برگردان به زبان ساده
چو این کوی زرین نمودار شد
سر اختر شب نگونسار شد
هوش مصنوعی: وقتی که این مکان زیبا و معتبر نمایان شد، ستاره شومی که در شب میدرخشید، خاموش گشت.
دهل زن دگر بر دهل چنگ زد
تبیره همی ناله جنگ کرد
هوش مصنوعی: شخصی بر روی دهل ضربه میزند و به همراه آن، صدای چنگی نیز به گوش میرسد و این صدا نشاندهندهی شروع یا فراخوانی برای جنگ است.
ز هر دو سپه گشت اختر بلند
خروش آمد و ناله نای هند
هوش مصنوعی: از هر دو طرف، ستارهای درخشان به صدا درآمد و صدای نای هندی به گوش رسید.
بگردون همین ناله سنج شد
جهان باز از کینه در رنج شد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ناله و درد در این دنیا به دور خودش میچرخد و باعث میشود که جهان از کینه و دشمنی در رنج و عذاب باشد.
دلیران ببستند قلب جناح
تو گفتی که پوشیده گیتی سلاح
هوش مصنوعی: شجاعان به راحتی خود را برای نبرد آماده کردند و همچون سلاحی که جهان را پوشانده است، به جلو آمدند.
پس پرده کین نهان آشتی
قیامت بدان روز پنداشتی
هوش مصنوعی: در زیر پرده غم و کینه، روز قیامت به آشکار شدن نزاع و آشتی میانجامد که تو تصور کردی.
دگرباره آمد میان سپاه
مرآن سرخ پوش اندر آوردگاه
هوش مصنوعی: دوباره آن فرد با لباس سرخ به میان سپاه آمد و در میدان نبرد ظاهر شد.
که جوید دگر ره به میدان نبرد
خروشان و جوشان چو شیر نبرد
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال راهی دیگر برای ورود به میدان جنگ است، باید با قدرت و شجاعت مانند شیر به نبرد بپردازد.
چه دیدش چنان زنگئی زوش شد
به میدان و چون شیر در جوش شد
هوش مصنوعی: او چنان شجاع و دلیر شده که همچون شیر در میدان جنگ به نبرد پرداخته و به خود فخر میفروشد.
چه دیدش دگرباره آن سرخ پوش
بیامد به نزدیکی شیر زوش
هوش مصنوعی: او دوباره به آن سرخپوش نگاه کرد که به نزدیکی شیر زوش آمد.
کشید از کمر گُرزه گاو سر
به زنگی ببرد حمله چون شیر نر
هوش مصنوعی: گُرزه گاو به طور ناگهانی از کمرش قدرت و انرژی گرفت و مانند شیر نر با شدت و قاطعیت حمله کرد.
چو زنگی شد از گُرز آن یل ستوه
بپیچید و شد در میان گروه
هوش مصنوعی: زمانی که آن جنگجو از ضربهی گرز به شدت آسیب دید، او به سرعت از درون جمعیت فرار کرد و دور شد.
جهان از پس او همی تاخت اسپ
سپهبد چه دید آن چو آذرگشسپ
هوش مصنوعی: جهان پس از او به سرعت در حال حرکت است. مانند اسب سپهبد که به جلو میتازد، او چه میبیند که مانند آذرگشسپ است.
بمالید مهمیز و بگشاد دست
سر راه بر شیر جنگی ببست
هوش مصنوعی: با فشار دادن مهمیز و راندن، دست خود را به سمت شیر جنگی دراز کرده و او را در مسیر خود بستند.
بدو گفت با من برآرای جنگ
گرت هست نیرویی باز و بچنگ
هوش مصنوعی: او به من گفت: اگر توان جنگیدن داری، بیدرنگ به میدان بیا و آماده نبرد شو.
چه دیدش بدو گفت آن سرخ پوش
که زینگونه بر دشت کین برمجوش
هوش مصنوعی: سرخپوشی به او گفت که چرا اینگونه در دشت جنگ و خونریزی مشغول هستی و این کارها را انجام میدهی.
تو در کین نه شیری و روباه من
نه تو آفتابی بکین ماه من
هوش مصنوعی: تو در حال رقابت نه مانند شیر قوی هستی و نه مانند روباه فریبنده. من هم در این دشمنی نه به اندازه خورشید درخشانم و نه به اندازه ماه زیبا.
که روباه بگریزد از شیر نر
و یا ماه کم گردد از پیش خور
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که چیزی به طور طبیعی نمیتواند از چیزی قویتر و یا بزرگتر فرار کند. به عبارت دیگر، روباه نمیتواند از شیر نر بگریزد و یا ماه نمیتواند کمتر از پیش در آسمان ظاهر شود. زندگی و واقعیتها به طوری طراحی شدهاند که هر چیزی در جایگاه خود باقی میماند و تغییرات به صورت طبیعی و منطقی رخ میدهند.
چه دید مر این گُرز چنگال من
کمند و کمان و بر و بال من
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که این سلاح یا قدرت من (گُرز چنگال) چه تاثیری بر دیگران میگذارد؛ در واقع، او نگاهی به توانمندیها و تجهیزات خود دارد و از قدرت و قابلیتهایش صحبت میکند. به عبارتی، این فرد به ویژگیهای خود و تأثیر آن بر محیط اطرافش اشاره دارد.
گریزان برفتی و باز آمدی
وگرنه ز کین رزمساز آمدی
هوش مصنوعی: تو دور شدی و دوباره برگشتی، وگرنه از روی کینه جنگ و نبرد را آغاز کرده بودی.
چنان دان که هوشت بسر آمداست
و یا اسب بختت بسر آمده است
هوش مصنوعی: به گونهای بیاندیش که یا عقل و هوش تو به پایان رسیده است، یا شانس و بختت به مرحلهای خاص رسیده است.
چنین پاسخش داد یل شهریار
که ای مرگ را گشته خود خواستار
هوش مصنوعی: یل شهریار پاسخ داد که مرگ خود خواسته و به آن تمایل دارد.
چه بیند تهی گرگ کوه از پلنگ
تواند گشاید به نخچیر چنگ
هوش مصنوعی: اگر گرگی در کوه خالی باشد، چگونه میتواند پلنگی را بگیرد و شکار کند؟
ندیدی که در بیشه شیران کین
گشودی چه روباه دندان کین
هوش مصنوعی: آیا نگریستی که در جنگل شیران، چه کینهای را برانگیختی که خود، روباهی ناتوان هستی؟
مر آن گنج بی رنج برداشتی
نهشتی دراین کین ره آشتی
هوش مصنوعی: تو آن گنجی را که بدون زحمت به دست آوردی، در این مسیر دشمنی نهان کردهای.
چه شیران برفتم دگرباره باز
ببستم بکین تنگ برباره باز
هوش مصنوعی: من دوباره به جنگ با شیران رفتم و آنها را به زنجیر کشیدم تا دیگر نتوانند آزادانه حرکت کنند.
نخستین بگو نام و اصل و نژاد
چنین داد پاسخ که ای پاک زاد
هوش مصنوعی: در ابتدا از او خواستند که نام و اصل و نژاد خود را معرفی کند. او با پاسخی صحیح و دلنشین گفت که من انسانی اصیل و پاکزاد هستم.
به مردی همانا مثال تو نیست
به بالا کوپال و یال تو نیست
هوش مصنوعی: هیچ مردی مانند تو وجود ندارد، نه در قامت و نه در زیبایی ظاهریات.
مرا نام در جنگ او شیون است
که از من بشیران نو شیون است
هوش مصنوعی: نام من در میدان جنگ، فریاد و نالههایی است که از طرف من به گوش میرسد، مانند نویدهایی که از پیروزی به گوش دیگران میرسد.
نیره منم شاه مهراج را
ازین پس بسر بر نهم تاج را
هوش مصنوعی: من روشنایی و درخشش هستم و از این به بعد تاج را بر سر شاه مهراج قرار میدهم.
بگیرم همه ملک هندوستان
ز هندوستان تا به زابلستان
هوش مصنوعی: میخواهم تمام سرزمینهای هندوستان را به دست آورم، از هندوستان تا زابلستان.
همه مال هندوستان از من است
تو را برده از راه اهریمن است
هوش مصنوعی: تمام دارایی و ثروت هندوستان از آن من است، و تو به طرز نادرستی و با فریب، از کوهها و وادیهای نامناسب به آنجا رسیدهای.
بگفت و کمان کرد برزه چو شیر
بدان نامور برببارید تیر
هوش مصنوعی: او گفت و با چابکی مانند شیر، کمان را کشید و تیر را به سوی هدف پرتاب کرد.
جهان جوی هم چرخ برزه نهاد
بر او تیر بارید مانند باد
هوش مصنوعی: دنیا همچون یک چرخش همواره در حال تلاطم است و بر آن تیرهایی از حوادث و مشکلات میافتد، همانطور که باد به طرز ناپایدار و بیوقفه میوزد.
دو یل هر دو در زیر جوشن بدند
بجوشن درون کوه آهن بدند
هوش مصنوعی: دو پهلوان هر کدام زیر زره خود بودند و در دل کوه، آهن در حال ذوب شدن بود.
نبد تیر بر گبرشان کارگر
چو بادی که بر سنگ آرد گذر
هوش مصنوعی: تیرهایی که به سوی زرتشتیان پرتاب میشود، هیچ تأثیری ندارد، مانند بادی که نمیتواند سنگ را جابجا کند.
چو ترکش تهی شد ز تیر و خدنگ
سوی گُرز بردند آنگاه چنگ
هوش مصنوعی: زمانی که تیراندازی به پایان رسید و کمان تهی شد، به جای آن، به سمت چماق رفتند و آن را به کار بردند.
به هم بر چنان گُرز کین کوفتند
که از کین فلک بر زمین کوفتند
هوش مصنوعی: به یکدیگر ضربهای وارد کردند که به حدی شدید بود که از شدت کین، آسمان نیز به زمین افتاد.
مر آن سرخ پوش اندر آمد روان
سپر برد بر سر روان پهلوان
هوش مصنوعی: مردی با لباس قرمز به میدان وارد شد و در حالی که سپر را بر سر خود گذاشته بود، به جنگجوهای شجاع توجه کرد.
یکی گُرز زد بر سر آن سوار
که از درد پیچید یل شهریار
هوش مصنوعی: یک نفر با قدرت و شدت بر سر آن سوار ضربهای زد که او به خاطر درد به خود پیچید و دچار ناراحتی شد.
جهان تیره شد در جهان بین او(ی)
بدو آفرین کرد آن جنگجوی
هوش مصنوعی: جهان برای او تاریک شد و او به خاطر آن جنگجو که خالقش بود، سپاسگزاری کرد.
برآورد گُرز و بدو راند اسپ
خروشید مانند آذرگشسپ
هوش مصنوعی: شخصی نیزه را به دست گرفت و به سوی او حمله کرد، صدایش به اندازهی آذرگشسپ که شلیک میکند بلند و خروشان بود.
سپر برد برسر یل سرخپوش
یکی گُرز زد بر سرش شیرزوش
هوش مصنوعی: یکی از جنگجویان شجاع با لباس سرخ بر سرش سپری گذاشته است. او با یک چکش به شدت به سر کسی که به او حمله کرده، ضربه میزند.
کز آن گُرز پیچید برخود چو مار
بدو آفرین کرد آن نامدار
هوش مصنوعی: از آن چماق مانند مار به دور خود پیچید و آن شخصیت برجسته را ستایش کرد.
دو یل هر دو زینسان به گُرز گران
خروشان و جوشان چو شیر ژیان
هوش مصنوعی: دو پهلوان هرکدام با گُرز سنگین و پرخروش به مانند شیری قوی و نیرومند آماده نبرد هستند.
درنگادرنگ عمود گران
ببرد آب بازار آهنگران
هوش مصنوعی: اگر آب جاری شود، آهنگران دیگر نمیتوانند کار کنند. بنابراین، صبر کردن و درنگ کردن باعث میشود که کار آنها متوقف شود.
چو از دستها دست و پا بافت رنج
کشیدند شمشیر چون مار گنج
هوش مصنوعی: وقتی که با تلاش و کوشش، از دستها و پاها، چیزی ساخته میشود، در نهایت همانند شمشیری که به آسانی حرکت میکند، به نتیجهای میرسیم که ارزشمند است.
و یا برق کاید بزیر از سحاب
و یا از دهان نهنگ آفتاب
هوش مصنوعی: این عبارت به تصویر کشیدن دو پدیده طبیعی مختلف است: یکی نور یا درخششی که از ابرها میتابد و دیگری نوری که از دهان یک نهنگ ظاهر میشود. این تصاویر، زیبایی و شگفتی طبیعت را به تصویر میکشند و نشاندهنده این هستند که نور میتواند در مکانها و شرایط مختلفی پدید آید.
شد از تیغ آتش فشان دشت کین
دو یل بود از کین گره بر جبین
هوش مصنوعی: در دشت کینه، آتشی به پا شده است که دو جنگجو از حرص و کینه، بر جبین خود نشانههایی دارند.
نظاره برایشان زبر گشت مهر
ز رفتن فرو ماند بر جا سپهر
هوش مصنوعی: خورشید برای آنها در حال حرکت است، اما به خاطر رفتن و جا نماندن از آسمان، دیگر ثابت مانده است.
ز خورشید شمشیر شد چون هلال
مه قبه های سپر در جدال
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید مانند شمشیری در آسمان میدرخشد، هلال ماه نیز به شکل قبههایی شبیه سپر در میدان نبرد ظاهر میشود.
شد از آتش تیغ کین دشت گرم
ز نعل ستوران حجر گشت نرم
هوش مصنوعی: آتش جنگ سبب شد که دشت گرم و سوزان، به نرمی و لطافت تبدیل شود.
دو لشکر نظاره برآن رزم خواه
بدینسان دو شیر اندر آوردگاه
هوش مصنوعی: دو گروه در حال تماشا بر یکدیگر هستند، مانند دو شیری که در میدان جنگ به نبرد میپردازند.
همی تیغ بر تارک هم زدند
نه یکدم در آن کینه گه دم زدند
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح دیده میشود که افراد خشمگین و درگیر در نبرد، بدون لحظهای آرامش، به شدت به یکدیگر حمله میکنند و در این فضا، هیچکس لحظهای برای تنفس و آرامش ندارد.
چنین نافتاد از لب بام چرخ
ز دست قضا و قدر جام چرخ
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که وضعیت دشوار یا ناگوار ما ناشی از قضا و قدر است. به این معنا که گاهی اوقات حوادث غیرقابل پیشبینی و ناگهانی به وقوع میپیوندد که ما را از مسیر خود منحرف میکند و از آنچه انتظار داریم دور میسازد.