورم
سر نام در زیر ننگ آورم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با این کینه به او حمله کنم، نام نیک را زیر بار ننگ میبرم.
بمکرش همانا گه آرم بدست
که از مکر بتوان سپاهی شکست
هوش مصنوعی: به زودی فرصتی پیش میآید که در آن میتوانم با فریب و نیرنگ، دشمن را شکست دهم.